ماشین دودی،مرکب شیطان است که با سوارخود به جهنم می رود

داستان اولین خط آهن ایران

ماشین دودی،مرکب شیطان است که با سوارخود به جهنم می رود

ماشین دودی نامی بود که درتهران قدیم به اولین خط راه آهن ایران که میان تهران وشهرری کشیده شده بود داده بودند.علت این نام گذاری بخاری بود که از دودکش قطار آن خارج میشد.امتیاز ساخت این راه آهن درسال ۱۲۶۱خورشیدیتوسط یک شرکت بلژیکی از ناصرالدین شاه گرفته شد.ماشین دودی رامیتوان در اصل نخستین خط تراموای تهران دانست.ماشین دودی دو ایستگاه داشت.نقطه آغاز این خط نزدیک خیابان دروازه خراسانونقطه پایانی جلوی درشاه عبدالعظیم درشهرری بود.مردم به ایستگاه ماشین دودی «گاری « میگفتندکه واژه فرانسوی برای ایستگاه است درآغاز به هنگام راه افتادن قطار،بچه ها سنگ وخس وخاشاک به ماشین دودی میزدند.البته این وسیله جدیدموردپذیرش مردم تهران واقع نشدودرمدت کوتاهی ورشکست شد.باورشکستگی این شرکت بلژیکی،تراموا در تهران به بایگانی تاریخ سپرده شد.دردسامبر۱۸۸۸میلادی/برابربا ۱۲۶۶خورشیدی ناصرالدین شاه بوسیله درشکه طلایی سلطنتی به اتفاق ملتزمان رکاب به انتهای شهرحرکت کردودر محل ایستگاه سنگی که داخل آن باقالی وقالیچه واز بیرون پرچم های سه رنگ مزین شده بود،از وسط ایستگاه عبورنمود ودرسکوی مسافران توقف کرد.آنگاه لکوموتیووچهارواگن بسته شده به آن راکه باسبزه وگل وپرچم آراسته بودند،درمقابل ناااصرالدین شاه توقف کرد.اوابتدانسبت به سوارشدن در قطار دودل ومشکوک بود، ورئیس شرکت ناصرالدین شاه ایران را متقاعدکردکه مسافرات با قطارهیچ خطری ندارد،بنابراین با شک وتردید سوارشد.

…ماشین دودی که این اسم از همان زمان برای او گذاشته شده،توسط عده ای حرام اعلام گردیبه گونه ای که بیان می شد سوارشونده،حتی نگاه کننده به این ماشین جهنمی چنان است که بر…مادر خودنگریسته وبراوسوارشده است.با توجه به این که مردم ندیده وبدیده ،چیزی را که چهارسال در تامل چگونگی اش بودند،دیدند که صدای سوتش بلند شده وآوازه اش شهرگیرشده ومردم رادعوت به خودوتماشا ی خود می نماید، به هجوم مردم افزوده شدومخالفین ماشین دودی چون نتیجه نگرفتند،روی سخن رابرگردانده،گفتند:این از علائم ظهورحجت بوده که درخبرهاآمده،بعد از آن خردجال وپس از آن حضرت ظهور میکندودروسط دوره خودومسافرینش به زمین فرومیروندودرآخرت این مرکب شیطان با هرکه سواراوشود به جهنم میرود.این نیز موثرواقع نشدتامتوسل به حربه واشریعتا گردیده،عده ای اوباش رانفری یک قرآن داده،آموخته به راه انداختندتادرارک شاهی اشعارزیر را سربدهند:محمدیامحمدیامحمد/برس فریادامتیا محمد/فرنگی مال وجان وعرض مابرد/زمان بردن قرآن ماشد.

وفریادها وعربده هابلندشده ،تاآن حدکه صدا به اندرون رفته به گوش شاه رسیدومتحمل نشده،فراش هارابه پراکندنشان واداشت.امااشاره محرکین وپول های بازاریان هرروز به تعداد نفرات افزوده روزچهارم محرکین باعمامه های از سربرداشته وپای بی نعلین وعبای از یک طرف برروی زمین کشان ازجلووعساگران بابیلوکلنگ عزم ویران کردن «گار « ودرهم کوبیدن وسائل آن همراه شعارهای تنددیگرومخاطب قراردادن شاه درکافرمسلکی وبی دینی ، روانه «گارماشین» گردیدند.وهرچه علمای حقیقی ومراجع واقعی پیغام فرستاده به مردم گفتنداین سخن نه از ماواینها،ازمانبوده،دست بکشیدافاقه نکرده،کم مانده کاربالاگرفته،فتنه همه جا گیرشده،که به راهنمایی امام جمعه،هدایایی ازطرف کمپانی در نظرگرفته شده ،افرادی راشتابان روانه ساخته گفتنی هارابه گوششان خوانده،مهرزبان بندوطلسموجعلنا من بین ایدیهم برلب ودستهایشان زده،متوقف شان ساختند.توقفی که محرکین،عمامه هارابرسرنهاده،اول به مسجداسماعیل بزازشان کشیده،برایشان روضه ای در غربت اسلام وسپس حدیثی در اینکه اول منبر برای پیغمبر توسط مردنصرانی روم ساخته شدودرکربلا «وهب نصرانی» بودکه جان درراه امام گذاردودردنباله اش اینکه باید درباره این کارازعلمای اعلام ایران ونجف اشرف استفتا بشودوآخراینکه گاهی ممکن است اسلام به وسیله کافرتقویت شده باشد،همین ماشین دودی راخداوندبه ذهن کافرانداخته که ساخته برای ما بفرستدکهمشتاقان را زیادتروراحت تر به زیارت وپابوس سلاله پیغمبرببردوصلواتی ختم مجلس نموده،متفرق گردیدند…

منبع:روزنامه اعتماد ملی،۱۴مرداد۱۳۸۵

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.