عوامل کاهش تاب آوری اجتماعی و رشد پدیده خشونت در جامعه ایرانی

جامعه ما از جمله جوامعی است که در طول سال های اخیر، خشونت روند رو به رشدی را در آن طی کرده است. تحلیل همه جانبه این موضوع و پرداختن به جنبه های اجتماعی، روان شناسی، فرهنگی، حقوقی و… یکی از ضرورت هایی است که باید توسط شهروندان و نهادهای اجتماعی و حاکمیتی تاثیرگذار جدی گرفته شود. انتشار سلسله گزارش هایی در این باره، می تواند فتح بابی باشد در این زمینه.  هفته نامه «خیام نامه» در سال های اخیر و پیش از پیدایش موج جدید خشونت ها در رفتار عمومی مردم  به عنوان یک پدیده اجتماعی، همواره به این موضوع پرداخته است و شاید از معدود رسانه های شهرستان باشد که نسبت به این موضوع با نگاهی هشدارآمیز به تولید محتوا پرداخت.

اینک و به بهانه اظهار نظر اخیر مقامات قضایی شهرستان در نشست با خبرنگاران در مورد رشد نزاع های منجر به جرح و قتل، بر آن هستیم که بار دیگر باید این هشدار را به منظور پیشگیری از تبعات اجتماعی و چاره اندیشی پیرامون آن تکرار کرد.

در ادامه گفتاری را به نقل از وب گاه «خبرآنلاین» را که در آن با یکی از صاحب نظران مسایل گفت و گو شده است، با هم مرور می کنیم:

خشونت اجتماعی در جامعه ایرانی طی سال های اخیر مصادیق متعددی دارد. یقه یه یقه شدن مردم در خیابان، نزاع، خشونت های کلامی، خشونت علیه زنان و کودکان، قتل و… از مهم ترین این مصدایق هستند. نظریه‌های مختلف اجتماعی به این نکته تاکید دارد جوامع عموما در حال بازتولید آسیب های اجتماعی است و یکی از این آسیب های که در جامعه ایرانی این روزها تولید شده است، خشونت در فضای شبکه‌های اجتماعی است. با این حال مجید صفاری نیا دکترای روان شناسی و استاد دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است بخشی از این مسایل با مفهوم «تاب آوری اجتماعی» قابل تحلیل است. صفاری نیا عضو و رییس «کمیسیون تخصصی روان شناسی اجتماعی» سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور است که به بسط وضعیت خشونت در جامعه ایرانی می‌پردازد.

 

  • آقای دکتر این روزها شاهد افزایش موارد خشونت اجتماعی هستیم. از خشونت سفید و خشونت در فضای مجازی گرفته که تا یک دهه پیش اصلا مفهومی نداشت، تا انواع خشونت علیه کودکان و حتی رواج خشونت علیه مردان در کنار خشونت علیه زنان. به نظر شما دلایل افزایش زمینه‌های خشونت اجتماعی چیست؟

در روانشناسی مفهومی داریم با عنوان «تاب آوری اجتماعی». «تاب آوری» مفهوم جدیدی است که ابزاری برای سنجش آن نیز وجود دارد. «تاب آوری اجتماعی» از مولفه‌های سلامت اجتماعی است. جامعه ما به دلایل مختلف، تاب آوری اجتماعی‌اش پایین آمده است. یکی از دلایل آن افزایش مهاجرت به شهرهاست. در دو دهه گذشته، مردم ما بیشتر روستا نشین بودند و ۷۰ درصد جمعیت کشور مقیم روستاها بودند. اما بر اساس پژوهشی تا سال ۱۴۰۰ ، هفتاد درصد مردم کشور، شهرنشین و ۳۰ درصد روستا نشین خواهند بود. این در حالی است که روستا نشینان شهری، که به شهرها هجوم آورده‌اند آموزش شهرنشینی ندیده‌اند. «مهاجرت» عاملی برای کاهش تاب آوری اجتماعی است.

یکی از دلایل پایین بودن استانداردهای اجتماعی همچون کاهش استاندارد سلامت اجتماعی، آن است که خانواده، نقش آرامش بخشی خودش را نسبت به گذشته از دست داده است. خانواده قبلا مامن آرامش و تخلیه هیجان بوده ولی به دلیل افزایش نیازهای اقتصادی، ضریب نفوذ اینترنت و … خانواده نقش آرامش بخشی‌اش را از دست داده و نمی‌تواند نقش قبل را داشته باشد. به این ترتیب افراد در شرایط عصبی، عصبیت خود را از خانه به جامعه و از جامعه به خانه منتقل می‌کنند.

علاوه بر اینها، عامل «ازدحام»، زمینه‌های مسائل اجتماعی را بیشتر می‌کند. مثلا در ساعات پر تراکم در مترو، زمینه پرخاش بیشتر می‌شود، ه چون اصطلاحا ذهن دچار «اضافه بار» می‎شود و زمینه را «تهدید آمیز» می بیند. به همین دلیل است که در اوقات پرتراکم مترو، مسافران فرصت خروج به یکدیگر نمی‌دهند و با پرخاش با یکدیگر روبرو می‌شوند. عامل «اضافه بار شناختی» به خاطر «ازدحام»، درزندگی در شهرهای شلوغ نمود پیدا می‌کند.

عامل چهارم، «گم نامی» و «بی خانمان ها» هستند. آدم‌ها در شهرهای شلوغ، شناخته نمی‌شوند و چون نظارت و کنترلی رویشان نیست، رفتارهای ناهنجار و مغایر شهروندی انجام می‎دهند. مسائلی مثل متلک گفتن، فحش دادن، پیچیدن ماشین‌ها جلوی یکدیگر در اتوبان​ها، رفتارهای خشن، آسیب رساندن به اموال عمومی مثل اتوبوس‌ها، خط انداختن روی اتومبیل‌های پارک شده در خیابان و … از جمله نشانه های این موضوع است.

عامل بعدی، عامل «روانی» است. عوامل شخصیتی و روانی در پرخاشگری اجتماعی نقش دارند. سبک فرزند پروری والدین به گونه‌ای شده که افراد خودشیفته در سطح جوامع بیشتر دیده می شوند، افسردگی این افراد پس از مواجهه با حقایق جامعه، منجر به پرخاشگری در فضای اجتماعی می شود. آدم افسرده به دلیل زودرنجی حوصله ندارد، فردی که مواد مخدر و یا آمفتامین استفاده کرده، در فضای اجتماعی ایجاد پرخاشگری می کند. میزان و سطح سازگاری در میان مردم شهرها به دلایل مختلف اجتماعی فرهنگی پایین آمده است.

عامل بعدی «الگوهای اجتماعی» است؛ الگوهایی نظیر اینکه افراد اگر داد بزنند، حرفشان به کرسی می نشیند! این عوامل نیز موثر در ایجاد خشونت میان افراد است.

از عوامل دیگر می توان به عامل سلامت اجتماعی اشاره کرد. روانشناسان ۶۰ مولفه همچون اعتیاد، بحران اجتماعی، طلاق عاطفی، بحران شادی، آلودگی محیط زیست، بیکاری، کرامت پایین متخصصان، دعواها و نزاع های خیابانی و… را به عنوان متغیرهای سلامت اجتماعی برشمرده ​اند. هرچه استانداردها اجتماعی در جامعه کاهش یابد، میزان عصبانیت اجتماعی بالا می رود.

شما عوامل افزایش خشونت اجتماعی را برشمردید، راههای کنترل آنها را هم بفرمایید.

اصلاح این موارد خیلی سخت و نیازمند تدابیر کشوری است. به دلیل بحران‌های موجود، شورای سلامت اجتماعی با حضور وزرای علوم، آموزش و پرورش، کشور، بهداشت و درمان، فرهنگ و ارشاد اسلامی و روسای سازمان‌های بهزیستی و نظام روانشناسی و ورزش و جوانان، مشغول بررسی این فضا و برنامه ریزی برای ارتقای سلامت اجتماعی هستند.

این مساله آنقدر بزرگ است که سیستمی باید اصلاح شود تا حال مردم خوب شود. حتی صداوسیما هم باید وارد عرصه شود. حل این مسائل، یک موضوع حاکمیتی است.

در حال حاضر تک تک این دستگاه‌ها متولی امر هستند و در شرح وظایفشان آمده است، اما چقدر موفق بوده‌اند؟

با جزیره ای عمل کردن هر یک از دستگاه‌ها، راه به جایی نمی بریم و آنها نتوانسته‌اند به تنهایی به جایی برسند.

سازمان نظام روانشناسی هم یکی از سازمان‌های عضو شورای سلامت اجتماعی است، این سازمان چقدر در امر کاهش خشونت‌های اجتماعی موفق بوده است؟

سازمان نظام، مسئولیت متولی گری ندارد و صرفا یک نظام صنفی است. متولی این امر، وزارت بهداشت؛ وزارت کشور و سازمان بهزیستی است و سازمان نظام روانشناسی فقط در حوزه پژوهش ها و آموزش ها و حضور در شوراهای سیاست گذاری نقش آفرین است. اساسا سازوکار اقتصادی لازم برای اینکه متولی این کار باشد را هم ندارد. سازمان نظام روانشناسی فقط می تواند یک عضو سیاست گذار باشد. با مطالعه و پژوهش و کمیسیون هایش می تواند نظر دهد و نسبت به اجرای آن نظارت داشته باشد.

از همین ظرفیت های پژوهشی و مشورتی سازمان نظام روانشناسی چقدر استفاده می شود؟

هیچ استفاده ای نمی شود! گاهی حتی از اعضای این سازمان به عنوان کارشناس هم در جلسات دعوت نمی شود. نه در ساختار تصمیم گیری و نه در ساختار سیاست گذاری، هیچ استفاده ای از ظرفیت های سازمان نظام روانشناسی نمی شود. در حالیکه ابعاد روانشناختی بسیاری از تصمیمات محرز است. اما هویت سازمان نظام روانشناسی توسط سازمانها به رسمیت شناخته نمی شود.

 

به اشتراک بگذارید:


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.