سفرنامه ( شعری که همسر ناصرالدین شاه از ذوق سفر حج سرود )

 

10وقار الدوله همسر ناصرالدین در سال ۱۳۱۷ یعنی چهار سال پس از کشته شدن ناصرالدین شاه، مصمم به سفر عتبات و حج می‌شود. همراه وی برادر او آقا میرزا محمد علیخان است و از همان زمانی که تصمیم به رفتن گرفته، شروع به نگارش سفرنامه کرده است.

در بخشی از این سفرنامه آمده است:

«از شدّت ذوق که داشتم این شعر را ـ برای فخر السلطنه ـ امروز گفتم و برای حضرت علیه نوشته فرستادم. شعر:

تو نمیری و نمیرد پدرت

شوهرت باد به سلامت به برت

فخر ایران چو شدی یاور من

کردگارم بدهد یک پسرت

خلاصه، صبح چهار ساعت از دسته گذشته، منزل فرسفج رسیدیم. دیدم همان صحرا، همان رودخانه. امّا آن سال که این‌جا آمدم کجا به امشب کجا! آن شب، سفر عراق لب همین رودخانه سراپرده زده بودند. یادم آمد و دادم آمد. خدا رضای کرمانی را همنشین عمر‌سعد بکند که وجودی نابود کرد. این قدر است که هر روزه اگر هزار دفعه کرمانی را لعنت می‌کردم حالا روزی ده هزار مرتبه لعنت به رضای کرمانی (…) می‌کنم. کاش پیش از شهید شدن شاه، من مرده بودم.

و چون‌که روز جمعه هم بود، این صحرا هم به لار شبیه بود، قریب سه، چهار ساعت در این راه گریه کردم. حقیقت عجب بد‌بخت و سر‌سخت بودیم که هنوز هم زنده‌ایم. از آن سال تا به حال تمام روز‌های جمعه من احوالم پریشان می‌شود.

همه گل‌ها را فراموش کردم و مشغول شدم به لعنت کردن… بمیرم برای شاه، همیشه می‌فرمود، هر وقت باشد من مکّه می‌روم. ای کاش که حالا زنده بود و این سفر مکه معظمّه را من در رکاب مبارکش آمده بودم…

منبع: پنجاه سفرنامه حج قاجاری به روایت رسول جعفریان

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.