یاد آر ز شمع مرده یاد آر

حجت حسن ناظر

زنده رود علامه علی اکبر دهخدا «دخو» شاعر، پژوهشگر، روزنامه نگار، لغت شناس

دهخدا از معلمین مکتب نوین شعر پارسی به شماره می آید.

«علی اصغر حکمت»

دهخدا شاعری بزرگ با قریحه و استعدادی ستودنی است.

«علامه قزوینی»

کوشش دهخدا در «چرند و پرند» آغاز تجریه در زمینه قصه نویسی است.    «دکتر شفیعی کدکنی»

لغت نامه علامه دهخدا اثری هرکول آسا ست.

«پروفسور لویی ماسینیون»

او تصویرپردازی را در لفظ و قالب می ریخت و با معانی تازه در آنها جان می بخشید.     «دکتر عبدالحسین زرین کوب»

تادیب گر خسانی که گوش شنیدن و تواضع آموختن ندارند، تصویرگر مردمان پر مدعایی که بر جهل خود آگاه نبوده و اگر آگاه بوده در صدد رفع آن نیستند، شکوائیه گر عدم عدالت اجتماعی در جامعه. درونمایه ی شعر دهخدا مبارزه با استبداد، مروج وطن دوستی، مبارزه با ریا، خرافه و جهل است. هرگز دچار هذیان قوم پرستی و ایران پرستی نشد، اما عشق به سرزمین مادری در آثارش موج می زد، او عاشق ایران فرهنگی بود.

در جوانی بنا به اقتضای جوانی به تمنای احیای آرمان های از دست رفته برای تقویت مصدق با او همراه شد اما پس از مدتی گمشده ی حقیقی خود را در فرهنگ یافت، «رعدی آذرخشی» چیره دستی، اصالت هنر شاعرانه، قدرت خلاقه و قوت تخیل و ابتکار دهخدا را در شعر مردمی شاهکار خوانده است خصوصا در آثاری مانند «شمع مرده»، دهخدا از کنج عزلت کتابخانه ی خود با زبان مانوس و مردمی صدای اعتراض بر نامردمی ها برداشت، شاید یکی از اشعاری که تاثیر شعرای اروپایی را بر شعر دهخدا می توان دید شعر «یاد آر» می باشد که در رثای میرزا جهانگیرخان سردبیر نشریه «صوراسرافیل» است، گریز از مضامین فرسوده و غیرمعاصر در شعر دهخدا و تجدد خواهی در شکل و محتوا نشانه ی استعداد و نبوغ فطری او را یادآور است، هرچند در مثنوی موفق بوده است ضمن سرایش در اغلب قالب های کهن او شعر ترکیبی هم سروده است، ضمنا در بیان مقام حماسی حماسه ساز «روز واقعه» اشعاری به یادگار نهاده است، شعر از نگاه او همان «رستاخیز کلمات» است و گاهی هم واژگان مهجور را احیا نموده است، از آنجا که در فولکلورشناسی زبر دست، محقق، فکور و استاد بی بدیل لغت نیز بوده است بلاغت و احاطه مندی اش در شعر متجلی است.

دهخدا به دلیل شرایط اجتماعی ناسامان و فضای خفقان آور روزگارش به زبان پیچیده رو آورد، زبان فاخر و ادیبانه ی دهخدا مارا به گنجینه ی ادب پارسی پیوند زد، درونمایه ی شعر دهخدا مبارزه با ریا، خرافه، جهل و در حمایت عدالت اجتماعی و وطن دوستی است، دهخدا ایران فرهنگی را عاشقانه دوست می داشت و هرگز دچار هذیان گویی قوم پرستانه نگردید، اما عشق وطن در دیوانش موج می زد، در آرا و آثار دهخدا ارادت اش به مکتب نبوی مشهود است اما عالم نمایان قشری را به سخره و استهزاء می نگرد، اما به شکلی پیمبروارانه به دولتمردان در خصوص شورش دهاقین هشدار داده و راه جلوگیری از این شورش را تقسیم اراضی بین رعایا می داند. «چرند و پرند» دهخدا را برخی تاجی بر تارک ادبیات ایران می دانند، نثر دهخدا روان، پزتحرک، زنده، موجز، نیشدار و تامل برانگیز بود، ظالمان را هشدار می داد و مردم را برای آینده ای بهتر نوید می بخشید، ساده دلان را بیدار می خواست و هیچ کژتابی از نوک قلم تاثیرگذارش در امان نبود، بیماری های مهلک اجتماعی مانند رشوه، افیون زدگی، تنبلی، کسالت، مفت خوری و بی سوادی را نکوهش می کرد و هماره به یاد شمع مرده بود، یاد دهخدا تا همیشه با ادبیات پارسی همراه باد یاد اوکه یادمان آورد: «یاد آر زشمع مرده یاد آر».

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.