نویسنده ی مصلح

حجت حسن ناظر

گراف لف نیکالایویچ تولستوی

نهم سپتامبر۱۸۲۸ دهکده ی یاسنایا پولیانا – هفتم نوامبر۱۹۱۰، راه اهن استاپوفو

محل خاکسپاری زیر درختی در جنگل قدیمی زاکارا

بهترین رمانی که تا کنون نوشته شده ، جنگ و صلح می باشد. ( گابریل گارسیا مارکز )

جنگ و صلح تالستوی با ۵۸۰ شخصیت ، بزرگترین رمان جهان است. ( سامرست موام )

تالستوی یکی از انفجارهای نا گهان نبوغ بشری ست. ( جی . بی. پریستلی )

تالستوی نوری که جوانی مارا روشنایی بخشید و اندیشه های ما را آرامش داد. ( رومن رولان )

تالستوی اشراف زاده ای بود که به مردم پیوست . ( ونسان ونگوک )

قلم تالستوی به دقت دوریبن عکاسیست که فقر ، سیه روزی ، محله های فقیر نشین و دخمه های شبانه ی بی نوایان را نمایان و نشان میداد و جنگ و صلح او حماسه ی عصر است ، یک ایلیاد امروزین . او همیشه می گفت : ( به خدا مهر بورزید و به هم نوع همچون خویش .)

سعادت را در این جهان میسر نمیدانست مگر آنکه ادمیان به اتمام و اکمال آن بکوشند. روح و عشق را اصل و اساس همه چیز میدانست و در مورد زنان می گفت: ( ای مادران همه ی جهان ، نجات دنیا فقط در دستان شماست .) بارها می گفت :هر کس باید صلیب خویش بر دوش کشد و صلیب من مشغله ی فکری من است. دنیای معنوی هنر را زاده ی آلام و رنجها میدانست و ایثار و رنج را تقدیر محتوم همهی هنرمندان و اندیشمندان بیان مینمود. “اعترافات “تولستوی از بی رحمانه ترین اعتراف نامه هایی است که یک انسان بزرگ نگاشته است،” اعترافات “چهل سال از زندگی او از قفقاز تا شب مرگش را بیان میدارد.

تولستوی یگانگی ادیان بزرگ را دریافته بود و پیامبر قرآن آور را مسحور کننده میدانست و با فرستادن درود بر او اندیشه های انسان سازش را ارج می نهاد. تولستوی شخصیتی پاک سرشت با رفتاری نجیبانه و کلامی موثر بود . ساده پوش ، مردم دوست و دوست یاربود و دوستان صمیمی او دکتر آنتوان چخوف ( نمایشنامه نویس)  ، ماکسیم گورکی (نویسنده) ، ایوان تورگینیف(نویسنده) ، ایلیا رپین ( نقاش) .

گورکی میگفت: ( تا زمانی که تولستوی روی زمین گامسپار است من در جهان یتیم نخواهم بود.)

از میان هنر ها نقاشی و موسیقی و خصوصا موسیقی را دوست تر داشت و می گفت : ( دشوارترین کار برای من دورماندن از موسیقی ست و اشنایی با پیتر ایلیچ چایکوفسکی آهنگساز بزرگ روس یکی از رویدادهای بزرگ زندگی اش بود.او در جوانی در ارتش فعالیت می نمود سپس استعفا داد و در مسافرت در کشورهای فرانسه ، سوئیس ، ایتالیا و المان پرداخت . پس از بازگشت از سفرهایش در۱۸۵۹ در یاسنایا پولیانا به پیروی از” ژان ژاک روسو” مدرسه ای بریا فرزندان دهاقین تاسیس نمود و تدریس در آن را خود به عهده گرفت و به همت اتو بیش از ۲۰ مدرسه در ان نواحی تاسیس شد. او متعقد بود : ( آموزش نباید بر پایه ی تحکم و اجبار باشد بلکه دانش آموز باید در کمال آزادی و آرامش به آموختن بپردازد.)

داستایوفسکی رمان نویس نام آور روس نوشت: ( انسان هایی همچون تولستوی معلمین واقعی جوامع هستند و ما فقط شاگرد آنان می باشیم. )

تولستوی غذای ساده میخورد، لباس دهقانان را می پوشید، با آنان در دامان پاک طبیعت می زیست و در کنار کشاورزان بذر عشق، مهر و افکار والای انسانی می کاشت و روزی که در ۸۲ سالگی از این جهان کوچید تابوتش بر دوش مردمان مهرریز و رنجبران مزارع با احترام تمام همراهی شد . او نه تنها نویسنده ای توانا که معلم بزرگ اخلاق بشری بود . همیشه می گفت: ( آرامش حقیقی از آن انسان هایست که برای خدمت به خداوند در میانه ی مردم و با مردم و برای مردم زیست می کنند.)

تالستوی تمامی تعالیم تابناک و درخشان فکری اش را در پنج نکته مهم انسانی خلاصه نمود: ( ۱-خشمگین مشو ۲- تجاوز مکن ۳-سوگند مخور ۴- با بدی بر بدی مکوش  ۵- هیچ کس را دشمن منگر .)

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.