من ، سه نفر هستم، مدرس دانشگاه ،دانشجو و نقاش

گفت و گو: سیدهاشم مداح

رشته ی  پژوهش هنر ،مقطع دکتری در کشور ما گرایشی جدید محسوب می شود .هدف از راه اندازی این رشته ی دانشگاهی این است که  امکان ادامه تحصیل در رشته هایی مانند نقاشی و هنرهای نمایشی و… را در مقاطع بالاتر که قبلا در کشور وجود نداشت فراهم کند .

دکتری پژوهش هنر به دنبال چاره اندیشی درباره ی  مشکلات حال و آینده ی  هنر در کشور است و اهداف ذیل را دنبال می کند :

الف – تعیین مباحث نظری هنر و ایجاد توانایی در زمینه  ی نقادی و پژوهش صحیح در مباحث هنری

ب –  آشنایی عمیق با میراث هنری ایران

ج – آشنایی با آموزش هنر به عنوان یک بحث مهم و مستقل

برای آگاهی بیشتر از مباحث فوق به دیدار خانم اکرم محمودی مدرس دانشگاه هنر نیشابور ،هنرمند نقاش و دانشجوی دوره دکتری پژوهش هنر رفتیم و سوالاتی را با ایشان در میان گذاشتیم که پاسخ های موشکافانه  و جالب این هنر مند دست مایه ی سخن امروز ماست .

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید «لطفا بفرمایید دل بستگان هنر و پژوهش های هنری در دوره ی تحصیلات تکمیلی بیشتر به چه مطالبی می پردازند ؟

در دوره ی  دکتری پژوهش هنر تمامی اطلاعات شما غربال می شود  و دانسته ها و مهارت های پژوهشکر در باره ی  هنر سنجیده  و داوری می شود تا دانشجو با نگاهی نو تصمیم بگیرد که در آینده چه اطلاعات و تجربیات خاصی را می خواهد کسب کند. من شخصا در پی یک سئوال مهم وارد این مقطع تحصیلی شدم، برای من مهم بود که آیا مکتب نقاشی بغداد که گفته می شود ریشه در هنر دوره ی عثمانی دارد می تواند پایه و اساسش هنرنگارگری ایرانی باشد ؟ باید دانست که این اثر پذیری و وام گیری در چه حد است ؟

با هنر نقاشی که مورد علاقه و رشته ی اصلی شماست چگونه آشنا شدید؟

من پس از ورود به دانشگاه الزهرای تهران در سال ۶۴ نقاشی را با تکنیک رنگ و روغن شروع کردم وبه طور آکادمیک این هنر را آموختم و نزد استادانی همچون : استاد آیت الهی، استاد حمیدی ،استاد حیدری و… آموزش دیدم .

اولین نقاشی حرفه ای من با نام (حرم امن) در سبک اکسپرسیونیسم بود که با موضوع کشتار حجاج ایرانی در مکه کار شده بود و در آن دوره به  کسب مقام سوم جهانی نایل شد . پس  از آن به طور مستمر در دو سالانه های نقاشی تهران ، نقاشان دفاع مقدس و دوسالانه های دانشجویی شرکت داشته ام و به ارائه ی اثر به موزه ی هنرهای معاصر،موزه  ی کرمان و موزه ی  مقاومت پرداخته ام ضمنا همزمان با حوزه ی هنری نیز همکاری داشته ام .علاقه ام در آثار موضوعی به  سبک اکسپرسیون  و در سوژه های کارهای طبیعت امپرسیون می باشد ضمنا در آن زمان من  تنها خانم نقاش بودم که به خلق اثر درباره موضوعات جنگ پرداختم .

مشلات اصلی  بر سر راه فعالیت های هنری در کشور ما کدام است ؟

از نظر من هنرمندان ، تافته ی جدابافته از اجتماع نیستند وطبیعی است مشکلات اجتماعی به این قشر فرهیخته  هم منتقل می شود . اما من معتقدم درهر شرایطی می توان کار هنری انجام داد وحتی با خلق اثر درباره ی  مشکل می توان به حل آن کمک کرد .اما مساله ی اساسی این است که یک هنرمند بدون حمایت مسئولین مملکتی نمی تواند به فعالیت خود ادامه دهد لذا همان طور که در گذشته دربار شاهان به کمک هنرمندان و شاعران می آمدندهم اکنون هم مسئولین حکومتی باید چتر حمایت خود را روی سر هنرمندان بگیرند تا تاثیر گذاری قشر هنرمند در اجتماع آشکار تر گردد.و فراموش نکنیم که زبان هنر یک زبان بین المللی است .

وجود مقوله ی هنر و هنرمندان چه تاثیر خاصی روی جامعه بشری دارد ؟

اصولا شما یک لحظه نمی توانید هنررا از زندگی انسان حذف کنید، زیرا معنا ونشاط  زندگی ازبین می رود .دقت کنید حتی زمانی که یک خانم خانه دار سفره را پهن می کند سعی می کند از حس زیبایی شناسی استفاده کند و آن را هر چه زیباتر بچیند یا آقایی که لباس خود را ست می کند یک کار هنری انجام می دهد .لذا زندگی ما با حس زیبایی شناسی و هنر عجین شده است .و ما از آن غافلیم .

پس با تمام این اوصاف چرا در اجتماع ما هنوز قدر و منزلت هنر شناخته شده نیست ؟

مسئولین و مردم ما متاسفانه به ضرورت وتاثیر هنر بر روحیه ی انسانها پی نبرده اند، لذا برما و تمامی علاقه مندان لازم است در معرفی رشته های هنری به جامعه بکوشیم و ضرورت وجود آن را به همگان گوش زد کنیم.عدم توجه به این امر عواقب زیادی برای زمان حال و آینده ی  اجتماع خواهد داشت مثلا استفاده از رنگ های تیره فضای جامعه ی ما را دچار کور رنگی می کنند و نا خود آگاه  مایه ی افسردگی وعدم نشاط را در فضای عمومی فراهم می کنند. فراموش نکنیم که روانشناسی رنگها با ما می گوید استفاده از رنگهای شاد سرزندگی و نشاط و امید را در نسل جوان و عموم مردم تقویت می کند.

آیا پرداختن به کارهای هنری ونقاشی  تاثیری در زندگی خانوادگی شما هم داشته است ؟

بله بسار زیاد ، در حال حاضر من سه نفر هستم از طرفی مدرس دانشگاه هستم از طرفی دانشجویم و از سویی دیگر نقاش . ازدواج و مادر شدن،مرا حساس تر و دقیق تر کرده و به کار هنری ام غنا بخشیده است زندگی خانوادگی اگر مدیریت شود  با تمامی مشکلاتش اثر  مثبت روی زندگی هنری دارد اصولا زندگی من با هنر و نقاشی عجین شده و تفکیک آن از زندگی ام امکان پذیر نمی باشد

آیا بین هنرمند خانم و آقا تفاوتی هست ؟

از نظر کار هنری نه ولی به هرحال در دیدگاه متفاوتند این طور به نظر می رسد که معمولا خانم های نقاش از نظر احساسی قوی ترند و آقایان از نظر تکنیکی  ولی در هر صورت هدف خلق اثر هنری می باشد .

شما مدت زیادی در فضای آموزشی و دانشگاه بوده اید کمبود های حال حاضر  دانشکده هنردر نیشابور چیست ؟

من از ابتدای راه اندازی این دانشکده حضور داشته ام و حتی پیشرفت هایی نیز داشته ایم مثلا در حال حاضر مدیریت در اختیار بخش هنری است .اما کمبود های مالی هنوز مشکل اصلی ماست چه برای دانشکده و چه برای دانش جویان  مساله ی دیگر این است که قبلا پذیرش دانشجو به نام دانشگاه فردوسی انجام می شد اما پس از جدایی از دانشگاه فردوسی و زیر مجموعه دانشگاه نیشابور شدن  از شهرت ما کاسته شده و دانشکده ای جوان به حساب می آییم که امیدواریم کم کم با جذب دانشجوی بیشتربه شهرت قبلی برگردیم.

ارتباط هنرمندان  نقاش با دیگر رشته های هنری چگونه است ؟

رشته های گوناگون هنری با هم دیگر در ارتباط اند و از یکدیگر وام و الهام می گیرند خود من از ادبیات بسیار سود برده ام مثلا متن های ادبی زیبا و شعر های ناب در کار م بسیار موثر است .. هنر  مجسمه سازی و نقاشی در طراحی  مشترک اند .و سرانجام  موسیقی منبع الهام بسیاری از هنرمندان می باشد من شخصا از موسیقی اصیل ایرانی بسیار تاثیر گرفته ام

و دغدغه های این روزهای شما ؟

این روزها دغدغه اصلی ام به پایان بردن دوره ی دکتری است و بازگشت به علاقه ی اصلی ام یعنی نقاشی زیرا من حاضرم تمامی کار و مناصبم را از دست بدهم اما نقاشی را نه .از سوی دیگر این روزها به مطالعه ی کتاب های مربوط به رشته ی پژوهش هنر مشغولم و آخرین کتابی که خوانده ام نسخه ای از روضته الصفای میرخواند بوده است .

و سخن پایانی ؟

خانم ها همیشه نیمی ازجمعیت  اجتماع بوده اند لذا باید همیشه در جامعه حضور  فعال داشته باشند و نقش خود را به درستی ایفا کنند توصیه ی من این است که خانمها از تمامی انرژی خود استفاده کنند و در تمامی عرصه های اجتماعی حضوری قوی و مثمر ثمر  داشته باشند و وقت [خود را بیهوده هدر ندهند .اگر ما یک ترازو را در نظر بگیریم یک کفه آن خانها و کفه ی دیگر اقایان هستند بدیهی است که اگر این توازن به هم بخورد جامعه دچار بی نظمی و عدم تعادل  و تلاطم می شود و قطار در حال حرکت  جامعه متوقف خواهد شد .

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.