معرفی مشاهیر فلاسفه نیشابور ابوالعباس ایرانشهری نیشابوری  نخستین فیلسوف ایرانی پس از اسلام و بنیانگذار خردگرایی

نعمت اله صادقی

iranshahri-neishaboriکارشناس ارشد تاریخ

 

ابوالعباس محمد بن محمد ایرانشهری نیشابوری، پیشگام پیدایی فلسفه‌ی ایرانی- اسلامی و استاد اصحاب قدمت هیولی و پیشکسوت و  آموزگار فرزانگانی چون زکریای رازی، عیسی وراق، و ابن راوندی است. ایرانشهری نیشابوری، از اهالی نیشابور قرن سوم هجری بود و «ایرانشهر» یکی از نام‌های تاریخی و قدیم نیشابور است. نیشابوری بودن ابوالعباس ایرانشهری مبتنی بر مشاهداتی است که ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه ذکر می‌کند و اسمی از ابوالعباس ایرانشهری می‌برد مثلاً کسوف و خورشید گرفتگی را توصیف می‌کند که مربوط به شهر نیشابور بوده و یا یک قناتی حفر کرده بودند که مهندسی آن بر عهده  همین ابوالعباس ایرانشهری بوده و ظاهراً آبی را از پایین به بالا منتقل می‌کرده که  محلش در همین شهر نیشابور بوده است. بنابراین ما اگر خواسته باشیم از فیلسوفان و متفکران ایرانی ، قدیمی‌ترین آنها را ذکر کنیم همین ابوالعباس ایرانشهری نیشابوری است .و نیشابوری را حتما بایستی بیاوریم به علت این که ایرانشهر یک معنای وسیع داشته و یک معنای خاصه که قصبه نیشابور بوده است.

با آن‌که‌ از احوال‌ و آثار ایرانشهری چیزی در دست‌ نیست‌، چند گزارشی‌ که‌ درباره او در منابع‌ معتبر آمده‌ است‌، وی را شخصیتی‌ درخور توجه‌ معرفی‌ می‌کند که‌ در مرحله آغازین‌ فلسفه اسلامی‌ گرایش‌های ویژه‌ای داشته‌، و در انتقال‌ سنت‌های فکری بیگانه‌ به‌ جهان‌ اسلام‌ مؤثر بوده‌ است‌.

ابوریحان‌ بیرونی‌ که‌ در آثار مختلف‌ خود از تألیفات‌ ایرانشهری بهره‌ برده است‌، از وی به‌عنوان‌ یکی از کسانی‌ که کتاب‌هایی از نوع‌ «مقالات‌«در زمینه آراء ملل‌ نوشته‌اند، نام‌ می‌برد. وی در عین‌ حال‌ که‌ از منابع‌ کار ایرانشهری درباره هندیان‌ و شمنیان‌ انتقاد می‌کند، امانت‌ او را در بازگو کردن‌ عقاید یهود و نصاری و مانویان‌ می‌ستاید.

به‌ گفته بیرونی‌، بی‌طرفی‌ کم‌نظیر ایرانشهری از عدم‌ وابستگی‌ او به‌ دین‌ خاصی‌ نشأت‌ می‌گیرد و این‌که‌ او خود آیین‌ ویژه‌ای وضع‌ کرده‌ بود و به‌ آن‌ دعوت‌ می‌کرد.

آگاهی‌ ما درباره گرایش‌ دینی‌ ایرانشهری محدود به‌ اشاره بیرونی‌ و سخن‌ ابوالمعالی‌ در کتاب‌ بیان‌ الادیان‌ است‌ که‌ ایرانشهری را به‌ نام‌ محمد بن‌ محمد و صاحب‌ دعوی دین‌ تازه‌ای معرفی‌ می‌کند که‌ به‌ جای قرآن‌ کریم‌ ، کتابی‌ فارسی‌ آورد و فرشته وحی‌ خود را «هستی»نامید و پیروانی‌ یافت‌؛ در مذهب‌ او همه شریعت‌ها یکی‌ بیش‌ نیست‌ و نزاع‌ پیروان‌ ادیان‌ ریشه‌ در اغراض‌ آنان‌ دارد.

بیرونی‌ کتابی‌ از او با عنوان‌ مسائل‌ الطبیعه‌ در دست‌ داشته‌ است‌. وی همچنین‌ در مسائل‌ علمی‌ اقوالی‌ را از ایرانشهری نقل‌ می‌کند که‌ مهم‌ترین‌ آن‌ها گزارش کسوف‌ کاملی‌ در روز سه‌شنبه‌ ۲۹ رمضان‌ ۲۵۹ است‌ که‌ ایرانشهری در نیشابور شاهد آن‌ بوده‌، و بیرونی‌ دقت‌نظر او را تأیید کرده‌است. ‌

منبع‌ مهم‌ دیگر درباره ایرانشهری، زاد المسافرین‌ ناصر خسرو (د ۴۸۱ق‌) است‌ که‌ به‌ دیدگاه‌های فلسفی‌ او پرداخته‌ است‌. وی از ایرانشهری به‌ عنوان‌ استاد محمد بن‌ زکریای رازی نام‌ می‌برد و با اشاره‌ به‌ دو کتاب‌ ایرانشهری به‌ نام‌های «جلیل»‌ و« اثیر» ، او را از اصحاب‌ هیولی‌ می‌شمارد و با نقل‌ دلایل‌ِ وی بر قدیم‌ بودن‌ هیولی‌ و مکان‌ ، رازی را نکوهش‌ می‌کند که‌ از دیدگاه‌های استاد خویش‌ به‌ آراء ملحدانه‌ای چون‌ نفی‌ ابداع‌ و قول‌ به‌ مبادی پنجگانه ازلی‌ رسیده‌ است‌.

گذشته‌ از نقش‌ قابل‌ مطالعه ایرانشهری در نفوذ عقاید هندی به‌ دیدگاه‌های فلسفی‌ رازی، لحن‌ ستایش‌آمیز ناصر خسرو درباره او و تعبیری که‌ از او در توضیح‌ آیه‌ای از قرآن‌ کریم‌ نقل‌ می‌کند، نیز حاکی‌ از سهم‌ ایرانشهری در شکل‌گیری اندیشه‌های متفاوت‌ با جریان‌های رایج‌ فکری عصر اوست‌، اندیشه‌هایی‌ که‌ عناصری از آن‌ها را در جهان‌شناسی‌ اسماعیلیه‌ نیز می‌توان‌ یافت‌.

منبع:

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ایرانشهری»، ج۱۰، ص۴۱۸۳٫

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.