شاعر«ژولیده»ای که عمری گرفتار حسین بود

فارس در یادداشتی به قلم یادداشت رضا اسماعیلی، به مناسبت  سالروز درگذشت ژولیده نیشابوری، یادی کرده از این شاعر مذهبی سرا:

یادداشت نویس در این مطلب آورده:

اسمش محمد حسن و تخلصش «ژولیده» بود – ژولیده نیشابوری – به اعتبار این که در نیشابور چشم به حقیقت جهان گشوده بود، هر چند از سال ۱۳۶۸ در ورامین سکونت گزید و تا آخر عمر آنجا باقی ماند. شاعری عارف و وارسته و کمر به خدمت مردم بسته که ذکر روز و شبش زمزمه این بیت حافظ بود :

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

با ظاهر بی تکلف و ساده ای که داشت، هیچ کس فکر نمی کرد که این آدم یک لا قبا شاعری صاحب قریحه است ولی او به راستی شاعر بود. شاعری مکتب ندیده و زحمتکش همچون «یغمای نیشابوری» که از طبعی خدادادی برخوردار بود. شاعری فطری از جنس همین مردم، با قامتی شکسته، دست هایی پینه بسته، ظاهری بی آلایش و لباس هایی خاکی و اتو نکشیده . شاعری از جنس «بابا طاهر»، «فائز» و «یغمای خشتمال نیشابوری».

لهجه‌اش هم به ظاهرش رفته بود. بی هیچ گونه آداب و ترتیبی سخن می گفت و حرف دلش را بر زبان می آورد. بلد نبود ژست بگیرد و قلمبه سُلمبه صحبت کند. با لهجه زلال دلش حرف می زد و حرفش بر دل می نشست. آن قدر ساده و بی تکلف بود که به قول «سهراب» حتی می شد از روی لباس، زلالی  دل بی کینه اش را به تماشا نشست و دانه های دلش را شمرد.

به گفته‌ خودش از ۱۲ سالگی، مسافر وادی ادبیات شده و سرودن شعر را آغاز کرده بود. چرا که سرودن شعرهایی همچون «دلت را خانه ما کن، مصفا کردنش با من» جز با عشق و ارادتی خالصانه به اهل بیت امکان پذیر نبود.

از همین رو بیشتر مردم ایران – بخصوص مردم انقلابی ورامین – «ژولیده» را با این شعر از دل بر آمده می شناسند. علت شهرت شگفت انگیز این شعر به خاطر خلوصی ست که در جان و جهان آن ریشه کرده است…

وی با غزل معروف «لطف حق» – که به آن اشاره شد – و همچنین با شعار انقلابی «در بهار آزادی، جای شهدا خالی»  نام خود را برای همیشه در تاریخ ادبیات ایران ثبت کرده است. چرا که این سروده ها مُهر قبول و پسند مردم را بر پیشانی خود دارند و به تعبیر خود او ، هر شعری که مورد پسند مردم قرار گیرد ، ماندگار خواهد شد:

چون پسند خلق گردد، شعر شاعر ماندنی‌ست

گر صدف گردد پذیرا، قطره گوهــر می‌شود

درباره احوال و آثار ژولیده نیشابوری سخن برای گفتن بسیار است. این یادداشت فقط در حکم تلنگری برای ورود اهل ادب به حوزه «ژولیده پژوهی» است. چرا که شاعرانی همچون ژولیده که به خاطر برخورداری از ارزش های مردمی ، در چشم و دل مردم می نشینند و در ذهن و زبان مردم جا باز می‌کنند، استحقاقی بیشتر از این دارند. امید آن که با همت بلند مردان فرهنگ پرور و ادب دوستی همچون حسین قرایی و با حمایت و پشتیبانی های مادی و معنوی متولیان فرهنگی کشور، این مسیر روشن استمرار یابد و در آینده ای نزدیک به سرمنزل مقصود برسد –  اینچنین باد!

این یادداشت با غزلی عاشورایی از ژولیده نیشابوری به پایان می رسد که در بیت پایانی آن سروده:

هر کس به جهان گشته گرفتارنگاری

عمری است که “ژولیده” گرفتار حسین است.

روحش شاد و یادش گرامی!

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.