من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست

بنا بر آنچه مشهور است پیدایش رشته ها وگرایش های جدید  در علوم و فنون حاصل گسترش ،رشد و تخصصی شدن دانش ها است .ودر پی آن  دانش های میان رشته ای پیدا می شوند تا پیوند میان شاخه های مختلف تجربه های بشری  را برقرار کرده وبهره ی بشر را از دانش، هنر، فرهنگ و فنون کامل تر کنند. اما آمیختگی تاریخ وادبیات با هم ، پیشینه ای کهن دارد .از یک سو تاریخ نگاران معمولا دبیران توانا ونویسندگان زبر دست اند واز دیگر سو ادیبان و شاعران پس از واکاوی حوادث تاریخی وتحلیل سازمان سیاسی قدرت، نظریه های خودرا در قالب نصیحت الملوک ها یا قصاید اندرزی جرعه جرعه به کام حاکمان و حکیمان ریخته  و یاد آور می شوند که شرایط کنونی ما ، نتیجه ی نا گزیر گذشته ی ماست .نمونه ی بارز آن را می توان نه تنها در خدای نامه و شاه نامه ها دید بلکه آثاری چون بوستان وگلستان وآثار عرفانی  از آن آکنده است و بن مایه ی داستان های تمثیلی زیادی در کلیله و دمنه و آثار مشابه آن، تحلیل ساختار قدرت در حکومت های زمان خود است .اما هروقت که استبداد بر ادیبان و علما بیش از حد سخت گرفته، نو آوری واندیشه وری به سوی تفنن ، رمزوارگی ، و معما سازی  روی آورده است یکی از این تفنن های میان رشته ای ساخت ماده تاریخ است. ماده تاریخ یک شاخه ی فرعی ومیوه ی فریبنده ی علوم ادبی است که  از دیوار تاریخ سرک می کشد و همان گونه که گفته شد،بیشتر حاصل  نوعی رکود در علوم انسانی است  .

آنچه این تفنن ادبی را جذاب می کند، دقت وظرافت شاعر است نه روشنگری او. بنیاد این رمز واره های عالمانه بر حساب جمل است  به زبانِ ساده حروف ابجد . به جای هر گونه  دراز گویی ، حروف ابجد  به عنوان یک نظام زبانی برای تبدیل اعداد به حروف و در پی آن معرفی چند ماده تاریخ برجسته و زیبا  پیش کش می شود .

ابجد =۱و۲و۳و۴ )   .( هوز = ۵ و۶و۷ ) . ( حطی = ۸ و۹و۱۰ )

کلمن = ( ۲۰و ۳۰ و۴۰ و۵۰ ). ( سعفص = ۶۰ و۷۰ و۸۰ و۹۰ )

( قرشت = ۱۰۰و ۲۰۰ و۳۰۰ و۴۰۰  ) . (ثخذ =۵۰۰ و ۶۰۰ و۷۰۰ ) .  ( ضظغ = ۸۰۰ و ۹۰۰ و ۱۰۰۰ )

استاد بهار  در ارتباط  تربیت و آزادی از ترتیب حروف ابجد  به زیبایی بهره برده و سروده اند : بی تربیت آزادی و قانون نتوان داشت .

سعفص نتوان خواند نخوانده کلمن را  .

و اما نمونه هایی از ماده تاریخ

۱-  ماده تاریخی در جلوس فتح علی شاه  سروده ی فتح علی خان صبا :  (  « رقم زد منشی طبع صبا از بهر تا ریخش  زتخت آ غا محمد خان شد و بنشست باباخان .)    در این مصرع مقدار کلمه ی تخت در حساب جمل می شود ۱۴۰۰ و معادل عددی آغا محمد خان می شود ۸۴۵    بابا خان که نام فتح علی شاه قاجار که در نظام ابجدی  برابر است با ۶۵۷ .اینک با یک حساب ساده سال آغاز سلطنت فتح علی شاه به قرار زیر است .

(۱۴۰۰ -۸۴۵ ) + ۶۵۷ =۱۲۱۲

گاه ظرافتی هم به تفنن افزوده می شود. اگر شاعری  آگاه و نکته سنج چون ایرج میرزا دست به کار شود :

خوب داند حساب خویش جهان / این محاسب بسی زکی باشد .

احمد از تخت چون فرود آید  /  پهلوی جاش متکی باشد

به حساب جمل هم ار نگری / احمد و پهلوی یکی باشد

در این ماده تاریخ  حرف  « پ « برابر با  « ب « حساب شده است  اما نکته ی بر جسته جای دیگری است.  در نگاه شاعر رندی چون شهزاده ی قاجاری بیدار دل  خود کا مان تا ریخ همه از یک قماش فر ض شده اند.» احمد و پهلوی یکی باشد  .» ( احمد = ا  +۸ +۴۰ +۴ ) و( پهلوی  = ۲+ ۵ +۳۰ +۶ +۱۰ )   در مجموع یکی می شود : ۵۳  .

ماده تاریخ مشهور دیگر  به ثبت سال مرگ خواجه حافظ  پرداخته وتاریخ وفات حافظ و دفن ایشان را در مصلی ی شیراز این گونه آورده است .چراغ اهل دانش خواجه حافظ /   که شمعی بود از نور تجلی  /    چو در خاک مصلی یافت منزل /   بجو تاریخش از خاک مصلی /.عبارت خاک مصلی با محاسبه ی اعداد حروف آن می شود ۷۹۱ که سال رحلت حافظ شیرازی است .برخی ماده تاریخ های اعجاز گونه و قرآنی جالب به ویژه از دوره های تیموری و صفوی به جا مانده که دراین مجال اندک فرصت پرداختن به آن ها نیست و خواننده را به منابعی از جمله تاریخ ادبیات دکتر صفا   واژه نامه ی هنر شاعری . میمنت میر صادقی  یا مقاله ی آقای بهمن بنی هاشمی در وبگاه « پرخچه  ارجاع می دهیم ..

شما هم می توانید برای حفظ رمز دستگاه ها یا کارت ها و موارد مشابه از این فن ادبی واین ظرفیت زبان کمک بگیرید .

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.