هم نوایی خیام انگلیسی با حکیم نیشابور

درمیان همنوایان خیام ، در جهان اندیشه هنر وادبیات بی شک صدای ادوارد فیتز جرالد ، خیام انگلیسی ، از دیگران بلند تر است آن چنان که با صدای حکیم نیشابور در هم تنیده و مرزهای جغرافیا و تاریخ را در نوردیده .

در این شماره برآنم که در سخنی  هرچند گذرا به چگونگی و چرایی این همصدایی بپردازم . اما پیش از همه با دو رباعی حکیم نیشابورآغاز می کنم امید که دلم بیدار تر وخاطرم هشیار گردد .

اول : این کهنه رباط را که عالم نام است                و آرامگه ابلق صبح و شام است

بزمی ست که وامانده ی صدجمشید است          گوری ست که خوابگاه صد بهرام است

*   *   *

دوم: آن ها که کهن شدند و این ها که نو اند             هرکس به مراد خویش یک تک بدوند

این کهنه جهان به کس نماند باقی                   رفتند و روند و دیگر آیند و روند.

این دو رباعی را از این نظر برگزیده ام که هر دو در ترجمه ی یک بند از منظومه ی فیتزجرالد بهم هم آمیخته است.

Think, in this batter’d caravanserai

Whose doorways are alternate Night and Day.

How sultan after sultan in his pomp

Abode his hour or two, and went his way.

وقتی این دو رباعی را کنار هم می گذاریم مفهوم نا پایداری دنیا وبی اعتباری دنیا داری در ذهن ما جان می گیرد .شاید اگر خیامی بیندیشیم، اینک نوبت می وساقی وعشرت باشد، دارویی که حکیم نیشابور برای دردی جان شکار و تلخ پیش نهاد می کند.

آنان که در مفهوم رباعیات حکیم فرزانه ی نیشابوری دقت کرده اند، دیده اند که معمولا اندیشه ی حاکم برفضای شعر، هستی و نیستی و شادی و غم است؛ و نتیجه ی آن، اغتنام فرصت. نمونه و شاهد این نگاه دقیق را در کار صادق هدایت هنگام دسته بندی مضمونی رباعیات خیام می بینیم.

اما در میان غیر فارسی زبانانی که همدم خیام بوده اند، نگرش ادوارد فیتزجرالد به خیام و اندیشه اش برجسته تر است. او با خیام همدمی بیست ساله داشته و همنوایی هایش مرز تاریخ و جغرافیا را شکسته و شیوه ی زندگی هوشیارانه را با نگاه به رباعیات خیام به تمام جهان معرفی کرده است.

رمز توفیق فیتزجرالد در جهانی شدن و جهانی کردن اندیشه های عمیق خیام بسیار پیچیده است. مردی که به زندگی ناشناخته و گمنام علاقه داشت، اما خود و همدم شرقی خود را زبان زد خاص و عام کرد. شاید یکی از دلایل این اشتهار نقل مضامین خیامی با زبانی دیگر و در ترجمه ای آزاد بود. وی مضامین خیام، اندیشه های حافظ و مفاهیم عطار در منطق الطیر را برگرفت، در هم آمیخت، با ادبیات یونانی و اسپانیایی آشنا بود، در بند واژه ها و ملیت نماند، و پیامی بزرگ را به زبانی روشن بیان کرد. پیامی در یک منظومه ی بلند که منبع الهام آن خیام بود و به شکل بیش از صد بند چهارمصراعی نمود پیدا کرده بود.

بند انگلیسی بالاتر، بیانگر این تلفیق در زبان، بیان و اندیشه است. بیانی که از مرز ملیت گذشته است و اصراری در پای بندی به متن اصلی ندارد؛ و واژه های کاروان سرا و سلطان را استادانه با فرهنگی که در پشت واژه ها نهفته است، به کار می برد.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.