میراث مهندسی قنات در شهر دّرود

 

دکتر عمران گاراژیان

پژوهشگرواستادیارگروه باستان شناسی دانشگاه نیشابور

شماره ی ناآشنایی زنگ زده. حالا فرصت هست، آشنا می شویم: سلام! علیکم: حاجی از اهالی درود است. مسئله چیست؟ در خاک برداری برای محل مخزن فاضلاب مسجد در حال تاسیس ، به نقب هایی بر خورده اند. توصیه های کارشناسی این هاست: اول به میراث فرهنگی شهرستان خبر بدهید. دوم لطفا خودتان سرخود دست به کاری نزنید. سوم اگرمشکلی بود، مجّدد به من خبربدهید.

چند ماه گذشت. مجّددهمان شماره تماس گرفت.حالا می پرسم مگرکارشناسان میراث فرهنگی بازدید نفرمودند؟ چرا بازدید فرموده اند،اما گفته­اند الان دراین شرایط اولویت کارشان این نیست. درست می­ فرمایند، میراث فرهنگی یک سر دارد وهزارسودا! باشد سرفرصت اگر فرصتی بود برای بازدید خواهیم آمد.

حالا فرصت بازدید پیش آمده، ساختمانی دو طبقه در جنوب شهر درود، جوی آبی درکنار آن جاری است و صفایی دارد. گودالی منظم کنده شده ودرکناره آن چاهی که در پایین درعمق حدود ۱۲ متری به سه طرف نقب هایی زده شده، نقب ها البته با رسوبات پرشده بودند و به وسیله همین دلسوزان خالی شده اند. حالا داخل چاه شده ونقب ها را بازید می کنیم. نقب ها به چاه های می رسند و به پایین مجدد حفر شده اند. هنوز بخش هایی از نقب ها پراست. اما یک مسئله نقب ها تقریبا هم طراز، حفر شده اند و در چند جهت ادامه دارند.

حالا از چاه و نقب ها بیرون آمده ایم. چشم انداز بیرون را نگاه می کنیم. اینجا دشتی میان کوهی و مرتفع در حاشیه های بخش های پست تر شرق، دشت نیشابور است. چنین موقعیت هایی برای حفرمادرچاه قنات ها قابلیت خوبی داشته اند. یادش بخیر: در گذشته داشته اند، حالا ندارند.

براساس یک بازدید نمی توان نتیجه های با اطمینان گرفت اما می توان فرضیه هایی طرح کرد. به نظر من جایی که اهالی درود در برداشت خاک به آن برخوده اند. آزمون ها و گمانه زنی ها برای حفر مادر چاه قنات بوده است. تا جایی که می دانیم، پیدا کردن آب و حفر و مسیریابی آب در قنات ها مهندسی پیچیده ای دارد. مهندسی که همه چیز آن با ورود چاه های عمیق و نیمه عمیق به میراث پیوست. آثار و نشانی از آن فرهنگ مهندسی به جز همین نقب ها و چاه ها در این زمان نیست. چراکه ما توسعه طلب و تجّدد خواه شده ایم. بهره برداری از محیط زیست را چنان بی در و پیکر پیش می بریم، که گویی مسابقه است. مسابقه ای برای تخریب هرآنچه داریم. بدون اینکه بدانیم، تقریبا همه امکانات زیستی در زیست گاه مان را از بین برده ایم. فکر می کنم یواش یواش در این مسابقه نوبت خودمان رسیده! بزودی برای آب خوردن به جان همدیگر خواهیم افتاد. البته امیدوار نیستم که به همان میراث مهندسی باز گردیم. یا به فکر امروزی کردن آن باشیم. در نتیجه این یکی هم احتمالا همان جایی خواهد رفت، که بقیه رفته اند.

چاه چه کاربردی داشته، نقب ها چیست؟ جستجوی برای شناسایی سفره های آب زیرزمینی برای طراحی و اجرای رشته های قنات با مادر چاه ها آغاز می شود. مادرچاه­ها در دامنه ها ارتفاعات یا نزدیک واحه ها طراحی می شوند. روش احتمالا به این صورت بود که یک چاه حفر می شده و سپس نقب هایی در اطراف برای شناسایی منابع آب زیرزمینی کنده می شده. هرکدام از نقب ها اگر به آب نمی رسید، مجدد به پایین حفر می شد. اینها همه عملیات اولیه و شناسایی بودند. اگر موفق بودند، به طریقی که خواهم گفت ادامه داده می شد. و اگر مانند نمونه­ی درود سفره­های آب شناسایی نمی شدند، شناسایی منابع آب ممکن نشده بود و جای دیگری آزمایش می شد. هرکدام از چاه ها در انتهای نقب ها که به آب می رسید. با حفر نقب هایی در اطراف گسترش داده می شد. آنگاه که آب در مادر چاه شناسایی می­شد، یک جا شده و در جهت شیب زمین با طراحی دقیق و شیب بسیار ملایم ادامه داده می شد تا به چاه بعدی و بعدی و در نهایت به مظهر قنات برسد و آب زیرزمینی در سطح قابل دسترس شود. آبادانی تازه با این آب رونق می گرفت.

حال، نقب ها و چاه های مسجد درود چه کاربری هایی در این زمان می تواند، داشته باشد. چرا میراث فرهنگی است؟ ازا ین نظر که آثار به جامانده از فعالیتی هدفمند در گذشته است، میراث فرهنگی است. چه کاربری می تواند داشته باشد: ساده است پس از پژوهشی کاربردی و اطمینان از آنچه در اینجا شرح داده شد، به عنوان میراث مهندسی قنات در محدوده درود می تواند معرفی شود و حتی به نمایش گذاشته شود. به همین سادگی، اگر بومیان پشتیبانی کنند، در کنار مسجد شان میراث مهندسی برای بازدیدگنندگان خواهند داشت. وگر چنین نکنند، این مورد هم که نمونه ای از فعالیت های همین سده های پیش است تخریب می شود یا کاربری های دیگر و امروزین پیدا خواهد کرد. مثلا نقب ها برای فاضلاب مسجد استفاده می شوند و چون درعمق هستند،احتمال دارد آب های زیرزمینی را هم آلوده کنند. راه های زیادی هست. اما اصولا در فرهنگ ما ساده ترین راه و مخرب ترین راه مرسوم است که امیدوارم چنین نشود!

سوتیتر

بهره برداری از محیط زیست را چنان بی در و پیکر پیش می بریم، که گویی مسابقه است. مسابقه ای برای تخریب هرآنچه داریم. بدون اینکه بدانیم، تقریبا همه امکانات زیستی در زیست گاه مان را از بین برده ایم. فکر می کنم یواش یواش در این مسابقه نوبت خودمان رسیده! بزودی برای آب خوردن به جان همدیگر خواهیم افتاد

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.