نگاهی به وضعیت «بی تفاوتی اجتماعی» ایرانیان: چرا شرمسار نمی شویم؟

حبیب اله قربانی

کارشناس ارشد مطالعات جهان

4گفته می شود که ایرانیان در دهه های اخیر، نسبت به رویدادهای اجتماعی پیرامون خود بی تفاوت شده اند. معمولا مردم در زندگی روزمره ی خود، برخورد با ناهنجاری و کجروی در حوزه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و آموزشی را تجربه می کنند ولی کمتر مشاهده شده کسی نسبت به آن ها واکنش مناسبی نشان دهد. این «بی تفاوتی» تا آنجا  پیش رفته که برخی از ناهنجاری ها مانند پارتی بازی و یا سوء استفاده از موقعیت شغلی به صورت طبیعی انجام می شود و کسی آن را پنهان نمی کند. افزون براین تعدی و تجاوز به حقوق دیگران، سوء استفاده از موقعیت شغلی، خشونت های خیابانی، کودکان کار، فقر و بدبختی دیگران و …، دیر زمانی است که باعث درد وجدان و شرمساری کسی نمی شود! قانون «سر بی درد خود را، دستمال نبند» را به خوبی رعایت می شود و عدم دخالت در رفتارهای ضد اجتماعی دیگران را توجیه می کند! حقیقت این است که همچون «نردبان خود خواهی و منیت» هرچه نرخ بی تفاوتی اجتماعی صعودی تر باشد، حیات فردی و اجتماعی انسان آسیب بیشتری خواهد دید.

بسیاری از اساتید و دانشگاهیان نسبت به افزایش بی تفاوتی در جامعه ابراز نگرانی می کنند. بر اساس تحقیقی که توسط دو تن از اعضای هیات علمی دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی انجام شده، میزان بی تفاوتی اجتماعی متوسط مردم ۵۸ درصد و بی تفاوتی بالا ۳۸ درصد بوده است. تنها نزدیک به ۴ درصد مردم احساس بی تفاوتی پایینی در زندگی اجتماعی خود گزارش داده اند. برای مثال برخلاف ارزش های مذهبی، اجتماعی و فرهنگی، کمتر کسی در صورت مشاهده ی مزاحمت خیابانی برای ناموس یکی از شهروندان، خود را موظف به دخالت می داند. یا اگر در حوزه ی اقتصاد، مدیری چند صد برابر یک کارگر  یا کارمند(بر اساس قوانینی خود ساخته)حقوق دریافت می کند، بعضی فقط سعی می کنند که سر خودشان کلاه نرود و نسبت به دیگرانی که از آنها آگاهی کمتری دارند، هیچگونه احساس مسئولیتی نمی کنند. در حوزه ی سیاست هم یکی از بزرگترین آسیب هایی که با آن مواجه هستیم نداشتن روحیه ی مطالبه گری و بی تفاوتی نسبت به رفتار نمایندگانی است که برای خدمت انتخاب می شوند. همه می خواهیم مشکلات حل شود لیکن عنصر زرنگی مان اجازه نمی دهد پیش قدم شویم، مبادا منافع شخصی مان بر باد رود. بنابراین تا زمانی که تصمیمات غیر کارشناسانه ی یک مدیر سیاسی به منافع ما آسیب وارد نمی کند، اگرچه ممکن است موجب بیکاری و هزاران آسیب اجتماعی دیگر شود؛ بی اعتنایی پیشه می کنیم. در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، بی اعتنایی نسبت به دیگران موج می زند. در حال حاضر هر کسی کلاه خود را محکم گرفته و به فکر دیگران نیست غافل از اینکه در چنین شرایطی، کلاه هیچکس بر سرش نمی ماند.

در ارتباط با «بی تفاوتی اجتماعی» نظریات مختلفی وجود دارد. برخی آن را از پیامدهای شهر نشینی در دوران مدرن می دانند. به اعتقاد «امیل دورکیم»، افزایش افسار گسیخته ی جمعیت و تقسیم کار باعث تشدید فرد گرایی و در نتیجه بی تفاوتی اجتماعی می شود. عده ای دیگر معتقدند ضعف اعتقادات مذهبی موجب بی اعتنایی به هم نوعان می شود. گروه دیگر، تبعیض و بی عدالتی، را عامل گسترش بی تفاوتی اجتماعی می دانند. تبعیض و بی عدالتی موجب می شود فرد با زیر پا گذاشتن حقوق دیگران، به دنبال رفع محرومیت های خود باشد.

پژوهشگران  حوزه ی جامعه شناسی سیاسی معتقدند نوع نظام سیاسی در «بی تفاوتی اجتماعی» نقش غیر قابل انکاری دارد. به اعتقاد این گروه، «مشارکت اجتماعی» نقطه ی مقابل «بی تفاوتی اجتماعی» است. در مشارکت عنصر «اختیار» نقش اساسی دارد. وقتی مشارکت سیاسی و اجتماعی «دستوری» می شود و نخبگان سیاسی آن را به مردم دیکته می کنند، به تدریج برخی با رفتارهای فریبکارانه و برای رضایت نخبگان سیاسی ارشد و البته برای برخورداری از مزایای بیشتر، تظاهر به مشارکت می نمایند ولی در عمل بی اعتنا به هنجارها و ارزش ها، اهداف ضد اجتماعی خویش را پیش می برند.

به هر حال، یکی از مهمترین ابزار های توسعه پایدار در جهان معاصر، رشد مشارکت و همدلی اجتماعی است. احساس مسئولیت و اخلاق پهلوانی نسبت به هم نوعان از اصول فرهنگی ایرانیان و از دستورات موکد دین مبین اسلام است که می تواند نقش پررنگی در پویایی و سلامت جامعه داشته باشد. برای داشتن جامعه ای پویا و سالم، نهادها و مسئولین ذیربط باید تمام توان خود را به کار گیرند تا موضوعاتی چون امر به معروف و نهی از منکر و همچنین اخلاق در جامعه جایگاه شایسته ی خود را باز یابد. متاسفانه یکی از آسیب های جدی در این مورد، تقلیل اخلاق و حتی مسئله ی امر به معروف و نهی از منکر به اموری است که در جهت تامین منافع گروهی خاص، کاربرد بیشتری دارد. به عبارت دیگر حتی در انجام فرائض دینی هم برخی تبعیض قایل می شوند.

به قول مولانا در زندگی بشر، همدلی از هم زبانی خوش تر است. به توانایی احساس و درک تجربیات عاطفی دیگران «هم دلی اجتماعی» گفته می شود. تاکید بر توانایی بخشی مهم از توسعه ی اجتماعی و اخلاقی است که بر رفتار فرد نسبت به دیگران و کیفیت روابط تاثیر می گذارد. برای افزایش مشارکت و هم دلی در جامعه راه کارهای مختلفی پیشنهاد شده است. نظریات اخیر درباره ی مشارکت اجتماعی بر نقش آموزش و یادگیری تاکید بیشتری دارند. به همین دلیل مشاهده می شود در کشورهای توسعه یافته بیشتر به دنبال آموزش نحوه ی زندگی گروهی و کیفیت بخشی به زندگی اجتماعی اند. برای مثال عنوان می شود که آموختن «راستگویی» در زندگی یکی از اهداف مهم نظام آموزشی کشور ژاپن است. کارشناسان معتقدند که اگر از دوران کودکی به آینده سازان مشارکت اجتماعی آموزش داده شود، در جامعه ی فردا بزرگسالانی مسئولیت پذیر و مشارکت جو خواهیم داشت.

رعایت مُرَّ قانون و  توجه به عدالت اجتماعی موجب افزایش مشارکت اجتماعی مردم می شود. در غالب کشورهایی که به قانون توجهی نمی شود دلسردی و نوعی سرخوردگی و بی اعتمادی بین مردم رواج پیدا می کند. به گفته ی ریاست محترم جمهور و تاکید مقامات عالی نظام، نباید هیچ کس در برابر قانون برای خود مصونیتی قایل شود. خط قرمز رفتار اجتماعی مسئولین و مردم اگر قانون کشور باشد، سرخوردگی از تبعیضات غیر قانونی، مشارکت اجتماعی شهروندان را کاهش نخواهد داد؛ کسی از سربازی فرار نمی کند و یا پرداخت مالیات را غیر عادلانه محسوب نخواهد کرد.

تاکید بر عمل مسؤولان به الزاماتی که در جوامع در حال گذار باید مورد توجه قرار بگیرند عامل دیگری است که در تقویت وجدان اجتماعی انسان ها موثر است. در حقیقت جامعه ی ایران در حال گذار از اجتماعات روستایی به جامعه ی شهری است. به اعتقاد «دیوید رایزمن»، جامعه شناس آمریکایی، بر خلاف جوامع سنتی که روابط عاطفی نقش مهمی  بر رفتار انسان ها دارد، در جوامع مدرن عقل گرایی و کنش های مبتنی بر هزینه  فایده  شکل غالب روابط اجتماعی را تشکیل می دهد. رشد جمعیت، تقسیم کار و شرایط گذار از جوامع سنتی به جوامع مدرن باعث می شود انسان ها به شدت سرگردان شده و نتوانند واکنش مناسبی نسبت به رویداد های پیرامون خود داشته باشند. در این شرایط باید سازمان ها و نهادی های مدنی وارد عرصه ی زندگی اجتماعی شوند. وجود نهادهای غیر رسمی علاوه بر بسط آگاهی و دانش اعضای اجتماع، موجب می شوند تا انسان ها نسبت به مسائل و مشکلات جامعه، احساس تنهایی نکرده، از رخوت خارج شده و احساس مسئولیت کنند. بنابراین مدیران باید نسبت به شکل گیری نهادهای مدنی غیر دولتی احساس عدم امنیت نکنند زیرا بدون وجود آنها، زندگی در جوامع مدرن با چالش های بزرگ مواجه می شود.

 

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.