فسادهای بی سابقه؛ بیکاری؛گرفتاری مردم و نقش مجلس: چه کنیم مجلس در راس امور باشد!

حبیب اله قربانی

کارشناس ارشد مطالعات جهان

 

105216به نظر می رسد موهبت های آزادی و آگاهی که یزدان به انسان ارزانی داشته است، مهمترین دلیل تکامل و توسعه ی جوامع است. آزادی به انسان این حق را می دهد که برای رسیدن به اهداف خود راه های مختلفی را برگزیند. گزینش های متنوع، نتایج تلخ و شیرین متفاوتی به همراه دارد. در نتیجه ی تجربه ی انتخاب راه های گوناگون، آگاهی و شناخت شکل می گیرد. وقتی شناخت ها و تجربیات فردی در زندگی اجتماعی با دیگران به اشتراک گذاشته می شود، به تدریج زمینه ی پیدای شناخت عمومی و شناخت علمی در حوزه های مختلف فراهم می گردد.

شناخت علمی درصد اشتباه و خطا را در انتخاب انسان به حداقل می رساند. شناخت علمی در قلمرو علوم اجتماعی به معنای مطالعه ی منظم و دقیق پدیده های اجتماعی در زمان ها و مکان های مختلف است. می توان تاثیر گذارترین خدمت شناخت علمی به جامعه ی بشری را بسط و توسعه ی مفاهیم آزادی و برابری در زندگی اجتماعی و سیاسی انسان دانست. در عصر روشنگری، دانشمندان به این دریافت رسیدند که آزادی و برابری، مانند حق حیات، حقوقی طبیعی است که خداوند بزرگ، فارق از سن، جنس و نژاد به انسان ها اعطا نموده است.

در گذشته، حاکمان و شاهان، خود را از نژادی برتر می دانستند و حکومت را حق طبیعی خود. در چنین شرایطی مردم در اداره ی جامعه به حاشیه رانده شده بودند. شاهان و حاکمان نیز برای منشاء قدرت سیاسی مردم را به جاهای موهوم ارجاع می دادند. فغفور چین یا فرعون مصر خود را فرزندان خورشید می دانستند و برای کارهای خود، به کسی جز او پاسخگو نبودند! آرزو و توهمات شاهان هدف اصلی و به عبارت دیگر قانون اساسی کشورها بود و خود شاه این قانون را اجرا می کرد. این احساس برتری به شاهان اجازه می داد تا آزادی دیگران را به بند کشیده و برای دسترسی خود( که به اسم جامعه قلمداد می شد) به سعادت، از مردم به عنوان ابزار و وسیله استفاده کنند. همه برای یکی، یکی برای همه، شعار غالب چنین جوامعی بود و از حاکمان به عنوان قبله ی عالم یاد می شد. آرزوهایی که شاه در تخیلات خود می ساخت مبنای حرکت جوامع بود و هر مانعی در این راه باید از میان برداشته می شد.

با  تابش نور معرفت بر روابط مردم و حاکمان در عصر روشنگری، مفاهیم آزادی و برابری، در کنار عواملی دیگر موجب شد که بنیان نظام های خودکامه یکی پس از دیگری فرو بریزد و مردم جایگاه اصلی خود را در جوامع بازیابند.  در جوامع جدید، همگان می دانند که مردم منشاء تمامی مزایای اجتماعی ثروت، قدرت و احترام هستند. چون نقش مردم در خلق این مزایا حیاتی است، ملاک و معیار سنجش توسعه و پیشرفت جوامع نیز میزان سهیم بودن شان در بهرمندی از قدرت، ثروت و احترام در سطح جامعه است. از طرف دیگر به علت این که تراکم مزایای اجتماعی در دست فرد یا گروهی خاص موجب فساد می شد، ملت ها تدابیری اندیشیده اند تا همگان در بهرمندی از آن مشارکت داشته باشند.

شرکت در انتخابات و حق تعیین سرنوشت یکی از حقوق اساسی است که مردم با انتخاب نمایندگان در نظام های سیاسی قانونی از آن برخوردار شده اند. برای جلوگیری از فساد در نظام سیاسی، اصل تفکیک قوا بهترین راه کار بوده است. برخلاف حکومت های خودکامه که شاه  قانون را می نوشت، آن را اجرا  و متخلفان را مجازات می کرد، در نظام های قانونی و مردم سالار این وظایف تقسیم شده و هر بخش به گروهی از نمایندگانی که توسط مردم انتخاب شده اند سپرده می شود تا جلو متراکم شدن قدرت در دست یک نفر یا گروه گرفته شود.

در نظام خودکامه مهمترین عامل و باعث بدبختی و یا خوش بختی مردم، به تصمیم و اراده حاکم بستگی داشت. اگر حاکمی تحت تاثیر عوامل موثر بر تربیتش در دوره ی کودکی از شخصیتی سالم برخوردار بود، می شد امیدوار بود که چند صباحی آب خوش از گلوی مردم پائین برود در غیر این شرایط، بدبختی مردم امری محتوم به نظر می رسید. تجربه حکومت صدام بر عراق نمونه بارزی از نقش اراده ی حاکمان بر سرنوشت مردم است. به همین دلیل نقش تصمیم گیری و نوشتن قانون در نظام های مردم سالاری به نمایندگان مردم در مجلس(قوه ی مقننه) سپرده شده است.  مجلس نمایندگان اثرگذارترین جایگاه را در جوامع جدید به خود اختصاص می دهند.

پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به گفته ی بنیانگذار انقلاب، «میزان رای ملت است» و «مجلس در راس امور است.» تاکید بر «رای مردم» و «مجلس» در بیانات رهبری نیز به کرات مشاهده می شود. اهمیت مجلس شورای اسلامی در این است که مشخص کننده ی راه و مسیر حرکت جامعه است. نمایندگان در کنار وظایف دیگر با «تصویب قوانین» و «نظارت بر اجرای» آن نقش تعیین کننده ای در سرنوشت مردم بازی می کنند.

اگر مردم در چهارچوی قانون، آزادانه و آگاهانه شایسته و تواناترین افراد جامعه را به عنوان نماینده برای مجلس شورای اسلامی انتخاب کنند بسیاری از مشکلات جامعه حل خواهد شد. بیکاری به عنوان «ام المفاسد اجتماعی» به شدت تحت تاثیر تصمیماتی است که در مجلس گرفته می شود.  اختلاس های کلان و یا رشوه و پارتی در دستگاه های اجرایی به میزان و نحوه ی نظارت نمایندگان وابسته است. به طور کلی تصمیمات و اراده ی نمایندگان است که روابط نهادها و دستگاه های رسمی و غیر رسمی را مشخص می کند و ساختار اجتماعی را طراحی می نماید.

مع الاسف، انتخاب نادرست باعث می شود تا تصمیم گیری در کشور به افرادی سپرده شود که به جای مشکلات جامعه بیش از همه به دنبال تکیه ی دوباره زدن بر کرسی مجلس باشند. اینان به جای تصویب قانون و یافتن چاره ی مشکلات، به دلیل ناآگاهی، فقط به قیام و قعود در مجلس بسنده می کنند و در عوض، از قدرت نمایندگی خود برای راه یافتن دوباره به مجلس سود می برند و در انتصابات حوزه ی انتخابیه ی خود دخالت مستقیم می کنند. در حالی که اگر به فکر مردم بودند قوانینی تصویب می کردند تا مشکلات جامعه کمتر شود و با نظارت بر کار مجریان، آنان را از دور شدن از آرمان های انقلاب باز می داشتند.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.