از زبان دکتر علی شریعتی ( فرم و محتوا (۲) )

رضا شیرمحمدی

وقتی که بود، نمی دیدم. وقتی می خواند، نمی شنیدم

وقتی دیدم که نبود، وقتی شنیدم که نخواند

سؤال این است که آیا با نشستن و نیم ساعت فکر کردن،همان نتیجه ی نماز برای فرد حاصل می‌شود؟

زیبایی،هنگامی تحقق خارجی پیدا می‌کند که در فرم وصورت زیبایی ویژه ی خودش و درشکل متناسب خودش قرار بگیرد؛ شاید احساس شاعرانه ی خواجوی کرمانی از حافظ بالاتر باشد اما چون بیان شاعرانه و فرم بیان احساس حافظ را ندارد، احساساتش به صورت مجموعه‌ای از احساسات دست دوم و معانی دست دوم مانده است.گاه هست که اصلاً تأثیر درفرم نهفته است وگاه اصلاً فرم است که موضوعیت پیدا می‌کند. مثل تلقین. تلقین یعنی چه؟ تلقین چیزی نیست جز تکرار. بیماری هایی را که مداوا می‌نمایند، اراده‌هایی را که برمی‌انگیزند، تربیت‌هایی که می‌کنند، بر اساس تلقین و تکرار است. شنیدن و گفتن منظم و مکرر تأثیر می‌گذارد، پس علت و عامل اساسی تکرار است و تکرار نیز یک فرم است. این مسئله، جنبه فردی فرم را در عبادتها روشن می‌کند. ما در این بعد، احساسمان را فرم می‌دهیم و این احساس و رابطه را با مبداء، در سراسر زندگی حفظ می‌کنیم و تربیت می‌کنیم، حال آنکه اگر اینها را به دست تصادف و گاه گداری عمل کردن بسپاریم، احتمال آنکه آن را از دست بدهیم و زمینه را برای کشتنش فراهم آوریم، فراوان است.

اما در بینش اجتماعی اسلام، یک نقش دیگر هم برای فرم وجود دارد، زیرا در این بینش هیچ وقت مسائل فردی، از مسائل سیاسی و مسائل اجتماعی و مسائل اقتصادی و مسائل فلسفی و مسائل اخلاقی جدا نیست. مثالی بزنیم: حج عبارت است از دور خانه خدا هفت بار چرخیدن، بعد هفت دور سعی کردن و بعد رفتن به عرفات و بعد آمدن به مشعر و آمدن به منا و قربانی کردن. مگر این حج نیست؟ بسیار خوب، پس بگویم، هروقت به من گذرنامه دادند و وقت داشتم و تعطیلات داشتم به حج می‌روم و همین کارها را می‌کنم. خیر نمی‌شود! فقط نهم و دهم ذیحجه، هشتم اگر بروی دو پول نمی‌ارزد، همه این کارها در یازدهم نیز یک ریال قیمت ندارد، نهم باید شروع کرد، چرا نهم و دهم؟ اگربه خاطر فرم می‌گویی، روز که در محتوا مؤثر نیست، من یک عملی در رابطه با خدا انجام می‌دهم به روزش چه مربوط است؟ولی مربوط است! چرا مربوط است؟ به خاطر اینکه ارتباط این عمل با یک روز خاص است که دو میلیون نفر را در یک جا و در یک زمان جمع می‌کند و یک شکل اجتماعی به قضیه می‌دهد. اما اگر هر کس، هر وقت دلش خواست برود، یک مسئله فردی می‌شود و بعد بزرگترین بعد حج که تجمع توده‌ها است، و در هم‌آمیختگی نژادها و برداشتن مرزها، از میان می‌رود؛ فرم است که تشخص پیدا کرده است. حتی وقتی در مدینه آدم ایستاده است، واقعاً در تمامی این شهر یک نمایش عجیب و غریبی را به چشم می‌بیند. مسجد پیغمبر پنج، شش در دارد. پیشنماز ایستاده است وتمامی مسجد مملو از جمعیتی است که درصف نماز است؛موج جمعیت مثل آبی که بیرون می‌زند، از درها بیرون آمده، آمده است در خیابانها و باز پهن شده، از خیابان‌ها به کوچه‌ها، از کوچه‌ها، توی پس‌کوچه‌ها، و از پس‌کوچه‌ها، رفته به دکانها، رفته به خانه‌ها و به حیاط‌ها و رفته به اطاق خلوت و همه به این نماز پیوسته. و یک‌مرتبه می‌بینی یک شهر،یک امت، نمایندگان تمامی دنیا آمده‌اند توی یک صف، با یک آهنگ هی تاب می‌خورند، هی موج می‌خورند، تاب می‌خورند، موج می‌خورند. این امر واقعیتی ایجاد می‌کند،که هیچ حالت دیگر وهیچ احساس دیگر وهیچ تفکر دیگر جانشینش نمی‌شود. آدمی در آن حرکت احساس می‌کند که با همه موجودیت اسلام روی زمین آمیزش پیدا کرده و هماهنگ شده است، در دنیا احساس «ما» می‌کند. و در این حال احساس و رابطه دیگری به آدم دست می‌دهد. مولوی می‌گوید:گفت پیغمبر رکوع است و سجود/بر در حق،کوفتن حلقه وجود

چه جور است؟ چه جور قضیه را می‌فهمیده و چه منظره‌ای به ذهنش می‌رسیده است؟ تصویر را از زندگی یک سوار تنها در یک صحرا گرفته است. مسافری تنها در جاده‌های قدیم سواره می‌آمده است. شب شده، بیابان است، چراغی نیست، قهوه‌خانه‌ای نیست، راهداری نیست و بیا و برویی نیست. ماندگی،آوارگی، تنهایی،گرسنگی،احتیاج به آب، احتیاج به غذا. ناگهان به در قلعه‌ای می‌رسد، نیمه شب، در قلعه بسته است، چکار می‌کند؟ احساس شدید به اینکه اینجا پناهگاه است، در اینجا آدم هست، غذا هست، زندگی هست، نجات از آوارگی و وحشت و گرگ و سرما و برف هست. و براساس این احساس می‌خواهد خود را هرچه زودتر به درون قلعه بیندازد. چکار می‌کند؟ حلقه در قلعه را تندتند می‌زند. انسان هم در پهنه وجود، درعرصه زندگی، تنهای تنها، هراس‌زده ترسیده‌ای است که در برابر درِ پنهانی آنطرف این جهان، آنسوی زندگی، دری که بر رویش بسته است، هر روز سرش را مثل حلقه می‌کند و هی می‌زند به این در که یعنی: باز کن.گفت پیغمبر رکوع است و سجود/بر در حق،کوفتن حلقه وجود.

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.