ضمانت

محسن تقیان

وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه

کمک به هم نوع و انجام کار خیر به کرات در دین ما توصیه شده است و ضمانت برای گرفتن وام یکی از کمک ها به شمار می رود. اما افراد زیادی هستند که با ضامن شدن به دردسر می افتند و همان کسی که با خواهش و قول و تعهد به پرداخت اقساط وام، پول را گرفته، بعد از مدتی یا اقساط وام را نمی دهد و یا خود را از صحنه روزگار محو می کند.

ضامن هم که می خواسته ثوابی کند، متضرر می شود. پس اگر شما دچار این مشکلات شده اید و یا قصد دارید ضمانت وام کسی را به عهده بگیرید، نکات حقوقی را در خصوص ضمانت عرض می نمایم:

داشتنن ثروت شرط ضمانت نیست

طبق قانون، ضامن نباید شخص دارای ثروت باشد و می تواند شخصی با وضعیت مالی متوسط هم باشد. در اصلاح حقوقی مفلس بودن و نداری ضامن، عقد ضمان را باطل نمی کند. بنابراین دارای ثروت بودن شرط صحت ضمان نیست اما اگر فرد طلبکار، برای مثال بانک، نداند که ضامن هنگامی که داشته عقد ضمان را منعقد می کرده، ورشکسته و مفلس و ندار بوده است، می تواند ضمانت او را فسخ کند (برهم زند) حقی که در این شرایط برای طلبکار ایجاد می شود، فسخ قرارداد است و غیر از این کاری از دست او بر نمی آید.

از مقدار دین مطلع شوید

از آنجا که ضمان عقدی است که از گذشته تا کنون مبتنی بر احسان است، اینکه ضامن حتما نباید از تمامی شرایط بدهی و وام پرداخت آن، آگاه باشد شرط صحت قرارداد نیست. منتهی این اصل از باب حقوقی است و شما بعد از این که ضامن شخصی شدید، نمی توانید ادعا کنید که از مقدار قرارداد و یا پرداخت ماهیانه اقساط اطلاعی نداشته اید این امر، باعث بطلان عقد ضمان نمی شود زیرا ما ماده ای صریح در قانون داریم که اگر ضامن نداند مقدار دینی که ضمانتش را کرده چقدر است، اشکالی در قرارداد ایجاد نمی نماید.

پس از ضمانت، مقدار دین و شرایط آن را بدانید چرا که بعد از ضمانت، به استناد عدم آگاهی نمی توانید روی صحت ضمان دست بگذارید و بگویید که من اطلاع نداشته ام و اشتباه کردم و این دفاع را نمی توانید از خودتان به عمل بیاورید. شرط عقل این است که قبل از انجام هر کاری در مورد آن اطلاعات کامل داشته باشد.

نوع معامله را مطرح کنید

شرایط عمومی ضامن طبق قواعد عمومی قانون این است که ضامن اهلیت داشته باشد، یعنی به سن بلوغ و رشد رسیده و همه شرایط صحت قراردادها را دارا باشد. زیرا فرد ضامن در حقیقت با ضمانت خود نوعی تصرف مالی می کند. قانون در ارتباط با خصوصیات شخص ضامن حرف خاصی نزده اما نکته بسیار مهم این است که ممکن است به دو صورت شما ضامن کسی شوید؛ اولین حالت این است که شما به نحوی ضامن می شوید که دیگر بانک، وام گیرنده را نمی شناسید و فقط شما پرداخت کننده اقساط و طرف حساب بانک و طلبکار می شوید. این نوع ضمانت را ضمان نقل ذمه به ذمه گویند نوع دیگر ضمانت که در واقع حالت معمول در جامعه است، بانک یا طلبکار، ابتدا به بدهکار اصلی مراجعه کند و اگر او بدهی خود را پرداخت نکرد ضامن باید بدهی را بپردازد.

اذن بدهکار را بگیرید

موارد زیادی پیش آمده که شخصی از روی دوستی و رودربایستی ضمانتی را که مبتنی بر احسان و به اصطلاح عقد مسامحه ای است، قبول می کند. حال اگر شخصی که ضامن او شده اید بدهی خود را پرداخت نکند، در این مورد شما حق و حقوقی دارید که باید آنها را بدانید. در این مورد ضامن نمی تواند ادعا کند که از روی لطف این کار را انجام داده است و حال نمی تواند جور بدهکار را بکشد. زیرا در صورت عدم پرداخت از طرف بدهکار، در واقع ضامن باید جور او را بکشد و او با علم به این موضوع ضمانت کرده است که عقد، لازم است و تعهد داده که اگر بدهکار، بدهی را نداد، من آن را پرداخت خواهم کرد.

اما حق ضامن در این مورد این است که؛ می تواند دادخواستی علیه بدهکار بدهد و پولی را که به طلبکار و یا بانک می دهد بعدها از بدهکار و یا مضمون عنه (ضمانت شده از روی) پس بگیرید.

اما در این مورد هم شرطی هم وجود دارد: از آنجا که عقد ضمان مابین دو نفر (ضامن و طلبکار) است و به اراده بدهکار برای انعقاد قرار داد نیازی نیست، در صورتی ضامن نمی تواند علیه بدهکار دادخواست دهد که ضامن از روی دوستی ضمانت را پذیرفته باشد و بدهکارهم اطلاعی از قرارداد ضمانت نداشته باشد، در این صورت نمی تواند ادعا کند که بدهکار پولش را پس بدهد زیرا اصل عقد ضمان مبتنی بر اذن بدهکار نبوده است. اراده بدهکار برای انعقاد عقد لازم نیست و فقط اذن بدهکار برای این موضوع نیاز است که وقتی ضامن پول را پرداخت کرد، بتواند آن را از بدهکار پس بگیرد و در غیر این صورت هیچ کاری از دستش بر نمی آید. اشخاصی که ضامن دیگران می شوند و نیت خیر دارند باید آگاه باشند که در ضمانت شان حتما باید اذن بدهکار را بگیرند.

اگر ضامن فوت کند

در صورتی که ضامن فوت شد، بدهی از روی اموال او برداشته می شود. برای مثال اگر شخصی ۱۰۰ میلیون ضامن شود و بعد از آن، فوت شود و اموال او در کل ۲۰۰ میلیون باشد، این شخص به غیر از بانک که از او طلبکار است و می تواند بدهی اش را از اموال بردارد، اگراشخاص دیگری هم به عنوان وارث دارد. اما هر چقدر هم که وراث داشته باشد باید کناری بایستند و کسانی که طلب آنها وثیقه دارد، برای دریافت طلب خود مقدم می شوند.

اگر بانک از شخصی وثیقه عینی مانند سند خانه دریافت کند و آن شخص فوت کند. هر چند خانه اش جزو اموال است، به وراث نمی رسد و به بانک می رسد. صاحب وثیقه عینی بر همه و حتی بر وراث مقدم است. اما بانکی که ضمانت یک نفر را پذیرفته است به این دلیل که ضمانت وثیقه عینی نیست و شخصی است، نمی تواند همه اموال ضامن فوت شده را بردارد. در این مورد بانک یا طلبکار در صفی به نام طلبکاران قرار می گیرد که افراد طلبکار در آن قرار می گیرند و به نسبت طلبشان از روی اموال بر می دارند. زیرا ممکن است به همان اندازه که این بانک از متوفی طلبکار است، افراد دیگری هم طلبکار باشند. اگر اموال ضامن متوفی کافی بود، موضوع تمام است اما اگر اموال به جا مانده متوفی کافی نبود، دیگر چاره ای نیست و می گویند «المفلس فی امان الله» و وراث از جیب خود و شخصا جور او را نمی کشند. اگر هم بعد از اینکه طلبکارها طلب خود را گرفتند چیزی از اموال باقی ماند، مابقی اموال به وراث منتقل می شود. فوت ضامن هیچ تاثیری در پرداخت دینش ندارد. در این میان فوت بدهکار هم تاثیری ندارد، زیرا طلبکار، اول به بدهکار و بعد به ضامن مراجعه می کند.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.