نشستی با حضور چهره های سیاسی انقلاب ۵۷

چهار راه انقلاب

حذف نام چهره های انقلاب، جز آسیب نتیجه ای ندارد

چهار راه انقلاب اسلامی، عنوان برنامه ای بود به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب ؛ در این ویژه برنامه که به همت مجمع انصارالحسین نیشابور در شامگاه ۲۱ بهمن ماه ۹۷ در فرهنگسرای سیمرغ نیشابور برگزار گردید، چند نفر از چهره های موثر در مبارزات سیاسی پیش از انقلاب در نیشابور، در یک پنل گفت و گو، به یادآوری خاطرات خود از انقلاب اسلامی ۵۷ در نیشابور پرداختند و از برخی رخدادهای سالیان منتهی به براندازی حکومت پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی، سخن گفتند. آن چه در این مقال پیش رویتان می نهیم، چکیده و گزیده ای است از گفتگوی فرزندان انقلاب که به رغم تفاوت هایی در سلیقه و روش و بینش،  همه دور یک میز نشستند و روایت و خوانش خود را از رویدادی که خود در آن دخیل بوده اند، ارایه دادند.

مجری این پنل، ابوالفضل مشکیان از اعضای مجمع انصار الحسین (ع) بود که پیش از دعوت از مهمانان،ضمن گرامی داشت چهلمین سالگشت پیروزی انقلاب اسلامی ، بیان داشت : انقلاب هنوز نوپا بود که دشمن سرتا پا مسلح ما را از بزرگترین مرز کشور وارد جنگ کرد؛ ۸ سال با دست خالی، در برابر شیطانی که قسم خورده بود تهران را فتح کند، دفاع کردیم و با همت، تمام نقشه های او را نقش بر آب کردیم.

مجری پنل افزود: دشمن امروز پس از نبرد سخت و نرم، اکنون نبرد اقتصادی را آغاز کرده است؛ امیدواریم مسئولان ما بتوانند، که نمی توانند، قدردان این همه صبوری، بصیرت، مقاومت، شعور و شهامت مردم باشند.

از جمله افرادی که در این گفتگو حضور داشت، خانم ترقی بود که با یادآوری این نکته که مادر وی؛ شادروان حاج خانم ترقی، مسئول مکتب الزهرا، راهبر و راهنمای زنان انقلابی در نیشابور بوده، گفت: مادرم با جامعه روحانیت تهران در ارتباط بودند، برنامه ریز و تصمیم گیرنده ایشان بودند و من در کنار سایر خواهران فقط نقش حمایتی داشتیم؛ هر جا لازم بود در تظاهرات شرکت می کردیم و هر جا لازم بود، در جلسات با مردم گفتگو می کردیم.

وی یادآور شد: کار ما این بود که در مقابل ظلم بایستیم، از مظلوم دفاع کنیم در مسیر مرضی رضای خدا به سوی حکومت دینی پیشروی کنیم؛ چرا که اسلام جز از راه حکومت دینی، متجلی نخواهد شد. خانم ترقی افزود: کارهای اصلی با حاج خانم و البته برادرم بود.

خانواده بزرگ انقلاب متشکل از تمام شهروندان با هر سلیقه اعتقادی و سیاسی ست

اما حمید حسامی، از اعضای این نشست، سخنانش را چنین آغاز کرد: باید مغتنم بشماریم، این تعاملی را که فرصتی فراهم کرد تا کسانی که از دیدی دیگر راوی انقلاب هستند نیز سخن بگویند؛ افرادی که اگر نامشان از شناسنامه انقلاب خط بخورد، جز آسیب برای انقلاب نتیجه ای نخواهد داشت.

حسامی در بخش نخست حرف هایش اذعان کرد: خانواده بزرگ انقلاب متشکل از تمام شهروندان و مردم کشور عزیزمان با هر عقیده، آرمان و سلیقه سیاسی ست و امیدواریم این سعه صدر وجود داشته باشد که خاطرات مهم و با ارزش انقلاب را که باعث همفکری و همدلی مردم است و استمرار و استحکام انقلاب، مرهون این همدلی ست، بازگویی و از آن استفاده کنیم.
وی افزود: در نیشابور نام بردن از کسانی که در این انقلاب نقش داشته اند، و در راس آن ها «جناب انصاری راد» مایه امید است؛ باشد که جشن انقلاب را با حضور همه برگزار کنیم.

وی در ادامه به معرفی سابقه ی خود و خانواده اش پرداخت و بیان کرد: من در خانواده ای بزرگ شدم که از حامیان و پشتوانه های انقلاب در این شهر بودند و حامی افرادی که فعالیت های مذهبی و جریان های انقلاب به نوعی به آن ها متصل است؛ کمتر حادثه ای در این شهر مرتبط با فعالیت های مبارزاتی بوده که پدرم در آن نقشی نداشته باشد.

 

وی ادامه داد: منزل ما محل اسکان و رفت و آمد شخصیت های مبارز طی سال های پیش از انقلاب بود؛ از آقایان فلسفی، خزعلی، مطهری، هاشمی نژاد تا رئیس جمهور فعلی، آقای روحانی حتی مقام رهبری، آیت ا… خامنه ای، و …

از مسجد ارگ تا مسجدکرامت، در جلسات مقام رهبری شرکت می کردم

سخنران بعدی، حسین طالبیان «متولد ۱۳۳۴ و بازنشسته آموزش و پرورش» بود که در غیبت علی اصغر جوادی در جلسه حاضر شده بود.

وی ضمن تبریک چهلمین سال انقلاب، به معرفی خویش پرداخت وگفت: در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده ام و بزرگ شده ام و از سال ۵۰ فعالیت های مذهبی سیاسی و مبارزاتی ام را با حضور در جلسات هفتگی «حاج آقای باغنوی» شروع کردم.

طالبیان به ایجاد «کانون بحث و انتقاد دینی» نیشابور اشاره کرد که با حضور روحانیونی چون «موسوی» و «نجفی» نضج گرفت و به جذب دبیران دبیرستان های نیشابور می پرداخت؛ وی رسالت این کانون را آشنایی جوانان با آرمان های اسلام و انقلاب بیان کرد. وی در ادامه افزود: در سال ۵۲ با حضرت آقای خامنه ای در نیشابور آشنا شدم؛ ایشان در مسجد ارگ جلساتی برگزار می کردند که ما فرصت را مغتنم شمردیم و از ایشان خواستیم در کانون نیشابور به مناسبت های مختلف برنامه داشته باشند؛ گاهی هم به مساجد کرامت و امام حسن در مشهد می رفتیم تا در سخنرانی های ایشان شرکت کنیم و این روند تا سال ۵۳ و دستگیری تعدادی از دوستان ادامه داشت و متعاقب آن در اوایل ۵۴ به دستگیری من و محکومیت ۸ ماهه ام انجامید.

این مبارز سیاسی انقلابی ادامه داد: فعالیت های ما پس از آن وارد مرحله ی جدیدی شد و در سال های ۵۶ و ۵۷ مبارزات به اوج رسید و بحمدا… به پیروزی انقلاب ختم شد.

حسن روحانی نقش موثری در شکل گیری زیرساخت های فکری من داشت

حمید ترقی متولد ۱۳۳۴، فرزند «مرحوم حاج عباس» دیگر سخنران این  نشست،  گفت: از دوران دبستان و پس از آن، فعالیت های مذهبی را از هیات پیروان قرآن و با آقای «باغنوی» شروع کردم؛ اما شخصیت انقلابی ام در آشنایی با شهید هاشمی نژاد شکل گرفت. وی افزود: در جلسات سه شنبه ها، خدمت مقام معظم رهبری بودم؛ بعدها در جلسات خانگی شهید هاشمی نژاد و مسجد امام حسن و مسجد کرامت در مشهد هم پای صحبت های مقام رهبری می نشستم.

ترقی به ادامه فعالیت هایش پس از دوره متوسطه در منزل آقای حسامی اشاره کرد و افزود: این دوران همزمان شده بود با دوران خدمت نظام وظیفه «روحانی»، رئیس جمهور  کنونی در نیشابور که حضورشان نقش موثری در شکل گیری زیرساخت های فکری من داشت.

وی به سابقه ی نخستین دستگیری اش متعاقب شکل گیری «حزب رستاخیز» در سال ۵۳ اشاره کرد و افزود: به خاطر فعالیت های مذهبی دستگیر شدیم اما همین زمینه ای شد تا در زندان با شخصیت های بزرگی آشنا شوم و پس از دوره ی زندان، فعالیت هایم را تا پیروزی انقلاب ادامه دهم.

همه آحاد ملت با تفکر و سلایق گوناگون در تحقق انقلاب نقش داشته اند

حمید ترقی ضمن تکریم مقام شهدای ۱۵ ساله انقلاب، گفت: یقینا انقلاب متکی به اشخاص و افراد نبوده و نیست و همه آحاد ملت با تفکر و سلایق گوناگون در تحقق آن نقش داشته اند اما همه ی همّ و تلاش ما در آن سال ها استقرار نظام اسلامی بود؛ اکنون هم امیدواریم روحیه حمایت از آرمان های انقلاب نزد مردم حفظ شود.

وی بیان داشت: اگر چه ممکن است انقلاب به رغم رویش ها، ریزش هایی هم داشته باشد، که البته در هر انقلابی دیده می شود و ممکن است شماری از انقلابیون پس از مدتی خسته شوند، اما به یاد داشته باشیم که همه‌ی مردم در آن نقش داشته اند و باید تکریم شوند.

پس از این معرفی مبسوط توسط خود شرکت کنندگان، پرسشی از جانب گرداننده پنل برای هر فرد مطرح شد اما هر یک از آقایان ترجیح دادند به جای پاسخ به آن، به مساله ای که از دید خودشان اولویت داشت، بپردازند!

دو دوره ی فعالیت های انقلابی در نیشابور

حمید حسامی به جای آن که به تاثیر علما و مباحث مطروحه در منزل پدری اش بپردازد، از جریان های انقلاب در نیشابور گفت. وی با تقسیم بندی این فعالیت ها به دو جریان و دو مقطع، دوره اول را بین سال های ۵۰ تا آخر ۵۳ و دیگری را از سال ۵۴ تا پیروزی انقلاب عنوان کرد و افزود: نسل اول، شامل فعالان در «کانون بحث و انتقاد دینی» بود؛ شامل آقایان ترقی، جوادی، طالبیان، حسین نقیبی، برادران علوی، خان ‌وردی، حسین زره‌داران، پدرم و دوستانی دیگر؛ این کانون تحت لوای کانون انتقادهای دینی مشهد پایه گذاری شد که بنیان گذاران آن، آقایان «ابطحی» و «هاشمی نژاد» بودند؛ در آن زمان من نوجوان بودم و با شماری از هم سالان م درگیر مستقیم این فعالیت ها شدیم.

حسامی یادآور شد: این کانون با روشنفکران از جانبی و با عالمان دینی از سوی دیگر ارتباط برقرار می کرد؛ از جمله رخدادهای مهم این دوران حضور رهبری کنونی، آقای خامنه ای، در نیشابور بود که در مجالس سوگواری در منزل آقای «خوش تیغ» حاضر می شدند. حسامی عنوان کرد: به یاد دارم وقتی آیت ا… خامنه ای از مشهد به نیشابور آمدند، از مسجد حاج بخشعلی، جمعیتی به استقبال ایشان رفتیم که خود، نمایش حضور نیروهای انقلابی نیشابور بود و منجر به برگزاری سخنرانی های پیوسته و پر تعداد ایشان در نیشابور  شد؛ پدرم شخصا دنبال ایشان به مشهد می رفتند، پس از برنامه، شب ها آقای خامنه ای در منزل ما اسکان داشتند؛ و فردای مراسم، پدر یا مرحوم عمویم ایشان را به مشهد بر می گرداندند؛ فعالیت های آن دوره بسیار تاثیرگذار بود.

با ورود « آقای انصاری راد» از نجف به نیشابور در سال ۵۶، هسته ی جدید مبارزاتی شکل گرفت

حسامی با بیان این که دوره دوم این فعالیت ها با «سرکوب شدید» در کل کشور همراه بود، از آن دوران به عنوان روزگار «سکوت امنیتی» یاد کرد و افزود: همزمان با ورود «حاج آقای انصاری راد» از نجف به نیشابور در سال ۵۶، هسته ی جدید مبارزاتی شکل گرفت، که محل آن مسجد جامع بود؛ جایی که آقای انصاری راد شب های شنبه در آن به تفسیر قرآن می پرداخت. این فعال سیاسی بیان کرد: این هسته ی گسترش یابنده، باعث شروع فعالیت دوستان جدیدی شد که می توان به «جلیل علیمردانی»، برادران «دوستی»، شهید «صافحیان»، «مقدسیان» و «حمید گرمابی»، نماینده کنونی مردم نیشابور در مجلس- اشاره کرد؛ فعالیت اصلی این گروه، توزیع شب نامه و اعلامیه های امام بود که در کنار آقای ترقی که ایشان هم بخشی از اطلاعیه ها و امکانات دیگر را فراهم می کردند، مشغول فعالیت بودند.

حسامی در ادامه ی سخنانش به بیان دو خاطره پرداخت؛ نخست از شب ۲۱ ماه رمضان سال ۵۲ گفت که شماری از شرکت کنندگان در دعای کمیلِ منزل آقای «حافظی» به دعوت آیت ا… خامنه ای راهی مشهد شدند و باز به دعوت ایشان، روز ۲۱ رمضان را در مشهد ماندند. حسامی گفت: روز ۲۱ ماه رمضان آقای خامنه ای، سخنرانی خصوصی و مهمی در مسجد کرامت داشتند؛ شماری از همراهان ما نماندند چون نمی خواستند روزه ۲۱ ماه رمضان را از دست بدهند اما ما ۵ نفر (من، طالبیان، حافظی، نقیبی و جوادی) ماندیم و ناهار مهمان ایشان شدیم که در ادامه گفت و گوهای خوبی هم صورت گرفت.

حمید حسامی در بیان خاطره ای دیگر، به ماجرای پخش اعلامیه در روز روشن در خیابان فردوسی جنوبی نیشابور اشاره کرد؛ که منجر به دستگیری وی توسط مامورین واعزام به شهربانی و  رویارویی با حمید گرمابی شد که او نیز به جرم پخش اعلامیه بازداشت و زندانی شده بود!

ترس علما از پذیرش مرجعیت امام

اما حسین طالبیان در ادامه ی حرف های حسامی گفت: با توجه به این نکته که جوانان درک درستی از شرایط دوران پهلوی ندارند، مایل ام به این موضوع اشاره کنم که در آن دوره نه دین بود و نه آزادی! مساله مهم تری که ما را رنج می داد، ترس علما از پذیرش مرجعیت امام بود؛ به ویژه پس از آقای شاهرودی، حوزه گلشن رساله آقای «شریعتمداری» را توزیع می کرد و مدرسه فضل، رساله آقای «میلانی» را؛ در این شرایط ما شبانه به پخش رساله امام اقدام می‌کردیم و برای این کار از وجود حضرت آقای خامنه ای بهره بردیم؛ از ایشان دعوت کردیم تا در حضور علما و مردم بگویند که مرجع کیست؟

عضویت توامان مبازران در انجمن های فرهنگی و مسلحانه!

حمید ترقی نیز در بخش خاطره گویی، به تربیت نیروی سیاسی انقلابی اشاره کرد که در خراسان این کار به عهده شهید هاشمی نژاد، مرحوم واعظ طبسی و آقای خامنه ای بود؛ ترقی کانون اصلی این کار را در نیشابور، منزل پدری خودش، منزل مرحوم «حسامی»، منزل «حاجی فکور» و خانه «حاجی خوش تیغ» بیان کرد.

وی همینطور از اجرای نماشنامه ای نام برد با عنوان«سید قطب»، مبارز مصری که از کتابی، تالیف مقام رهبری اقتباس شده بود و در مدرسه گلشن نیشابور اجرا کرده بودندکه این نمایشنامه در جهت تنویر افکار عمومی نقش موثری داشت.

ترقی به این نکته هم توجه داد که بیشتر جلسات نیشابور که در جریان انقلاب فعال بودند، کار فرهنگی می کرده اند؛ از جمله جلسه ای با حضور آقای روحانی، رئیس جمهور فعلی؛ که در آن دوره آقای روحانی و خانواده شان در منزل آقای صدیقیِ بزاز در خیابان دارایی سکونت داشتند. وی در عین حال از جلسه ی دیگری با نام جلسه جوانان هم نام برد که با حضور شهید «صافحیان»، آقای «طیب اقبالی»، آقای «بزغانی»، آقای «علی حمیدی پور»(توزنده جانی)تشکیل می شدکه به دنبال تهیه اسلحه برای مبارزه مسلحانه بوده اند.

حمید ترقی در بخشی دیگر از خاطراتش به انجمن حجتیه اشاره کرد که در تقابل با انجمن بهائیان نیشابور فعالیت می کرده است؛ وی بیان کرد: روزی یکی از جلسات بهائیان را که یک سخنران زن اسرائیلی داشت، بر هم زدیم و بعدها به همین دلیل از سوی آقایان علوی و خزعلی «کتاب تاریخ تمدن گوستاولوبون» را جایزه گرفتیم!

ترقی از جمله خاطرات خوبش به موضوع اهتمام بر پذیرش مرجعیت امام از سوی علمای نیشابور به دست آقای نوری همدانی اشاره نمود و افزود: برای شکل گیری انقلاب در نیشابور، لازم بود روحانیت طرفدار امام شود و مرجعیت ایشان را بپذیرد.

گفت و گوی شکل گرفته میان راویان سال ها و روزهای انقلاب۵۷، هنوز به پایان نرسیده بود که زمان پنل به پایان رسید؛ اما قرار شد این بدعت در گردآوردن انقلابی های قدیمی، به سنت بدل شود و برای شناخت نسل های دوم و سوم انقلاب از شرایط آن روزگار، ادامه داشته باشد.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.