ورزش؛سیاست و مردم ;در گزارش های ورزشیِ سیمای مِیلی : حذف مردم چرا؟!

تصویر برداران تلویزیون ایران علاقه ی زیادی به آسمان مسکو دارند!

در دنیایِ به هم پیوسته ی امروز سرمایه گذاری و ایجاد زیرساخت های ورزشی فرصت های فراوانی برای توسعه در بخش های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور خلق می کند. در حوزه ی سیاسی و اجتماعی« تقویت وحدت ملی» ، «افزایش نشاط اجتماعی» و « همبستگی و انسجام اجتماعی» را از مهمترین اهدافی می توان برشمرد که دولت ها به ویژه در آوردگاه های ورزشی بین المللی دنبال می کنند. یکی از مهمترین میادین بین المللی ورزش که افکار عمومی دنیا متوجه و درگیر آن می شود، جام جهانی «فوتبال» است. حضور در این کمپین ورزشی علاوه بر این که می تواند بسترساز توسعه و پیشرفت در حوزه ی فوتبال باشد؛ به دلیل توجه افکار عمومی به ویژه در  کشورهای حاضر در «جام» با این رویداد، زمینه ی تبادل فرهنگی وسیعی را فراهم می آورد.

هر چند اولین دوره ی جام جهانی فوتبال در سال ۱۹۳۰برگزار شد اما اولین حضور ایران در این رقابت ها به سال ۱۹۷۸ برمی گردد. پس از آن در سال های ۱۹۹۸، ۲۰۰۶، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ ایران موفق به حضور در این رقابت ها شده است. حضور ایران در این دوره ها بیش از پیش سبب توجه مردم ما به این رقابت ها شده است به نحوی که علاوه بر پی گیری رسانه ای موضوع، هر دوره علاقه مندان بسیاری با صرف هزینه های گزاف سعی در حضور مستقیم برای تماشای این مسابقات را داشته یا دارند.

اما به نظر می رسد در شرایط کنونی آنچه به« جام»ختم می شود برای ما دردسر ساز شده است. چنان که «جام»جهانی فوتبال ۲۰۱۸هم به دلیل  نزدیک تر بودن «محل برگزاری» مسابقات به ایران  از طرفی تبدیل به فرصت و غنیمتی برای  حضور گسترده ی ایرانیان داخل کشور در کنار خارج نشینان برای دیدن مسابقات شده است  و از طرفی گویا این حضور «چند ده هزارنفری» تماشاگرانِ ایرانی چندان به مذاق مدیران و سیاست گذارانِ «رسانه ی مِیلی» خوش نیامده و ظاهرا به فیلمرداران و تهیه کنندگانِ این رسانه که کمترین انتظارِ مردم از آنان پوشش حرفه ای و حداکثری این رویداد مهم و به ویژه حضور تیم ملی و تماشاچیانِ پر شور ایرانی است؛ ماموریت داده شده تا به هر شکل ممکن «مردم را سانسور» نمایند تا شاید مبادا «تار مویی» دیده شود و عمل ناشایستی اتفاق افتد.

صاحبان! این رسانه که برخلاف نام مبارک«ملی»آن، تبدیل به بنگاه و باشگاهی برای «سخن پراکنی» اقلیتی خاص و اعمال سلیقه های «فسیل شده» ی اربابان فکری شان شده است، در ادامه ی تفکر «رای مردم تزئینی است»گو این که ماموریتی جز «حذف مردم» و تزریق «یاس و ناامیدی» در جامعه نداشته  و شعور ، وقت ، اعصاب و روان مردم  را «ملک طلق» خود فرض و هر آن گونه که می پسندند، برنامه ی پخش مستقیم!! می سازند و می نمایانند! تا شاید مبادا «مردم» را به «جهنم » بفرستند. جالب این که «تیغ سانسور» برای «نشان ندادن مردم» آن قدر تیز شده که صدای برنامه سازانِ پخشِ مستقیمِ به سبک سیمای میلی را هم درآورده است و عنوان می کنند که: «تصویر برداران ما علاقه ی زیادی به آسمان مسکو دارند»! یا سایت انتخاب ناچار می شود این گونه تیتر بزند که: «در تلویزیون ایران، مراکش با مراکش بازی داشت! و از ایرانی ها خبری نبود».

اما  تنها تماشاچیان حاضر در میادین جام جهانی در «سیما»ی حزبی و ایدئولوژیک ما  حذف نشدند. بلکه در داخل مرزهای جمهوری اسلامی مردمی هم که به «عشق ایران» پس از بازی با مراکش و اسپانیا به خیابان ها و مراکز عمومی آمدند؛ صدای «شادی شان» شنیده نشد و تنها رسانه ی انحصاری و فراگیر ایران با ده ها کانال رسمی و پر هزینه به اندازه فلان کانال  خارج نشین با چند پرسنل! «شادی عاشقانه » و البته غریبانه ی ایرانیان در داخل را ندید و پوشش نداد.

به راستی در کجای دنیا می توان این میزان از «بی تدبیری» ناشی از تنگ نظری را ملاحظه کرد که یک سیستم با تمام توان شهروندان اش را تشویق کند تا اسباب لازم برای دریافت سریع اخبار و حتی تصاویر و گزارش های  ورزشی  را تهیه و سراغ شبکه هایی بروند که در نه تنها دراختیار حاکمیت نیستند بلکه مروج نگاه و روش دیگران هستند؟ اگر ما به مناسبت های مختلف در «عصر ارتباطات» و «دهکده ی جهانی» این چنین بی حساب و کتاب مشوق« شهروندان» برای رجوع به کانال های دیگران هستیم پس لاجرم نباید فریاد از «توطئه ی و تلاش دشمن» برای ضربه زدن به این نظام  سر دهیم. اگر خودمان با روش های غلط،شهروندانی را که در آنسوی مرزها «پرچم ایران» در دست «فریاد ایران ایران» سر می دهند از صفحه ی این «جعبه ی جادویی» حذف می کنیم؛ پیامی جز عجز و ناتوانی مخابره می کنیم؟ اگر  نمایش دادن تصاویر شادی «عاشقانه ی مردم» به عشق وطن در تلویزیون ملی «ننگ و عارمان» است و به مردم اعتماد نداریم؛ دیگر نباید از مردم انتظار حماسه ی حضور در بزنگاه ها را داشته باشیم. استفاده ی ابزاری از مردم از جانب متولیان رسانه ای نظامی که بنیانگذار آن خود را «خادم  مردم» می دانست به هیچ عنوان پذیرفته شده نیست. همین روش های «غیر حرفه ای» و نگاه ابزاری به مردم  باعث شده  تا امروز «ضریب نفوذ» رسانه ی ملی با همه ی گستردگی و بودجه ی سرسام آور از جیب مردم یا همان«بیتالمال سابق» به پایین ترین سطح خود پس از پیروزی انقلاب برسد تا آنجا که مدیران پرطمطراق آن در برابر شبکه های خارج نشین با چند پرسنل ناخواسته اظهار عجز و ناتوانی می کنند.

راه حل چیست؟

حاکمیت قانون

به نظر می رسد علی رغم مبارزات سخت مردم ایران برای حاکمیت قانون ما همچنان نیازمند تاکید بر «اجرای قانون»، حکومت قانون» هستیم. ما حق نداریم سلایق فردی و باندی خود را در جایگاه های قانونی که در اختیار داریم حاکم کنیم. مدیران ما در هر سطحی باید قامت بلند یا کوتاه خود را در »چهارچوب قانون»قرار دهند. حاکمیت سلایق فردی یا باندی یعنی شنیده شدن «صدای پای استبداد» .

اگر امروز در برابر یک «امر» جزئی یعنی«پخش مسابقات جام جهانی» در پارک ها، ورزشگاه ها، سینماها و سایر مکان های های عمومی این چنین دچار سردرگمی شده ایم و در اصفهان نمایش در «صفه» مجاز، در تهران در «سینما» بلا مانع! اما در مشهد و نیشابور نمایش بازی فوتبال را در پارک ها و سینماها «تلخ تر از زهر «حلائل» فرض می شود، همه به دلیل حاکمیت سلایق فردی است. و این ها همه بر خلاف شعار اصلی انقلاب یعنی«استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» است. جمهور یعنی حاکمیت رای و خواسته ی مردم که در «قانون» تجلی یافته است.

در پایان این نوشتار بی مناسبت ندیدم گزارشی کوتاه از رفتار حرفه ای و قانونی تلویزیون دولتی ترکیه در خصوص تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری این کشور را برای مقایسه تقدیم نمایم.

تبلیغ انتخاباتی از داخل زندان!

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به «صلاح الدین دمیرتاش»، نامزد زندانی اپوزیسیون هوادار کردها در انتخابات ریاست جمهوری ترکیه شامگاه یک شنبه (۲۷ خرداد ۹۷) برای نخستین بار پس از  یک سال و نیم روی صفحه تلویزیون ظاهر شد و در چارچوب کمپین انتخاباتی خود سخنرانی کرد.

بر اساس این گزارش، دمیرتاش نزدیک به ۲۰ ماه است در زندان به سر می برد و در صورتی که در اتهام های امنیتی وارد شده به خود گناهکار شناخته شود نیز ممکن است به ۱۴۲ سال زندان محکوم گردد با این حال حزب دمکراتیک خلق ها (HDP) ماه گذشته وی را به عنوان نامزد خود در انتخابات ریاست جمهوری برگزید.به همین دلیل نیز این سیاستمدار برجسته کُرد ناچار شد کمپین انتخاباتی خود را در شبکه های اجتماعی و از داخل زندان شهر «ادرنه» در شمال غرب ترکیه اداره کند.

 

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.