شوالیه ی پرنده

پری صابری (بازیگر، کارگردان مولف ، مترجم، طراح صحنه، مدرس بازیگری ، دارنده ی نشان (شوالیه ی هنر) و دارنده ی نشان (ابن سینا)ی یونسکو   

پیشکش به مهری زرگرانی بازیگردان، طراح و سازنده ماسک و عروسک های نمایش ، باران حجتی شاعر و پیانیست، فروغ خراشادی منتقد             

سال ۱۳۱۱ در کرمان چشم تنش باز شدو به سال ۱۳۳۳ با الهام از رباعیات خیام فیلمی که برنده ی بهترین فیلم ندرسه ی عالی تکنیک عکاسی و سینمایی پاریس شد چشم جان بی قرارش تا امروز واگشاده گردید . سال بعد مکتب تئاتر تانیا بالاشووا را در محضر استاد آموخت و سپس سفر مطالعاتی هنر پژوهی به اسپانیا را ساز نمود و پس آن گاه با کوله بار آموخته ها به ایران بازگشت و تاسیس گروه تئاتر پازارگاد با همگامی و همنفسی زنده رود حمید سمندریان و کارگردانی ( شش شخصیت در جستجوی نویسنده ) اثر لوئیچی پیراندلو با بازی شایسته ی فروغ فرخزاد . بازی در (خشت و آئینه  ) ی ابراهیم گلستان و بازی در (شب قوزی ) فرخ غفاری دو اثر موج نو سینمای هنری ایران که آغاز گر طلوع هنر در سینمای نو شکفته ی ما بودند.

اجرای نمایش واره ی (شمس پرنده) در تالار یونسکو، اجرای نمایش (شمس پرنده ) در ایتالیا ، اجرای نمایش (رستم و اسفندیار )در تاجیکستان ، اجرای نمایش (لیلی و مجنون) در دبی، اجرای نمایش (سوگ سیاووش ) در یونسکوی پاریس، اجرای نمایش (آنتیگون ) در ایتالیا، اجرای نمایش (باغ وحش شیشه ای) در ایتالیا.

شش بار برنده ی تندیس و لوح سپاس جشنواره های بین المللی تئاتر، معرفی پرویز پور حسینی ، سعید پور صمیمی و پرویز فنی زاده در تئاتر ، ایده پرداز اولین بلک باکس مدرن ایران در تالار مولوی که در آن استفاده از هر چهار سوی تالار امکان پذیر بود.

بانوی اول تئاتر ایران ، نخستین زن هنرمند ایرانی که به مفهموم وسیع کلمه سینما و تئاتر را آکادمیک شناخت و آموزش داد .

شش دهه افتخار آفرینی در عرصه هنرهای نمایشی معاصر ایران و افتخار آفرینی در مقیاس جهانی.

امروز در آستانه ی ۸۵ سالگی هنوز میدرخشد . اولین زن کارگردان ، مترجم، نویسنده و فیلمساز دوران ماست ، مسلط به سه زبان فرانسه ، اسپانیولی و انگلیسی.

حافظ، سعدی، خیام ، مولانا و عطار را عشق ورز است. آثارش الهام گرفته از عرفان ناب ایرانی ست . از میان شعرای معاصر سپهری و فروغ را بهتر به دل نشانیده است.

( من به باغ عرفان ) و ( من از کجا ؟عشق از کجا ؟) را براساس آراء و آثار سپهری و فروغ نگاشته و به صحنه کشانیده است .

او در پاریس با یاد مادرش یعنی سرزمین مادری اش قلم زد و صحنه جنبانید. از دو استاد زبان شناس ادبیات کهن ایران زمین پروفسورهانری ماسه و ژیلبر لازار جوهره ی زبان شکوهمند پارسی را به آموختن همت گماشت. ( کرگدن ) اوژن یونسکو را به پارسی ترجمه نمود. هنر نمایش را بسیار ارتقا بخشید . (اسطوره ی سیاووش) را بر صحنه فریاد کشید.

لقب (لژیون دونور) را به حق دریافت نمود. از هیچ کس تقلید ننمود. از تعزیه این (تئاتر تمام) به گفته ی : پیتر بروک بسیار الهام گرفت. (رند خلوت نشین) را با نگاهی به حافظ زنده نمود ، آنچه مسلم است نقش اتکار نا پذیر (نوشین) و گروه( آناهیتا ) را نباید از یاد برد، اما نقش صابری چشمگیر تر می نماید، او شخصیتی چند بعدی در هنر را ارائه نمود، پریواره ی هنر نمایش ضمن نگاه فرمالیستی حرمت گذاری به محتوای اثررا به جدی ترین شکل ممکن به تصویر آورد. او هماره چند گام از معاصرین خود پیشگام تر می نمود. پختگی هنری ، نگاه فلسفی و اسطوره شناسی در آثارش موج در موج به پیش می تازند . اهل جنجال نیست. لذت میبرد از هنر و لذت میبخشد و شدیدا قابل احترام می باشد. آثار هنری صابری قصه گو و روایت پرداز است . اپرت هایش بر اساس موسیقی پایه گذاری شده اند، ضرباهنگهای پرتوان ، رنگ آمیزی های سرشار، سماع وارگی و رقص های عارفانه ی هنرآمیز در چرخش هایی معناگرا و فیگوراتیو همه دست در دست هم در کار خلق ماندگاری آثار دلاویز اوست.

هر اثرش تکه ای از هنر اصیل گمشده ی ما را پیش دیدگان حیرت زده مان وا می گشاید، او هنرمندی موقر و خستگی ناپذیر است ، همت بلند و آسمان کوبش را تقدیس می نماییم و اندیشه های عطر آگینش را هزاران آفرین گویانیم و به احترام هنر انسان گرا و مردمیش تمام قد به احترام می ایستیم .

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.