نگاهی به انتخابات اسفندماه

نگاهی به انتخابات اسفندماه

علاج واقعه قبل از وقوع

به جرات می توان گفت، انتخاب نمایندگان نظام سیاسی توسط مردم و انتقال قدرت به آنها، مهمترین فعالیت سیاسی هر-یک از اعضای جامعه است. نظام انتخاباتی در جوامع از عوامل مختلفی تاثیر می پذیرد. نخستین و تاثیر گذارترین عامل اراده و گرایش حاکمان نسبت به مقوله ی انتخابات است. از طرف دیگر، خصوصیات و شرایط نامزد نمایندگی در انتخاب او توسط مردم موثر است. در جوامع توسعه یافته معیار اصلی ، ویژگی های اکتسابی است و برعکس در جهان سوم، خصوصیات انتسابی افراد بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. علاوه براین بلوغ اجتماعی سیاسی اعضای اجتماع نقش مهمی در انتخاب مردم دارد. نهادهای مدنی، مطبوعات آزاد و منتقد و احزاب سیاسی، نقش سازنده ای در رشد و بلوغ اجتماعی ایفا می کنند و باعث جلوگیری از بازگشت استبداد و فساد به نظام های اجتماعی می شوند. این سه فاکتور، هریک به تنهایی و یا در کنار هم می توانند به بهبود روند انتخابات و مشروعیت نظام سیاسی کمک کنند. توجه به این عوامل، می تواند تاثیر رفتارهای پوپولیستی و غیرکارشناسانه را بر انتخاب درست مردم کم رنگ کند.

گفته می شود قدرت فساد می آورد. در گذشته دلیل اصلی فساد حکومت های خودکامه، جمع شدن قدرت در دست شاهان و امیران بود. در این جوامع حاکمان به عنوان پدر ملت معرفی می شدند. اختیارات حاکمان نسبت به رعایا از اختیار پدر نسبت به فرزند بیشتر بود و بدون هیچ محدودیتی، همه ی امور زندگی رعایا از جان و مال گرفته تا ناموس آنها را شامل می شد. در قرون جدید تکامل علوم انسانی موجب شد، دانشمندان عالم سیاست به این نتیجه برسند که برای ممانعت از فساد حاکمان، قدرت آنان باید محدود شود. به اعتقاد کارشناسان سیاست، مشارکت مردم در نظام سیاسی از طریق انتخاب نماینده و کم کردن حدود، زمان و گستردگی قدرت حاکمان، از فساد آنها جلوگیری می کرد. تقسیم قدرت سیاسی جوامع به مقننه، مجریه و قضائیه در راستای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود انجام شد. در نظام های مردم سالاری، هر یک از این قوا، مشروعیت و مقبولیت شان به نظر مردم وابسته است.

ایرانیان با انقلاب مشروطه، حق خود را برای مشارکت در نظام سیاسی، به حاکمان مستبد نظام شاهنشاهی، دیکته کردند. در دوران معاصر، ایران جزو نخسین کشورهای خاورمیانه است که قدرت، از طریق انتخابات به سیاست مداران منتقل می شده است.بعد از پیروزی انقلاب، جمهوری اسلامی نیز، در طول عمر کوتاه خود، بیشترین انتخابات را برگزار کرده است. از رهگذر شرکت در انتخابات متعدد، ایرانیان توانسته اند تجربه های گران قیمتی در زمینه ی مردم سالاری و انتخاب نمایندگان شایسته به دست آورند.

نگاهی اجمالی به انتخابات در ایران نشان می دهد روند گزینش نمایندگان نظام سیاسی، تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد.به طور کلی این عوامل را می توان به سه دسته تقسیم کرد. نخستین عامل و شاید مهمترین آن، اراده و خواست حاکمان در ارتباط با میزان مشارکت مردم در قدرت است. وقتی کسانی که بر اریکه قدرت تکیه زده اند نخواسته باشند به رای و نظر مردم در تعیین اهداف نظام اجتماعی تمکین کنند، با توسل به روش های مختلف، مردم را نسبت به حضور در عرصه ی انتخابات مایوس نموده و از این راه بیشترین بهره را می برند. برای مثال در حکومت خودکامه پهلوی، فقط افرادی اجازه می یافتند در انتخابات به عنوان نامزد نمایندگی مجلس شورای ملی حضور پیدا کنند که پیشاپیش سرسپردگی و نوکری شان را نسبت به «اعلی حضرت»! ثابت کرده باشند. کبر و خود بزرگ بینی شاه باعث شد تا مردم از اصلاح مسالمت آمیز حکومت مایوس شوند و مقدمات پیروزی انقلاب اسلامی مهیا شود.

ویژگی های انتسابی و اکتسابی نامزدهای نمایندگی دومین عامل موثر در انتخاب نمایندگان توسط مردم است. سن، جنسیت، مذهب، نژاد و خصوصیات جسمی، در کنار توانمندی های اکتسابی مانند قدرت بیان، سطح دانش و تخصص، میزان ثروت و ارتباط با منابع قدرت سیاسی(باندها و احزاب) و … فاکتورهایی مهم برای مردم محسوب می شوند. البته در جوامع توسعه یافته بیشتر بر ویژگیهای اکتسابی افراد تاکید می شود. برعکس، در کشورهای در حال توسعه، معیار انتخاب نمایندگان توسط مردم، جنبه قومیتی و عاطفی بیشتری پیدا می کند و همین موضوع باعث می شود فرصت طلبان در بهرکشی و تصاحب قدرت، زحمت کمتری متحمل شوند. به عنوان نمونه مذهب یکی از ویژگی های افراد است که می تواند هم انتسابی و هم اکتسابی باشد. ممکن است برخی به عادت، ظواهر مذهب را به خوبی رعایت کنند، نماز بخوانند، روزه بگیرند و…ولی مهمترین معیارهای یک مسلمان را نداشته باشند: امانت داری و راست گویی. در یک جامعه ی توسعه یافته اسلامی، اگرچه به شعائر مذهبی توجه می شود اما اساس سنجش رفتار افراد، امانت داری و صداقت آنها می باشد.(حضرت امام صادق(ع)

بلوغ اجتماعی و سیاسی مردم یک جامعه، آخرین عاملی است که در انتخابات تاثیر می گذارد. وجود نهادهای مدنی و احزاب سیاسی، مستقیما به بلوغ اجتماعی و سیاسی می انجامد. اگرچه رشد سیاسی-اجتماعی در ابتدا تحت تاثیر اراده حاکمان جامعه است ولی در صورت شکل گیری و تقویت، به بالندگی نظام اجتماعی می انجامد و فرصت بازگشت استبداد را از بین می برد. حکومت ها با بسط آزادی های مدنی و سیاسی شرایط رشد نهادهای اجتماعی غیر دولتی را فراهم می کنند. علاوه-براین رشد احزاب سیاسی و گسترش دامنه ی فعالیت مطبوعات منتقد در اجتماع امکان استفاده از خرد جمعی و سلیقه های مختلف را به وجود می آورد و درنتیجه مایه ی بلوغ سیاسی-اجتماعی و افزایش رشد و آگاهی اعضای جامعه می شود.

جامعه ای که به بلوغ اجتماعی-سیاسی رسیده باشد، کمتر تحت تاثیر عوام فریبی و رفتارهای پوپولیستی قرار می گیرد. در چنین جامعه ای از هر تخصصی در جای خود استفاده می شود و اینگونه نیست که قهرمان مسابقات دو میدانی به عرصه رقابت وزنه برداری فرستاده شود و بالعکس! علاوه براین بین نخبگان سیاسی و توده ی مردم، اعتماد متقابل وجود دارد و باتوجه رشد اطلاعات و آگاهی های اجتماعی، رفتار سیاسی مبتنی بر عواطف و احساسات نیست. اگر درانتخابات اسفند ماه، اراده ی نظام سیاسی بر حضور پرشکوه مردم در صحنه انتخابات باشد و مردم در انتخابات معیارهای صداقت و امانت داری نامزدها را در نظر بگیرند و از سوی دیگر، نخبگان سیاسی به متن جامعه آمده و به مردم در انتخاب نمایندگانی شایسته کمک کنند، بخش مهمی از مشکلاتی که برخی از مسائل کشور را لاینحل گذاشته، رفع شده و شرایط زندگی ایرانیان بهتر خواهد شد. سخن پایانی این که: کار را به کاردان بسپاریم.

حبیب اله قربانی

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.