پول های کثیف!

پول های کثیف!

با لباس کار بود و غرق در فکر لقمه ای نان، وقتی صدای دلخراش ترمز ماشین مدل بالای آقازاده به خودش آورد و بی درنگ غرق در خونش کرد. تقصیری نداشت. راهش را می رفت. از درد ناله می کرد و به خود می پیچید. چند اسکناس پنج هزار تومانی از جیبش بیرون زده بود. معلوم بود از سر کار بر می گشت. اما بچه پولدار، دست به کمر، ایستاده بود و خسارت ماشینش را برآورد می کرد.بی تفاوت نسبت به موتور سوار بی نوا،بی ادبانه در پاسخ به درخواست عابری برای رساندن مصدوم به بیمارستان گفت: «دیه اش را می دهم». به همین راحتی! معلوم نبود از کجا؟

ثروت مزیتی است اجتماعی. یعنی فقط در بین انسان ها اهمیت دارد و حیوان پولدار یا بی پول یافت نمی شود. راه های دست یابی به آن، توسط عموم مردم یک جامعه پذیرفته شده، که از آن با عنوان قاعده مالکیت نام برده می شود. مهمترین راه نیل به ثروت، کار و تلاش است. بدیهی است که انسان های پر تلاش و کار آفرین ثروت بیشتری کسب می کنند. چون با رنج و به تدریج گنج به دست آورده اند از آن در جهت توسعه ی فعالیت خود استفاده می کنند و خود نمایی و فخر فروشی هرگز از اولویت های آنان محسوب نمی شود. برعکس کمک به هم نوعان و مشارکت در کارهای خیر، دغدغه ی اصلی آنان است. فرزندان شان نیز، راه پدر را در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی ادامه داده و اعتبار و آبروی پدر را زیر سوال نمی برند.

برخلاف ثروتمندان کارآفرین، که با شایستگی و زحمت به ثروت مشروع دست می یابند، در جامعه ی ما، تحریم های ظالمانه و برخی تصمیمات مصیبت بار غیر کارشناسانه سبب پیدایش فرصت طلبانی گردیده است که با رانت و سوء استفاده،منابع عظیم ثروت جامعه را به اختیار خود درآورده اند. ثروت این گروه نه بر اساس فعالیت اقتصادی و کارآفرینی، بلکه به خاطر امتیازات ناشی ازموقعیت سیاسی و یا نفوذ در سلسله مراتب قدرت است. اکثر این افراد چون یک شبه و بدون شایستگی، صاحب ثروت شده اند، آنرا در آسان ترین راه ممکن، یعنی واسطه گری و دلالی سرمایه گذاری می نمایند. سود سرشار دلالی و واسطه گری و واردات کالاهای بنجل خارجی(چینی)، علاوه برمرگ تولیدات داخلی،پولدارهایی را به وجود آورده که پولدار شدن شان مساوی با، بیکاری و در فقر دست و پنجه نرم کردن صدها خانواده است. دردناک تر این که، «پول مستی» آنان موجب ایجاد ناهنجاریهای بسیاری از جمله فخر فروشی، بی تفاوتی نسبت به قانون، اغفال طبقات ضعیف، سوء استفاده های گوناگون از زیر دستان و …می شود.

در چنین صورتی مردم نسبت به تراکم ثروت در دست گروهی خاص، به شدت احساس بی عدالتی می کنند و نتیجه ی ملموس آن، شیوع ویروس تن پروری و گرایش به سمت یک شبه پولدار شدن،در سطح جامعه است. همه به دنبال راه های میانبر دسترسی به ثروت می روند. پرداخت و دریافت رشوه، افت شدید کیفیت کار کارگران و کارمندان، نبود اعتماد متقابل بین مردم، کلاه برداری و تقلب، سرقت های مسلحانه، قاچاق مواد مخدر و …، آسیب هایی است که به طور مستقیم تحت تاثیر حصول سرمایه های نامشروع در جامعه است.

پیدایش این طبقه ی نوظهور لطمات جبران ناپذیری به پیکره ی نظام اجتماعی و فرهنگی وارد می سازد. مهمترین نکته این است که بقا و تداوم زندگی این افراد در بحران و آشوب امکان پذیر است و به همین دلیل حتی در مواقع آرامش، با ایجاد بحران و التهاب تصنعی، حیات و سلطه ی خود را ممکن می سازند. از این شگرد، سارقان کف خیابان ها هم استفاده می کنند. با ایجاد دعوا و زد خورد بین خود و یا سوژه، دارایی و جیب بخت برگشته را به تاراج می برند. تفاوت فقط در حجم درآمد است. سارقان کف خیابان ها، چند هزار تومان ولی بحران آفرینان در سطح کلان، ثروت های چند هزار میلیاردی به دست می آورند.

ویژگی مزایای اجتماعی ثروت، قدرت و احترام به گونه ای است که اگر یکی را داشته باشی دسترسی به مزیت های دیگر آسان است. پول خرج می کنند و قدرت به دست می آورند و یا با بذل و بخشش کمی از آن، صاحب احترام و منزلت اجتماعی می شوند. بنابراین همانگونه که موریس دورژه معتقد است «قدرت فساد می آورد»، ثروت و احترام نامشروع هم، می تواند چنین کند. متاسفانه در کشورهای در حال توسعه، برای دسترسی به مزایای اجتماعی، قدرت حرف اول را می زند و افراد برای رسیدن به ثروت و احترام سعی می کنند با شیوه های مختلف به سرچشمه ی قدرت نزدیکتر شوند. به همین دلیل در کشورهای توسعه یافته مکانیزم هایی وجود دارد که به شدت راه را برای سوء استفاده از قدرت برای به دست آوردن ثروت (رانت خواری) یا احترام می بندند. به همین خاطر، سیاستمداران نیز چون سایر مردم در جامعه زندگی می کنند. آقای دکتر محمود سریع القلم در خاطره ای نقل می کند که وزیری از کشورهای شبه جزیره اسکاندیناوی به تنهایی پشت سر او در صف سوار شدن به هواپیما ایستاده بوده است و هیچ همراه یا محافظی نداشته، در حالیکه در برخی کشورها و در هر ماموریتی، حتی مدیران خرد را حداقل چند خدم و حشم به امید اسکورت می کنند.

اگر ثروت که محصول تلاش همه ی اعضای جامعه است، بدون توجه به توانایی و شایستگی، به افرادی سپرده شود که جز به امیال و هوس های خود به چیزی فکر نمی کنند، یا در خارج مثل «خاوری» صرف عیش و نوش و خرید ویلای چند میلیون دلاری می شود و یا در داخل اسباب انواع آسیب های اجتماعی را فراهم می کند. البته نخستین قربانی این زد و بند خودشان هستند. فرزندان پولدارهای ناشی از رانت و اختلاس های کلان مرگ پدر را آرزو می کنند و همچون مارهای روئیده شده بر دوش ضحاک، جز با جان و مال و ناموس «فقیر مردم»، سیری نمی یابد. بچه مایه دارهایی که نمی دانند با پول پدر چه کنند. یکی از آنها می گفت: «نمی دانم چی خواسته باشم؟»

امروزه چه راحت برخی دست به جیب می شوند و خون بهای مظلوم و ضعیفی را پرداخت می کنند. دستور مرگ صادر می کنند و بی مهابا تهدید به کیسه کردن و کتک کاری. پول دارند و فکر می کنند با آن توانایی خرید هر چیزی را دارند، حتی انسانیت. پول به ناحق و کثیف، انسانیت را به کثافت می کشاند.راستی! هنوز وقت آن نرسیده که قانون دست به کار شده و با کمک مردم،سوء استفاده کنندگان را افشا و قطار جامعه را به مسیر اصلی خود یعنی صداقت و احترام به کار و کارآفرینان برگرداند و از
همه ی … بپرسد که از کجا آورده ای؟

نویسنده :حبیب اله قربانی

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.