والدین دو نفر از بچه های دنیا

فروغ خراشادی

فیلم lion )شیر( نخستین کارگردانی «گارث دیویس» کارگردان استرالیایی، درامی واقعی از زندگی یک پسر هندی ست که پروسه ساخت آن ۴ سال به درازا کشیده و در سال ۲۰۱۶ به روی پرده رفته است.

فیلم ساختاری دوگانه دارد؛ اثر در زاغه های یک شهرکوچک و دورافتاده هندی آغاز می شود. ماجرای زندگی پسری به نام “سارو” را روایت می کند که از خانواده اش جدا می افتد و از جنگل آدم و آهن سر در می آورد و این خود سرآغاز ماجراهای شگفت دیگری ست. سارو به نسبت بسیاری از همسالانش پسر خوش اقبالی ست و از جانب یک زوج استرالیایی به فرزندی پذیرفته می شود و از این جا به بعد، ماجرای فیلم در استرالیا می گذرد.

بازی ظریف و زیر پوستی کودکِ قهرمان این اثر، به رغم سکانس های طولانی و کم دیالوگ در یک سوم آغازین، حوصله سر بر نیست. جثه نحیف و پوست شکلاتی سارو که او را دوست داشتنی تر می کند-و به نوعی یادآور چهره “باشو” درفیلم بهرام بیضایی ست- و تقلایش برای یافتن مادر و برادرش، همدلی و همراهی مخاطب را برمی انگیزد . این بخش از فیلم حتی تداعی کننده فیلم های دهه ۷۰و ۸۰ سینمای هند مانند” بگذار گریه کنم” یا حتی فیلم های جدیدتر با تِم فقر و آوارگی همچون “میلیونر زاغه نشین” است.

فصل دوم فیلم که حضور “سارو” در کنار خانواده جدیدش را به تصویر می کشد، با بازی “نیکول کیدمن” در نقش مادرخوانده، دنیایی دیگر را پیش چشم مخاطب می آفریند؛ دنیایی فانتزی و خیال انگیز که بیننده را متقاعد می کند. سارو برای همیشه خاطرات مادرش در هند را فراموش می کند و روزگار به خوشی می گذراند اما این پایان خوش ماجرا نیست و بهتر است خودتان باقی جریان را ببینید.

آن چه در این اثر دوساعته برای من جذاب بود، صرف نظر از تقلاهای شخصیت اول داستان با بازی هنرپیشه انگلیسی-هندی، “دِو پاتل” حضور دو مادر در دو گوشه دنیا با فرهنگ های متفاوت بود؛ مادرِ ژنتیکی در هند، به رغم فقر و نداری، صاحب دو فرزند شده است؛ فرزندانی که برای سیر کردنِ بخور نمیر شکم شان، هم خودش به سختی کار می کند و هم بچه ها و مادری که فرزندان زنان دیگری را بزرگ می کند، به آن ها عشق می ورزد و شاید لحظه ای به این نمی اندیشد که این ها، فرزندان خونی اش نیستند!

نیکول کیدمن که در زندگی واقعی-و در دوران ازدواجش با “تام کروز”-نیز دو فرزند را پذیرفته، بر خلاف بیشتر نقش هایش که در قامت یک زن دلربا ظاهر می شود، در آستانه ۵۰ سالگی، نقش “سو”، مادر استرالیایی، را بازی می کند.

بزرگ کردن  دو پسر از کشوری که به لحاظ فرهنگی و نژادی با او متفاوت اند، نابه هنجاری یکی از بچه ها، بدقلقی های هر دو پسر به ویژه هنگامی که بزرگ می شوند و یکی تارک دنیاست ودیگری هم “فیلش یاد هندوستان کرده”، کار سختی ست که کیدمن به خوبی نقشش را بازی کرده است و در واقع چهره ای از انسانی را به ما نشان می دهد که شاید در زندگی واقعی کم تر مجال مواجهه با چنین فردی را داشته باشیم.

در صحنه ای از فیلم ، ساروی جوان به مادر استرالیایی اش می گوید: کاش خودتان بچه دار می شدید؛ دیگر ناچار نبودید ما را به فرزندی بپذیریذ و تا این حد اذیت نمی شدید!

“سو” به پسرش پاسخ می دهد: ما می توانستیم بچه دار شویم اما تصمیم گرفتیم حالا که این همه بچه در دنیا وجود دارد که مادر و پدر ندارند، والدین دو نفر از آن ها باشیم؛ پس تو و برادرت را آوردیم و لحظه ای نبوده که ازاین کار، پشیمان باشیم! این شاید عاشقانه ترین کنش انسانی باشد که می توان در فیلمی دید و  بلند نظرانه ترین دیالوگی، که می توان در صحنه ای شیند.

فیلم “شیر” محصول مشترک امریکا، استرالیا و انگلیس است و بیش از ده برابر هزینه ساختش، در گیشه عایدی داشته است. داستانی خطی، ساده و عاطفی دارد و در پایان از یک واقعیت هولناک پرده برمی دارد که ” سالانه ۸۰هزار کودک هندی گم می شوند و برای همیشه شاید ناچار باشند در خیابان زندگی کنند!

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.