مهجوری شب شعری که همه چیزش «به هم می آمد»

سحر سوقندی

طبق اعلام لیست برنامه ی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور ، عصر شعری هم روز چهارشنبه هفتم تیرماه با موضوع سالروز ورود امام رضا(ع) در فرهنگسرای وکیلی نیشابور برگزار گردید؛ عصر شعر «نور» (آن طور که در برنامه اعلام شد) و «نو» آن گونه که در بروشور برنامه های اعلامی اداره ارشاد ذکر شده بود. احتمالا تصویر بروشوری که من در فضای مجازی دیده ام، غلط املایی داشته است!

برنامه ای که  اگر از تاخیر ۴۰ دقیقه ای آن که یادآور تکرار بی نظمی هایی است که بارها در برنامه های فرهنگی شاهد آن بوده ایم، بگذریم؛ نتوانست در حد یک شب شعر ساده و دورهمی های عادی شعرا هم ظاهر شود.

سالن نه چندان بزرگ وکیلی، که بیش از دو سوم صندلی های آن خالی بود، نشان از اطلاع رسانی و برنامه ریزی ناقص و شاید هم انتخاب زمان و مکان نادرست را به ذهن هر تازه واردی نتبادر می کرد.

در میان این بی توجهی ها به برنامه ریزی برای اجرای مراسم، هنرمند نی نواری روی سن  رفت و پس از یکی دوبار افتادن میکروفن بالاخره شروع به نواختن کرد. احساس می کنی بیشتر از اینکه دل ت از صدای غم انگیز نی گرفته باشد، از کف زدن های کوتاه و آهسته ای است که گه گداری لابه لای صدای نی به گوش می رسد، رنجور می شود. نوازنده، نی می نوازد در حالی که حتی  اکویی نیست که صدای نی را بر تن سالن بپوشاند.

پایان غریب نی نوازی آن جاست که  مجری حضور ندارد تا با تشکری اتمام نی نوازی را اعلام کند؛ نوازنده خودش بدون اعلام از سن پایین می آید و در صندلی اش آرام می نشیند.

چند دقیقه ای(!)  می گذرد تا بالاخره سرو کله ی آقای مجری پیدا می شود، خوشامدی می گوید و از قاری قرآن برای قرائت آیاتی دعوت می کند.  بعد از آن با اعلام مجری  همه به احترام سرود ملی ایران قیام می کنند اما خبری از پخش سرود ملی نیست ؛ مجری می خندد و حاضرین هم دقیقه ای می ایستند تا صدای موزیک به گوش می رسد.

اینجاست که تنها مسئولین نیشابور، فرماندار و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد وارد می شوند.

کرخی کوتاه سخنی پشت تریبون ارائه می دهد و اعلام می کند این برنامه همراه است با تجلیل از شاعر و مداح پیشکسوت نیشابور و پس از آن شعر خوانی شروع می شود .

بیشتر اشعار مرتبط با شهدای مدافع حرم است تا سالروز ورود امام رضا(ع) به نیشابور . این که ارتباط این دو موضوع کجاست کسی نمی داند؟ حالا نام «مدافعان حرم» تبدیل به عنوانی دهان پرکن برای پوشاندن ضعف برنامه ها شده است. با فرض بسیار دشوار ارتباط  موضوع مدافعان حرم با سالروز ورود امام رضا هم باز این پرسشض پیش می آید که با وجود چندین شهید مدافع حرم در نیشابور، چرا خبری از خانواده های شهدای مدافع حرم  نیشابور در این مراسم نیست؟

شاعرانی پشت تریبون می روند وحتی یکی دو مورد هم شعر بی ارتباط با موضوع جلسه ارائه می دهند؛ از جمله شاعری که به گفته خودش غزلی خاک خورده را با خود به جلسه آورده  و عاشقانه ی فرسنگ ها دور از موضوع ش را می خواند.

تجلیلی هم که در مراسم وعده اش داده شده، دست کمی از بقیه برنامه ندارد؛ تجلیل از شاعر و مداحی پیشکسوت تنها به چاشنی یک لوح و شاید هدیه ای و یک عکس یادگاری! نه حرفی و نه سخنی از این که این «شاعر» که بوده است و برای شعر نیشابور چه کرده است… فراخواندن به بالای سن و کف زدن حضار و دیده بوسی های معمول و تمام!

مراسم هنوز به نیمه نرسیده که همان دو مسئول هم از جلسه خارج می شوند و سالن را به خلوت حضار وا می نهند.

از شاعران میهمان شهرهای اطراف هم خبری نیست؛ دور همی ساده همشهری های مان تنها در دعوت نامه و اعلام برنامه های سالروز ورود امام رضا عنوانی چشم (و شاید دهان) پُر کن است.

اگر قرار بود در شهر شاعران، شعر چنین مهجور بماند، آیا بهتر نبود که به جای این زحمتی کشیده شود و برنامه ی بی برنامه ای ریخته شود، این گونه عصر یا شب شعرها در قالب همان دورهمی دوستانه برگزار شود؟ (این را یکی از دوستان شاعر حاضر در مراسم از من می پرسد؛ طبیعتا جوابی ندارم؛ نگاه ش می کنم و می گویم من به عنوان خبرنگار این حرف تو را هم منتشر می کنم. لبخندی می زند و دور می شود.)

دوستانی که یکدیگر را می شناسند و با هم بیشتر حرف برای گفتن دارند تا با مردم!

اما انصاف ذباید داد که شاعران آن چه داشتاند برای به تر شدن برنامه با خود آورده بودند و شعر خوب هم شنیدیم. خوبی ای که در بی نظمی و خلوت برنامه گم شد و تنها وقتی که گذاشته شد تا بازهم شاهد بی توجهی به هنری باشیم که با آن، نیشابور  را در کشور می شناسند: «شعر»

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.