مصیبت امام حسین(ع) در مصیبت نامه عطار

12456_4_4857-jکارشناس ارشد ادبیات فارسی

محمد اکبری

 

مضمون درد و رنج و قربان شدن از روزگاران دور در تاریخ دین نقش اساسی را داشته است. هنوز هم در اسطوره های کهن خاورمیانه نام قهرمانانی به گوش می رسد که کشته می شوند؛ اما مرگشان عهده دار تولد دوباره زندگی است.

با در نظر گرفتن اهمیت قربانی شدن و تحمل رنج و آوارگی در راه اهداف متعالی انسان ، جای تعجب نیست که نوه محبوب پیامبر اکرم (ص) در میان جنگ، جایگاهی بلند در تاریخ اسلام داشته است. خونی که در راه مقدس ریخته شود از هر چیزی گرانبهاتر است. قربانی شدن در راهی برای رسیدن به مراتب بالاتر و متعالی ترِ حیا ت است . ایثار ، گذشت و کشته شدن اعضای یک خانواده، تعالی بخش دینی اوست. عطار در مصیبت نامه خود هم امام حسن مجتبی و هم امام حسین (ع) را مدح کرده ، اما می توان گفت توجه خاصی به «اباعبدالله الحسین» داشته است.

کیست حق را و پیمبر را ولی

آن حسن سیرت، حسین بن علی

آفتاب  آسمان   معرفت

آن محمد صورت حیدر صفت

(مصیبت نامه)

عطاردر این مثنوی خود، ارادت خود را به فاطمه زهرا و امام حسن مجتبی بیان می کند.

قرّه العین امام مجتبی

شاهد زهرا، شهید کربلا

عطار را به هر کیش و فرقه ای که پندارند مردی مومن و مخلص راستین بود و خدا را می پرستید، اما نه پرستش زاهدانه، بلکه عاشقانه و از روی کمال معرفت ، عشق الهی در اشعارش شور و غوغا می آفریند. عطار دیوانه ی جمال حق است و رنجور عشق او، با او می بیند و از او می گوید. در حکایات خود درد عاشقان را آن گونه به تصویر می کشد که گویا خود او همان عاشق است. خون شهید کربلا هم او را به جوش آورده و از درد آن می نالد.

تشنه او را دشنه آغشته به خون

نیم کشته گشته سرگشته به خون

آن چنان سر، خود که بُرّد بی دریغ

کآفتاب از درد آن شد زیر میغ

گیسوی او تا به خون آلوده شد

خون گردون از شفق پالوده شد

کی کنند این کافران با این همه

کو محمد کو علی کو فاطمه؟                                                                              (همان)

عطار صحنه کربلا را ، عرصه محشر می داند که همه پیامبران در آن گِرد هم آمده اند.

صد هزاران جان پاک انبیا

صف زده بینم به خاک کربلا

(همان)

او ادّعای امویان را درعدالت و دینداری ، پوچ و واهی می داند و بدترین کار آنان را کشتن نوه پیامبر.

در تموز کربلا تشنه جگر

سر بریدندش چه باشد زین بتر؟

با جگر گوشه ی پیامبر این کنند

آنگهی دعویّ داد و دین کنند

(همان)

عطار چون سنایی غزنوی ، کسانی را که به دستگاه یزید روی آورده اند، کافر و بی دین می شمرد و سپس آرزو می کند، ای کاش در آن زمان می بود تا از حسین(ع) دفاع می کرد.

کفرم آید هر که این را دین شمرد

قطع باد از بُن زبانی کاین شمرد

هر که در رویی چنین آورد تیغ

لعنتم از حق بدو آید دریغ

کاشکی ای من سگ هندوی او

کمترین سگ بودمی در کوی او

یا در آن تشویر آبی گشتمی

در جگر او را شرابی گشتمی

(همان)

عطار، بهترین عارف را کسی می داند که راه حسین(ع) را طی کرده و عرفان خود را به شهادت ختم کند.

ور به دریاها در آشامی شراب

تا ابد از تشنگی رنجور باش

همچو آن حلاج بد مستی مکن

یا حسینی باش ، یا منصور باش

(دیوان عطار)

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.