فریادی از سر درد برای نیشابورزخم خورده ی امروز: گُل از ما، دیگران گیرند گلابش ! 

محسن شورگشتی .کارشناس ارشد ارتباطات اجتماعی

 

در تهران، بین جمعی از بزرگان و اندیشمندان، سخن از شهرهای مختلف ایران و وضعیتِ گذشته و حالِ آنها بود. بزرگی از قدمتِ کاشان گفت. دیگری از هنرِ اصفهان گفت. آن یکی ادبیات شیراز را می ستود. دوستی شوش و کرمانشاه را یادآور شد. هر یکی شهری را و ویژگی هایی از آن را بر می شمرد تا اینکه نامِ نیشابور بر زبانِ یکی از حاضران جاری شد. آن عزیز که فقط یک بار به نیشابور سفر کرده بود از صبح دمان نیشابور گفت و اینکه چگونه همان سفرِ کوتاه باعث شده بود تا نیشابور در ذهنش به عنوانِ شهری «خاص» ثبت شود. اشاره مختصرِ وی به نیشابور همانا و کم کم حذف شدنِ همه شهرها از بحث و تمرکز بر ویژگی های منحصر به فردِ نیشابور همان. بزرگانِ جمع، هر کدام از زاویه ای ویژگی های خاصِّ نیشابور را بیان می کردند. استادِ تاریخ جایگاهِ تاریخیِ نیشابور، دانشمندی مراتبِ غیرقابلِ رقابتِ علمیِ نیشابور و فرزانه ای مردمانِ نیشابور و مشاهیرِ گران سنگِ این شهر را در عرصه های مختلفِ علمی، هنری و فرهنگی معرفی می کرد طوری که همه مشغولِ تعریف و تمجید کردن از نیشابور شده بودند. از جاذبه های طبیعی اش می گفتند و از مردان و زنانِ اندیشمند و فرهیخته اش. در آن جمع، دو-سه نفر از هم شهری های عزیزمان هم حضور داشتند اما نکته عجیب این بود که آنها به جای اینکه از این وضعیت به وجد بیایند و بیش از دیگران از خوبی ها و مزایای نیشابور بگویند، بیشتر سکوت کرده بودند و جز در موارد معدودی که برای تصحیح و تکمیلِ سخنانِ دیگران صحبت کردند، سخنی بیان نمی کردند.

سکوتشان برایم عجیب بود و تأمل برانگیز. البته خیلی سخت نبود که علتش را بفهمی. کافی بود نیم نگاهی به تخصصشان داشته باشی و دغدغه هایشان. یکی پژوهشگر تاریخ و دیگری اقتصاددان. از مهم ترین دغدغه هایشان جایگاهِ علمی، فرهنگی و اقتصادیِ نیشابور در بین دیگر شهرهاست. آن دو نیشابور را خوب می شناختند و اتفاقات و عملکردِ مسئولانِ نیشابور و دیگر شهرها را به دقت پایش می کردند. شاید سکوتِ آنها از این بود که بیشترِ سخنانی که درباره نیشابور گفته و افتخار محسوب می شد، متعلق به گذشته است و نه حال. به آسانی می شد دریافت که روندِ کُند و گاه معکوسِ رشد نیشابور در ابعادِ علمی-صنعتی ذهنِ آنان را درگیر ساخته است. نیشابور انسان های بزرگ و متفکر و تحول گرا کم ندارد. مشاهیرِ نیشابور در زمانِ حال نیز کم نیستند. نیشابورِ امروز، دانشمندان، هنرمندان، ادیبان، صنعتگران و مدیرانِ بسیار توانمندی را تربیت کرده است که وقتی جویای آنها می شوید یا در گمنامی و به دور از غوغاهای درون تُهی به هنر و پژوهش و اندیشه مشغولند یا توانمندیها و استعدادهای تجاری و مدیریتیشان در شهرهای دیگر به کار گرفته می شود.

آری، آن دو سکوت کرده بودند چون وقتی عالمانه و منصفانه به شهر می نگریستند، چیزی جز عقب ماندگی های تاریخی و اقتصادی که رهآوردِ مدیریت های قبیله ای و غیرعلمی بود، نمی دیدند. نیشابورِ امروز، نه آن نیشابوری است که بزرگان فرهنگ و هنر از آن سخن می راندند. نیشابور امروز، زخم خورده کج اندیشی ها و منفعت طلبی هایی است که حاضر است «نیشابور و نیشابوریان» را فدا کند تا پایه های قدرت و ثروت خود را استحکام بخشد. کوچه باغ های مسئولیتی و مدیریتی شهر، سال هاست از هوای تازه و روح بخشی که فکرها را روشنایی دهد و استعدادها را پرورش، محروم مانده است. طی این همه سال آنچه نمود داشته است، عزم جوانان نیشابور بوده که علی رغم همه نامهربانی های سازمانی و کم لطفی های مسئولان برای اعتلای نام شهر خویش انجام داده اند. شاید سکوتِ آن دو نفر، سرشار از فریادهای درد بود که بر سرِ برخی مسئولانِ شهر بزنند. آن سکوت سرشار از چراهایی بود که در ذهن مردم نیشابور بارها و بارها مطرح شده است اما «بی پاسخی» و «طفره رفتن» تنها پاسخ های دریافتی بوده است. چراهایی درباره بالفعل نشدنِ پتانسیل های ویژه نیشابور در حوزه های کشاورزی، صنعت، گردشگری، آموزش عالی، بهداشت و درمان. چراهایی درباره بیکاری فزاینده جوانان شهر نسبت به شهرهای مجاور. چراهایی درباره از دست رفتن روستاها، فرصتها، استعدادها، بودجه ها و کارخانه های نیشابور و …. امسال اما شرایط به گونه ای دیگر است. امسال روزنه های تغییر نمایان شده است. امسال می توان دوباره نیشابور را به شاهراهِ اصلی رشد و توسعه بازگرداند.  انتخاب نمایندگانی وظیفه شناس و در تراز برند نیشابور می تواند وضعیتِ شهر را آنگونه بسازد که نه فقط به تاریخ، که به اکنون آن افتخار کنیم.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.