سینما با طعم شعر

مجید نصرآبادی

15

می آیم   به تنهایی

می نوشم   به تنهایی

می خندم   به تنهایی

می گریم    به تنهایی

می روم    به تنهایی

( همراه با باد – عباس کیارستمی،ص ۲۲۶)

وقتی با پدیده ای به نام سینما مواجه می شویم که برای ساخت هر اثر سینمایی با هزینه های سرسام آوری روبه رو هست، باید به گیشه و بازگشت هزینه هایتان فکر کنید؛ بدین ترتیب کارگردانان انگشت شماری هستند که برخلاف سلیقه ی عامه مردم درپی به تصویر کشاندن رنج ها و آلام مردم و حقایق روان بشر باشند و سینما را به خاطر کارکردی که دارد بپسندند نه به خاطر درآمدزایی آن.

کارنامه عباس کیارستمی گواهی بر این مدعاست که آثارش تابعی از گیشه نبود بلکه آثارش اعتبار فیلم/ سینمای ایران و بلکه فراتر، جهانست. دیگرگونه دیدن رویدادها باعث شد که کیارستمی در جشن صد سالگی سینما، نامش در کنار« آکیرا کوروساوا » و «ژان لوک گدار» به اعتبار سینمای ایران افزود.

«رامین جهانبگلو» معتقداست که سینمای کیارستمی، سینمایی شاعرانه است، گونه ای نئورئالیسمی که به مدد بازیگران حرفه ای و غیر حرفه ای و همچنین فضاسازی و تصویر پردازی های ناتورالیستی، اتمسفری شاعرانه وجادویی خلق کرده است.«علیرضا رئیسیان» نیز در مقاله ای با عنوان «سینمای شاعرانه، سینمای تغزلی» نیز همچون رامین جهانبگلو تاکید بر نقش شاعرانه بودن سینمای کیارستمی دارد. آنچه به زعم نویسنده درشاعرانه خواندن سینمای کیارستمی نقش مهمی ایفا می کند، خاصیت استعاره ای داستان های کیارستمی می باشد. همان گونه که اشعار تغزلی سرشارازعناصرطبیعی است، سینمای کیارستمی نیز سرشارازصحنه های نما گسترده طبیعت می باشد وهمچون شعر که درپس کلمات به ظاهر آشنا ومعنای ظاهری خود، ما را ارجاع به لایه های عمیق ترمتن می دهد، سینمای کیارستمی نیز چنین است. آنچه که باعث می شود در پس کلمات آشنا به مدد جادوی زبان تبدیل به شعری تغزلی شود، کیارستمی نیزبه یاری تصاویری به شدت مملوس و داستانی سرراست و ساده، جادوانه مخاطب را مسخرکارگردانی اش می کند. در فیلم «همسرایان» در پس ظاهر نداهای کودکانه، خطاب به پدربزرگ که «پنجره را باز کن»، تقابل و فاصله میان دو نسل به راحتی در شکلی استعاره گونه، هویداست. نمای بسته ظهور و امحاء تصویر ماه در برکه ای که غوکان آواز سر می دهند در فیلم «پنج»، کارکرد استعاره ای حیات و ممات را به شکلی زیبایی شناختی و به دور ازهیاهو به شیوه ای تمثیلی ارایه می دهد؛ تمثیلی از غارافلاطونی.

علاقه کیارستمی به اشعارهایکویی و نماهای طبیعت گرانه اش که در ادبیات ما ریشه ای عمیق ندارد، سبکی شبانی/ هایکویی در شعر پردازی دارد. ردپای این نگاه طبیعت گرایانه و مینی مالیستی به شعر را درپلان ها و سکانس های سینمایی آثارش می توان دید. اگرژان لوک گدار درباره کیارستمی گفته بود:» سینما با دیوید وارک گریفیث آغازمی شود و با کیارستمی پایان می یابد.» سخنی به گزافه نگفته، چرا که کسی را نمی توان یافت که بیشتر از گداردر طول عمرش فیلم سینمایی دیده باشد؛ اگر کیارستمی پایان سینماست به خاطر فیلم های مینی مالیستی (حداقل گرا) اوست؛ در فیلم های او، صحنه و داستان درحداقل های لازمه ارایه می شود اما به مدد نقش استعاره ای که دارند، حداکثر معنا را در ذهن تولید می کنند.

«هنر نزد ایرانیان است وبس» و یا «اگردانش درکره ماه باشد، کسانی ازمردان پارس خواهند بود که به آن دسترسی یابند»؛ سخنی به گزافه نیست، البته «اگر بگذارند». حال که کیارستمی رفت، باید غیابش دالّی برحضور پررنگ تروسپاسگزاری افزون ترما ازسرمایه های فرهنگی کشورمان باشد. ضایعه ای که همیشه اتفاق می افتد اما چاره ای بر درمانش نداریم و عجبا؛ ما مردمانی، فرهنگ پرورِ فرهنگ کُش هستیم. مردم جهان، شهردار و دولتمردان میان مایه ما را نمی شناسند، اما به خوبی قدردان کیارستمی ها و شجریان ها هستند.

با باد بعدی

نوبت کدام برگ است

که فرو افتد؟

( همراه با باد – عباس کیارستمی، ص۶۰ )

منابع جهت مطالعه:

– مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثار عباس کیارستمی؛ زاون قوکاسیان؛ نشر دیدار، ۱۳۷۵٫

– طعم گیلاس؛ سعید عقیقی؛ انتشارات فرشاد، ۱۳۷۸٫

– عباس کیارستمی، فیلمساز رئالیست؛ ایرج کریمی؛ نشر آهو، ۱۳۶۵٫

– همراه با باد؛ مجموعه شعرهای عباس کیارستمی؛ ۲۰۰۲؛ ترجمه: احمد کریمی حکاک و مایکل بیرد؛ انتشارات دانشگاه هاروارد.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.