مسائل بومی یا مصالح ملی؟!  تذکاری به بهانه شروع به کار مجلس جدید

متن سوگند نامه نمایندگان مجلس به شرح زیر است :

( من در برابر قرآن مجید ، به خدای قادر متعال سوگند یاد می کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم ، ودیعه ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت ، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پای بند باشم ، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهار نظرها ، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مدّ نظر داشته باشم)

هر کسی می‌تواند به راحتی کلیدواژه‌ها و مفاهیم اساسی وظایف اصلی نمایندگان مجلس را از متن این سوگندنامه استخراج و از نحوه انجام گروهی سوگند و مفاد موضوعی آن دریابد که قانون‌گذار جایگاه نماینده را عام و از سوی تمامی مردم کشور و در راستای موضوعات کلان و مصالح کلی میهن قرار داده و عملکرد و رویکرد وی را نیز در همین مسیر متوقع است .

حدود اختیارات و مسئولیت نمایندگان مجلس در قانون اساسی هم به صراحت در دو بخش قانون‌گذاری و نظارت تعیین گردیده که دقت در تفسیر این هر دو جنبه در قانون و آئین‌نامه داخلی نیز نشان می‌دهد نمایندگان مجلس در چارچوب منافع ملی و فرابومی دارای وظیفه می‌باشند .

ولی متأسفانه به نظر می‌رسد که این مدل نگاه به نماینده ، غالباً به محدوده ساکنین پایتخت و برخی از کلان‌شهرها اختصاص یافته و در اکثر دیگر مناطق کشور به ویژه شهرستان های کوچک کمتر کسی به وظیفه ی اصلی و قانونی یک نماینده دقت دارد و گاهی خود کاندیداها نیز برای جلب نظر و کسب آرای بیشتر ، ترفندهای تبلیغاتی ای  به کار می‌برند که با وظیفه های ذاتی نمایندگان فاصله زیادی دارد .

بیشترین خسارتی که این اشتباه برداشت از وظایف نمایندگی به بار می‌آورد و متأسفانه سال هاست که در این وادی قرار داریم ، غفلت از ظرفیت های مهم مجلس و نظارت‌های معطل‌مانده نمایندگان در سیستم اداره کشور است .

فربه کردن جنبه‌های کارشناسی مصوبات مجلس و رأی‌های مستقل و منطقی نماینده ، نظارت مستمر و دقیق و شجاعانه و شفاف در همه اموری از کشور که بر عهده مجلسیان می‌باشد از چنان اهمیتی برخوردار است که تمام همت نمایندگان باید مصروف به آن شود .

به نظر می‌رسد که دو عامل مهم ، بیشتر از عوامل دیگر باعث گردیده تا این جایگاه و مسئولیت نمایندگان فراموش شود و به اموری نامرتبط تنزل یابد . یکی عدم انجام مسئولیت و مدیریت درست متصدیان بومی که مردم ناچار می‌شوند درخواست های خود را به نزد نماینده ببرند و دیگری عدم آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی صحیح  به مردم .

به عنوان یکی از مرتبطین با دفتر دکتر گرمابی شاهد بودم که از همان صبح روز هشتم اسفند که هنوز حتی قطعیت انتخاب ایشان رسماً اعلام نشده بود ، سیلِ نامه ها و تقاضاهای فراوانی از سوی مردم به ایشان سرازیر گردید که بررسی محتوی اکثر آنها نظریه فوق را به خوبی اثبات می‌کند و متأسفانه این روند همچنان و به ویژه پس از ایجاد دفتر مجازی (تلگرامی) گسترده‌تر شده است و تازه این در حالی است که شخص دکتر گرمابی در طول تبلیغات انتخاباتی خود هیچ گاه وعده‌های ناممکن ندادند و از همان ابتدا تنها بر تدبیر خردمندان تأکید داشتند . البته تردیدی نیست که بخشی از این روند ، ناشی از امید به جایی است که در انتخابات اخیر در ذهن و دل مردم به وجود آمده و چه بسا که درخواست کنندگان صرفاً از همان منظر اطمینان از انجام وظایف نظارتی نماینده جدید ، شکوائیه و خواسته‌های خود را به نزد ایشان می‌برند و حسب اطلاعی که دارم کارگروه های تخصصی هم برای ساماندهی این مسئله تشکیل گردیده است .  اما واقعیت این است که این معضل ، یک مشکل کهنه و نقصِ ساختاری است و صرفاً شامل این یا آن نماینده در امروز و دیروز نمی‌شود و ادامه این وضعیت که مدتهاست از نقطه هشدار آن گذشته ، مردم و نماینده آنها را در دور باطلی معطل خواهد کرد که نتیجه حاصل از آن جدا از هزینه‌های مالی و آسیب های روحی ، عنصر امید و مطالبه‌جویی را در دل مردم و اجتماع می‌سوزاند و معضلات اصلی جامعه را اگر نگوییم منتفی ، حداقل به مدت طولانی معطل نگه خواهد داشت و خسارت های جدیدی را به وجود خواهد آورد .

البته تغییر این وضعیت هم به یک باره امکان پذیر نیست و نیاز به ایجاد بسترها و اقدامات هماهنگی دارد که گامهای اول آن به عهده اصحاب رسانه و افراد مرجع و فرهیخته در آموزش شهروندان از یک سو و دقت نمایندگان در ساماندهی و مدیریت صحیح در پاسخ دادن به تقاضاهای رسیده از دیگر سو است .

مخلص کلام اینکه باید به سمتی حرکت کنیم که مخاطب اصلی مطالباتمان ، کسانی باشند که مسئولیت مستقیم پاسخ گویی در انجام آنرا به عهده دارند و نماینده مردم صرفاً به جهت وظیفه نظارتی و همراهی با ما در کنارمان باشد و نه اینکه به عنوان مسئول جواب گوییِ همه کم‌کاری های دیگران و مجری اصلی انجام وظایف مدیران درون شهری و یا آن طور که از برخی انتظاراتِ رسیده استنباط می‌شود ، غول چراغ جادو ! .

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.