طرحواره ها

طرحواره ها

طرحواره به طور کلی به عنوان ساختار، قالب یا چهارچوب تعریف می شود. پیاژه طرحواره را به عنوان نقشه انتزاعی شناختی در نظر می گیرد که راهنمای تفسیر اطلاعات و حل مساله است.

می توان طرحواره را به عنوان باورها و نگرش های زیربنایی تعریف کرد،که از طریق آن ها به خودمان و دنیای اطراف نگاه می کنیم.طرحواره های افراد فقط به باورهای آن ها درباره خودشان یا دیگران ختم نمی شوند، بلکه آن ها درباره هیجان ها، رفتار، روابط اجتماعی و جهان نیز طرحواره هایی دارند. مجموع چندین طرحواره را ذهنیت می گویند. عوامل مختلفی باعث ایجاد و تداوم افسردگی، اضطراب و عصبانیت می شوند. یکی از این عوامل طرز فکر یا ذهنیت یا طرحواره ها هستند.

به عنوان مثال ذهنیت افسرده ساز چندین طرحواره را در بر می گیرد، که درحال حاضر فعال شده اند: طرحواره درباره خویشتن (من آدم بی کفایتی هستم)، طرحواره درباره دیگران(دیگران افراد طرد کننده اند و مرا درک نمی کنند)، طرحواره درباره عواطف (من افسرده و نا امید هستم)، طرحواره درباره رفتار(هیچ کاری از دستم بر نمی آید)، طرحواره درباره روابط اجتماعی (دیگران خوب نیستند که با آن ها رفت وآمد کنم) و طرحواره درباره جهان (همه چیز بر ضد من است).

طرحواره های اضطراب زا بیشتر با تهدید یا ترس از شکست مشخص می شوند. و طرحواره های خشم برانگیز با زیر پا گذاشتن قوانین، آسیب و خفت همراهند.

طرحواره ها ازکجا می آیند:

طرحواره ها را در طی تعامل با والدین، دوستان، خواهر و برادر و همسرمان یاد می گیریم. والدین به طرق مختلف درشکل گیری طرحواره ها نقش داشته اند. ممکن است والدین درشما این احساس را بوجود آورده اند که آدم خوبی نیستید مگر از همه برتر باشید.ممکن است به شما گفته باشند خیلی چاق و زشت هستید یا شما را با بچه هایی مقایسه کرده اند که کارشان را بهتر از شما انجام می داده اند. ممکن است شما را به خاطر نیازهایتان احمق و بی عقل خطاب کرده اند .ممکن است بیش از حد درکار شما دخالت کرده اند.یا خیلی به شما دستور داده اند. حتی ممکن است به شما گفته باشند که شما را رها می کنند، یا اینکه تو هیچکاره نمی شوی. والدین از این طریق در ذهن بچه ها این طرحواره های منفی را تلقین می کنند. برخی افراد با مرور خاطرات خود متوجه می شوند که والدینشان چگونه این طرحواره های منفی را در ذهنشان کاشته اند.

لطفا «به این تجارب با دقت فکر کنید»

– تو باید بهتر عمل کنی، چرا در امتحان نمره ۲۰ نگرفتی (باعث شکل گیری طرحواره های کمال گرایی یا حقارت گریزی می شود).

– خیلی چاق شده ای و صدایت زشت و نکره است (باعث شکل گیری طرحواره هایی درباره زشتی و چاقی می شود).

– پسرعمه ات در دانشگاه شریف قبول شدچرانمی توانی مثل اوباشی(باعث شکل گیری طرحواره ای درباره احساس حقارت وبی کفایتی می شود).

– چراهمیشه گله وشکایت می کنی نمی بینی چقدر گرفتارم(باعث شکل گیری طرحواره ای درباره بی اهمیت بودن نیازها می شود)

– از دست تو فرار می کنم تا ببینم تنهایی چه خاکی بر سرت می ریزی(باعث شکل گیری طرحواره ای درباره سربار دیگران بودن و رها شدگی می شود).

البته تمام طرحواره هابرپایه وقایع آسیب رسان یابدرفتاری والدین دردوران کودکی شکل نمی گیرند،مثلا»طرحواره وابستگی- بی کفایتی ممکن است از توجه بیش از حد والدین در سال های اولیه کودکی بوجود آید.

همانطور که ذکر شد یکی دیگر از ریشه های طرحواره ها ممکن است افرادی غیر از والدین باشند. شاید برادر یا خواهرتان با شما بدرفتاری کرده و در ذهن شما طرحواره های طرد شدگی، بدبختی، کنترل شدگی، خودکم بینی و…شکل گرفته باشد. یا شاید همسرتان به شما گفته که زیبا نیستید و این منجر به شکل گیری طرحواره جذاب نبودن و بی ارزشی در ذهن شما شده است. حتی گاهی طرحواره ها را از طریق عوامل فرهنگی درون سازی می کنیم. لاغری و خوشگلی معیار یک بدن خوب است. مرد واقعی کسی است که موفق و پولدار باشد. و…این افسانه های فرهنگی طرحواره های کمال گرایی، حقارت، بی کفایتی و نقص را تقویت می کند.

طرحواره ها را چگونه جبران می کنیم:

اگر طرحواره شکست در ذهن شما شکل گرفته باشد احتمالا» با سخت کوشی زیاد کار می کنید تا احساس حقارت خود را جبران کنید. یا اینکه معیارهای بلند پروازانه ای برای خودتان در نظر می گیرید. ممکن است طرحواره شکست را با مته به خشخاش گذاشتن دائم به کارتان جبران کنید. درنتیجه ممکن است این برداشت در دیگران ایجاد شودکه شما زیاد کار می کنید. ممکن است استراحت کردن برای شما مشکل باشد چون نگرانید به اندازه کافی کار نکنید یا برخی کارها را ناقص انجام دهید.

اگر طرحواره رها شدگی در ذهن شما نقش بسته باشد ممکن است دست رد به سینه کسانی بزنیدکه به شما پیشنهاد ازدواج می دهند، و از این طریق طرحواره خود راجبران کنید. جسارت نشان نمی دهید چون می ترسید دیگران شما را تنها بگذارند یا ممکن است مدام از همسرتان یا دیگران اطمینان خاطر بخواهید تا بتوانید احساس امنیت کنید. جبران ممکن است باعث شود نیازهایتان را نادیده بگیرید، یا با تلاش زیاد کار کنید و یا در روابطی درگیر شوید که آخر و عاقبت خوشی ندارند.

چگونه گاهی اوقات از روبرو شدن با طرحواره هایمان دوری می کنیم:

یکی از فرایندهای مشکل ساز این است که تلاش می کنید از روبرو شدن بامشکلاتی که طرحواره شما را فعال می کند اجتناب کنید،مثلا»طرحواره شکست، بی کفایتی و نالایقی در شما شکل گرفته، یکی از راههای اجتناب ازاین طرحواره این است که مسئولیت های بزرگ را نمی پذیریم. یا مثلا» طرحواره منفور بودن در شما شکل گرفته باشد برای اجتناب ممکن است از آشنا شدن با کسانی که احتمالا» دست رد به سینه شما می زنند دوری کنید، یا به دوستانتان زنگ نزنید، یا روابطتان را کم کنید. چون از قبل فرض کرده اید که دیگران شما را دوست ندارند.

راه دیگر دوری از طرحواره ها فرار هیجانی است که می تواند از طریق سوء مصرف مواد، استفاده از داروها برای سرپوش گذاشتن بر احساسات. ممکن است احساس کنید که کنار آمدن با این افکار و احساسات آنقدر دردناک است که همان بهترکه از طریق این رفتارهای اعتیادی از شر آن ها خلاص شوید. این رفتارها ترس های زیربنایی شما را می پوشانند و حداقل برای مدتی روی این احساسات سرپوش می گذارند. البته این کار همیشه با موفقیت همراه نیست و دوباره سروکله این احساسات ظاهر خواهد شد چون طرحواره های زیربنایی شما تغییرنکرده اند. جالب اینکه رفتارهای اعتیادی موجب تقویت و تداوم طرحواره منفی شما می شود وباعث می شوند نسبت به خودتان احساس بدتری پیدا کنید. جفری یانگ معتقد است برخی ازطرحواره ها به ویژه آنهایی که عموما» در نتیجه تجارب ناگوار دوران کودکی شکل می گیرند ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیت باشند. پس سعی کنیم طرحواره های منفی را در کودکانمان بوجود نیاوریم. و درجهت بوجود آمدن طرحواره های مثبت در آن ها بکوشیم، تا در آینده بزرگسالانی دارای سلامت روان داشته باشیم.

محمد حسین توزنده جانی

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.