سرگذشتی که جایزه مهرگان ادب گرفت؛ «میهمانی دیوها» حاصل زندگی گذشته من در نیشابور است

123545668769جعفر توزنده جانی نویسنده شناخته شده کشورمان است که کتاب های کودک و نوجوان می نویسد. مردی متین و آرام و خوش برخورد که در میان استعدادهای ناب که شاید کم تر به آن توجه شود، حضور یافت؛ او را به خاطر نوشتن رمان « میهمانی دیوها « که در سال ۸۲ جایزه مهرگان ادب را دریافت و مورد استقبال منتقدین و خوانندگان قرار گرفت، می شناسند؛ این رمان جزء کتاب های پرفروش وی است. جعفز توزنده جانی صاحب آثاری همچون « کوزه های آب» ، « مهیمانی دیوها» ، « جادوی دژ» ، « افسون زنگ»، « افسانه سه پادشاه» ، « کمال الملک « ، « مردی که میخواست قطار بخرد» و … است؛ وی نوشتن را از سال ۵۶ در نیشابور آغاز کرد و در سال ۵۸ و ۵۹ با برنامه کودک رادیو کرمان همکاری کوتاهی داشت و شروع جدی او به گفته خودش در عرصه ادبیات کودک و نوجوان همکاری با مجله

کیهان بچه ها بود.

از « میهمانی دیوها « بگویید که بیشتر با آن شناخته می شوید.

کانون اصلی نوشته های من نیشابور، دیاری است که در آن زاده شده و دوران کودکی را گذرانده ام. همان طور که گفتید من را با رمان «مهیمانی دیوها» می شناسند رمانی که در سال ۸۲ جایزه مهرگان ادب را گرفت و جزء کتاب های پر فروشم است که پس از هر بار تجدید چاپ به سرعت تمام می شود؛ این داستان حاصل زندگی گذشته من در نیشابور و خاطراتی است که از فامیل و همشهریان خود دارم.

در حال حاضر کتاب های شما در قفسه های کانون است، خود شما با این مرکز چه طور آشنا شدید؟

مثل خیلی از نویسنده ها و با خواندن کتاب های کانون و دیدن آرم مرغک معروفش با این مرکز آشنا شدم؛ در نیشابور هم به کتابخانه کانون در باغ ملی می رفتم و کتاب می خواندم. بعد ها که کار نوشتن را به طور جدی دنبال کردم خیلی دوست داشتم کتابی از من در کانون چاپ شود که سرانجام این افتخار نصیبم شد، دو کتاب من با عنوان « دریا عصبانی شد» و «کرمی که هیولا شد» توسط کانون چاپ شد.

چه چیزی شما را به نویسندگی سوق داد، آیا اتفاق خاصی باعث شد که نوشتن را آغاز کنید؟

کاملا اتفاقی بود ؛ کلاس درس آیین نگارش سال ۵۶ در نیشابور، خاطره ای نوشتم که مورد استقبال بچه ها قرار گرفت معلم ما که به ادبیات داستانی مسلط بود با شنیدن خاطره ام گفت که به جای خاطره، داستان نوشته ام و همین جمله آغازی شد برای پا گذاشتن به جهان نوشتن و خیال ساختن.

کسانی که داستان های شما را می خوانند فکر می کنند روانشناس هستید، فکر می کنید چه علتی می تواند داشته باشد؟

اول این که من آدمی درونگرا هستم و طبیعتا نوشته هایم بیشتر به درون آدم ها و در واقع به روح و وران آنها می پردازد، توصیفات بیرونی در داستان های من چندان پر رنگ نیست. دلیل دوم هم علاقه ای است که به حوزه روانشناسی دارم. اکثر آثار کسانی را که در حوزه روانشناسی قلم زده اند خوانده ام و هنوز تا مقاله جدیدی در این حوزه می خوانم به وجد می آیم.

آیا شغل شما با نویسندگی مرتبط است؟

من شغل های زیادی را تجربه کرده ام، شغل های که هیچ سنخیتی با کارم نداشته است و شاید دلیل اصلی که از نوشتن لذت می برم همین شغل های مختلف بوده که تجربه کرده ام. در واقع محیط های خشک و بی روح مرا وادار کرد که به ادبیات رو بیاورم و با خواندن و نوشتن روحی تازه به دنیایم بدهم؛ البته در حال حاضر هیچ شغلی جز نوشتن ندارم.

چرا به آداب و رسوم گذشته خود زیاد رجوع می کنید؟

آثاری که از گذشته چه در قالب ادبیات و چه در قالب آداب و رسوم باقی مانده حاصل تجربیات نسل های گوناگون این سرزمین است و مسلما تجربه هزاران نفر در طول تاریخ دارای توان و  پتانسیلی است که می تواند نویسندگان را در راه بهتر نوشتن کمک کند. هیچ داستانی نیست که قائم به ذات باشد و بگویم نویسنده برای بار اول نوشته، هر کتابی از کتاب های قبلی مایه گرفته و هرچه نویسنده بیشتر از توان و پتانسیل گذشتگان استفاده کند کارش قوام و دوام بیشتری خواهد یافت. من هم سعی می کنم از تجربه گذشتگان به نحو خوبی در کارهایم استفاده کنم؛ درست شبیه پسری که به گونه ای پشتش به ثروت پدرش گرم است ما نویسندگان هم پشتمان به ثروت گذشتگانمان گرم است .

ایده آل شما در حوزه کتاب و نویسندگی چیست؟

اول این که خودم آثاری بنویسم که بچه ها کتاب را با لذت در دست بگیرند و بخوانند نه فقط بچه ها که حتی برای بزرگترها نیز جذاب باشد و در حوزه کتاب هم آروزیم این است که سرانه مطالعه در این سرزمین که فرهنگی چند هزار ساله دارد و کتاب و کتاب خوانی از جایگاه ارزشمندی برخوردار بوده، بیشتر شود و مردم ما با آثار نویسندگان داخلی خود بیش از این آشنا شوند و سراغ نوشته هایشان بروند.

به نویسندگان معمولا چه می گویید؟

همیشه در کارگاه هایی که برای نویسندگی برگزار می کنم یک توصیه اساسی دارم. می گویم اگر می خواهید نویسنده موفقی شوید بخوانید و بخوانید و بخوانید؛  بنویسید و بنویسید و بنویسید. هرچه یک نویسنده کتاب بیشتری خوانده باشد آثارش از قدرت بیشتری برای نفوذ به ذهن و روان خواننده بر خوردار خواهد بود.

آیا به غیر از کمال الملک درباره دیگر شخصیت های نیشابوری همچون خیام ،عطار، امام زاده محروق ،شطیطه، فضل بن شاذان و… کتاب خواهید نوشت؟

فرصتش باشد حتما  دوست دارم و می نویسم.

استعداد کودکان و نوجوانان نیشابوری را در طی مدت حضورتان در این شهر چگونه یافتید؟

بچه های نیشابور هم مثل بچه های دیگر شهرهای ایران از توانایی خاصی برخوردار هستند مخصوصا با امکاناتی که امروزه در اختیار آنهاست چیزهایی که ما در دوران کودکی به شدت از آنها محروم بودیم اما باید این استعدادها شناخته شده و زمینه برای رشد فراهم شود.

آیا کتاب های کمیاب تان تجدید چاپ خواهدشد؟

متاسفانه فعلا این اتفاق نیفتاده؛ خیلی دوست دارم کتاب مهیمانی دیوها و بقیه تجدید چاپ شوند؛ چرا که هر بار که کتابی از من تجدید چاپ می شود امیدواری من برای نوشتن بیشتر و بیشتر می شود.

آخرین اثر شما چیست؟

آخرین اثری که از من به چاپ نرسیده و خیلی دوست دارم زودتر منتشر شود، مجموعه داستانی است با عنوان «خانواده دیوها»؛ در این مجموعه بر خلاف میهانی دیوها این بار دیوها در عصر حجر زندگی نمی کنند. آنها هم همچون ما انسان ها از تکنولوزی روز استفاده می کنند اما همچون ما انسان ها هنوز گاهی در جهان گذشته خود باقی مانده و رفتاری را از خود بروز می دهند که شایسته نیست.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.