پذیرشِ زن بودن (چارچوب و صلح )

فروغ خراشادی

سال هاست پشت شیشه برخی فروشگاه ها با این عبارت مواجه می شویم: «به یک همکار خانم نیازمندیم.»

برای ترجیح در استخدام “زن” دلایلی ذکر می شود که فعلا مورد بحث ما نیست؛ آن چه اهمیت دارد، موضوع انتخاب یک همکار یا فروشنده بر اساس “جنسیت” از سوی کارآفرین است. «سیمون  دوبوار»، نویسنده فرانسوی، نزدیک به ۷۰ سال پیش در کتاب “جنس دوم” می نویسد: اگر بخواهم کتابی بنویسم، نخست باید خودم را معرفی کنم و بگویم که یک زن هستم؛ این کاری ست که یک مرد نیازی به انجام دادنش ندارد. حق با “دوبوار” است؛  یک مرد نمی گوید من یک مرد هستم و این حرف ها را می خواهم بگویم؛ یا این کتاب را نوشته ام؛ او بدون آن که نیاز باشد بگوید ” من به عنوان یک مرد، …”، حرفش را می زند، فیلمش را می سازد، وزیر و وکیل می شود، قلب وکلیه جراحی می کند، به فضا می رود، رئیس جمهور یا منتقد سینمایی می شود و در نهایت کارش را انجام می دهد؛ هر چه که باشد؛ از دستفروشی تا طبابت، از بقالی تا ریاست جمهوری! جامعه هم بدون نیاز به احرازِ جنیست، او را به عنوان یک واحد انسانی می پذیرد.

زن اما، پیش از آن که انسان بودنش مورد توجه قرار بگیرد، باید خودش را “به عنوان یک زن” معرفی و اثبات کند! مثلا بگوید: من انوشه انصاری اولین “زن” فضانورد ایرانی ام! البته ممکن است شماری بگویند: این جا تاکید بر زن بودن امتیازی ست برای “زنان” با توانایی هایی که نه تنها یک مرد داراست، بلکه گاهی یک مرد هم آن را ندارد! اما من می گویم: بیایید از خودمان بپرسیم «چرا پیش فرضمان این نباشد که “زن” به “مثابه انسان” می تواند آن توانایی خاص را داشته باشد؟» و اصولا چرا معیار توانایی باید “مردان” باشند؟ مگر نه این که زن، یک انسان است؟نه بیشتر و نه کمتر!

بگذارید  مساله را از زاویه ای ملموس تر ببینیم؛ شماری از مردم در مواجهه با زنان از این عبارتِ “از فرنگ آمده” بسیار استفاده می کنند:” خانم ها مقدم اند” شمار زیادی از همین آدم ها، ممکن است در جمله سوم یا چهارم گفتگو، خطاب به همان خانم بگویند: “شما زن ها همیشه بد قضاوت می کنید” یا “امان از دست شما زن ها که همه تان سرو ته یک کرباسید” یا ” شما زن ها به خودتان هم رحم نمی کنید”-  و از یاد می برند که این مردان هستند که طلایه دار جنگ علیه مردانند! – یا می گویند: “چرا مثل یک زن رفتار نمی کنی و سرجایت آرام نمی نشینی” یا مثالی که خود سیمون دوبوار در کتابش به آن اشاره می کند:  “تو این حرف را می گویی، چون یک زن هستی” و …
جملاتی از این سنخ، در زندگی روزمره کم شنیده نمی شود؛ جملاتی که شاید بر اساس شرطی شدگی، به دلیل آن چه عادت و فرهنگ عمومی جامعه است، بدون بررسی به زبان آورده می شود.

بااین همه، نخستین پرسشی که در چنین شرایطی به ذهن متبادر می شود، این است: مگر زن بودن چه کیفیت یاحالتی دارد که اعمال یک زن شامل حرف زدن، فکر کردن، ابراز وجود کردن، اظهار نظر کردن و … به آن کیفیت مربوط می شود؟ کیفیتی که از قضا به جنسیت وابسته است و اندیشیدن، حرف زدن و هر کنشی که در بالا ذکر شد، اصولا هیچ گونه ارتباطی با آن ندارد؛ مگر آن که دانشمندان روزی کشف کنند که اندیشیدن و  متعلقاتش یعنی حرف زدن و کار کردن ,… با ابزاری جز مغز پردازش می شود!

شاید عده ای در رو یا رویی با این سخنان گمان کنند که ما زنان، زن بودن را فراموش یا انکار کرده ایم؛ بر عکس! صحبت ما بر سر انکار یا عدم پذیرش یکی از امکان های جنسیتیِ وجود آدمی، یعنی زن بودن، نیست! گفتگوی ما بر سر “پذیرشِ زن بودن” به صورت آگاهانه و با دیدی روشن از سوی جامعه است؛ گفتگو بر سر این نکته است که ما پیش از آن که زن باشیم، انسان هستیم و نیاز است یک بار برای همیشه این مساله را برای خودمان حل کنیم. برای پذیرش خود به مثابه زن، در گام نخست نیاز است که به مساله ای توجه کنیم: پیش از آن که ساختارهای مدنیت شکل بگیرد، قوانین طرح و اجرا شوند، حقوق و مسئولیت ها جایگاه یابند و حدود و ثغوری تعریف شوند، هر انسان به حکم انسان بودن، چارچوب خودساخته ای داشته است؛ حریمی که در گذر زمان، فرم و رنگِ گونه گون به خود گرفته و گاه از قالب عُرفِ صرف، خارج شده و به شکل قانون درآمده است. شاید نخستین حریم هر انسانی، جسم و بدن او باشد و به گمانم نخستین حریم انسانی که هیچ کس جز خودش در آن جایی ندارد، فکر واندیشه او باشد اما اکنون در این گفتار، حریم اندیشه را به همان فضای خیلی شخصی شده وامی گذاریم و روی سخن را به حریم جسمانی می چرخانیم!

طبق کتاب «جنس دوم» یکی از مسائلی که ما به عنوان “بشر” در گذار تاریخیِ طبیعت(غریزه) به فرهنگ و مدنیت داشته ایم، جدا شدگی دو جنس و تقابل مردان با غیر از مردان( یعنی زنان) بوده است.

این تقابل، به دلیل تبدیل شدن دنیا و قوانین آن به دنیایی مردانه و قوانینی مردنوشت، موجب شده تا زنان عموما در جایگاه پایین تری قرار بگیرند و همین رده پایین بودن، موجب شده تا حریم شان به شیوه های گوناگون  با دست درازی هایی، شکسته شود. برای مشخص شدن مساله، خوب است ببینیم وقتی از حریم حرف می زنیم، دست‌کم در این متن، منظورمان چست؟

حریم هر انسان، در تعریفی ساده و خودمانی، شامل تن، پوشش و چارچوب تعاملات اجتماعی اوست و ورود به آن، نه تنها خلاف ادب است که گاهی بر خلاف قانون هم می تواند باشد- بستگی به آن دارد که قانون تا چه حد حریم خصوصی افراد را به رسمیت بشناسد- یکی از مصادیق ورود به حریم دیگران، اظهار نظر درباره پوشش و به ویژه اندام مردم است. همان گونه که یک “رهگذر” حق ندارد درباره اندام شما نظر بدهد، دوست، همکار یا رئیس شما هم نمی تواند!- خواه شما زن باشید یا مرد-

نکته دیگر، که به گمانم رعایتش مهم تر از مورد پیشین است به دلیل آن که تبعات گسترده تری از خود به جا می گذارد، این است که برای برقراری ارتباطی صمیمانه تر با فردی دیگر، اگر می خواهیم پیش قدم شویم؛ یادمان باشد نمی توانیم نیت خوانی کنیم مثلا با فرض آن که طرف مقابل با این حرف یا کنش مشکلی ندارد، حق نداریم به حریم اوکه نمونه هایی از آن در بالا ذکر شد پا بگذاریم؛ با این حال، اصول شخصی افراد یا عرف جامعه در این خصوص می تواند تعیین کننده و راهنما باشد. از یاد هم نبریم که با تغییر قوانین مردانه به سود زنان در کشورهای پیشرفته، این زنان هستند که میزان و حدود این صمیمیت را مشخص می کنند.  با این وصف، اگر به عنوان یک زن، با موردی مواجه شدیم که حس کردیم حریم مان دارد نقض می شود، کافی ست به یک تکنیک موثر و کارآمد، ابزار مفیدِ ” نه گفتن” مجهز باشیم. بگذارید در این مورد به یک اصل «روان شناسی رشد» اشاره کنم که می گوید: یکی از شرایط سلامت در رشد روانی کودک، احترام به حریم او و پرهیز از «نوازش کردن» یا «درآغوش گرفتن» یا «بوسیدن»اجباری و بدون اجازه کودک است. این مساله از آن جهت اهمیت دارد که کودک متوجه شود حق انتخاب دارد و بدون آسیب پذیری می تواند”نه” بگوید. اگر به دلیل فرهنگ عمومیِ جامعه ما، در کودکی از حق “نه گفتن” محروم بوده اید، لازم نیست اکنون خود را از این حق محروم کنید. شاید نخستین گام برای پذیرش زن بودن ، این باشد که ابزار رسیدن به آرامش را خودمان فراهم کنیم؛ خط کشی محترمانه، مشخص کردن حریم برای خود و نشان دادن چارچوب به دیگران، توان “نه گفتن” و بیان واضح و بدون واهمه خواست ها و نظرها، به ما کمک می کند، در دنیایی که بیشتر قوانین به دست مردان و به سود آنان نوشته شده است، به خودمان احترام بگذاریم و با دیگران هم در صلح باشیم.
در این ستونِ هفتگی، با ما همراه باشید.

 

به اشتراک بگذارید:


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.