سخنی با مسئولین آموزش و پرورش ; آموزش تک بعدی در مدارس و آسیب های امروز ما!

ابوالفضل شکیبا

فرهنگی،فیلمساز

از ماست که بر ماست!

مدیران محترم آموزش و پرورش: رسالت ما بالابردن آمار قبولی و خبری کردن آن به منظور تبلیغات نیست! رسالت معلم و آموزش و پرورش ، تربیت انسان سالم ، مترقی و شهروندی مسئولیت پذیر است. تا کی باید بچه های مردم را پله ترقی خود و مایه ی تبلیغات پوچ و بی ارزش پیشرفت های تحصیلی صرفا آماری کنیم؟! مگر دانش آموزان بازیچه دست ما هستند؟ آیا درس هنر و فرهنگ دادن ، اجتماعی بارآوردن و از همه مهمتر هنر درست و مسئولانه زندگی کردن و از زندگی لذت بردن از رسالت های آموزش و پرورش نیست؟

با بروز مشکلات اقتصادی و مناقشه های سیاسی در سطح کلان ، ناهنجاریهای اجتماعی هم متاثر از این مشکلات

در پوسته ی زیرین جامعه ، آرام و بی صدا رشد می کند. وجود فضای مجازی و گستره ی نفوذ آن ، گهگاه اخبار این ناهنجاریها را از عمق پنهان جامعه ، مانند یک شوک به بیرون پرتاب کرده و عموم جامعه را بهت زده می کند! تاجایی که محافظه کارترین رسانه ها مانند صداوسیما هم ، ناچار به پوشش خبری آن می شود.

هم زمانی خبر صدا وسیما در طعمه شدن یک دختر ۱۵ ساله تهرانی در کرمان توسط دو جوان و صحنه های

دلخراشی که توسط آنها ضبط شده بود ، با حضور یکی از همکاران دلسوز و عزیزم از آموزش و پرورش در جلسه ای ، برای تاکید بر لزوم توجه بیشتر ما معلمین به دانش آموزان مان باعث شد تا دست به کار نوشتن این مطلب شوم.

همکار محترم من در مدت حضورشان ، آماری نگران کننده از ناهنجاری ها ارائه و البته محرمانه خواندند!

اکنون سئوال من از مسئولان محترم آموزش و پرورش این است که چطور شما همیشه و در جلسات مختلف از

معلمان درخواست کمک برای بهبود ناهنجاری ها و رفع و رجوع آنها را دارید اما به تذکر و گوشزدهای آنان در خصوص شیوه های نادرست مدیریتی بعضی از مدیران مدارس و معاونین آنها علی الخصوص در مدارس دخترانه و به ویژه در مقاطع متوسطه اول و دوم هیج توجهی نمی کنید؟ و با علم به اشتباهات مکرر آنها هیچ اقدام مناسبی در خصوص جابجایی آنها انجام نمی دهید!؟!

صد البته که ما خود به خوبی واقفیم ، ریشه ی همه ی این مشکلات در مدرسه خلاصه نمی شود و باید علت و علل آن را در دو سطح خانواده و جامعه را هم مورد بررسی قرار داد و ایضا از تقصیر سیاست های غلط سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی دولت هم غافل نشد. اما اینجا روی سخن من با مدیران مدارسی است که سهوا و یا خدای ناکرده عمدا ، به این مشکلات در مدارس دامن زده و آتش آن را شعله ورتر می کنند و هیچ کس هم آنان را به خاطر این عملکرد اشتباه مورد بازخواست قرار نمی دهد. فشار بیش از حد مدیران و معاونین مدارس به دانش آموزان دختر برای پوششان در مدرسه ، بدون توجه به شرایط سنی ، روحیات و اقتضائات جسمی و جنسی و   حساسیت دوران بلوغ کار را به جایی رسانده است که این جوانان معصوم در واکنش به این رفتار ناآگاهانه ی مسئولین مدرسه ،عکس العملی کاملا مخالف از خود نشان داده و پوشش و رفتاری در خارج از مدرسه از آنها شاهد هستیم که باورش برای من معلم سخت است و در گفتگو با این دانش آموزان وقتی جویای علت این کارشان می شوی آنرا واکنشی به سخت گیری های بیش از حد مسئولین مدرسه می دانند!

این نوجوانان و جوانان حساس که در عصر انفجار اطلاعات وداده ها ، دسترسی به شبکه های مختلف ماهواره ای واینترنتی دارند ، مدام به دنبال تحلیل تفاوت های ساختاری جامعه خود با دیگر جوامع هستند. در ذهن آنها همواره سوالاتی در خصوص آزادی های رفتاری و پوششی وجود دارد که چون پاسخی درخور ، برای آن نمی یابند و همواره واکنش های منفی از اطرافیان خود در این خصوص دریافت می کنند لاجرم راسا و شخصا با استدلال هایی که برای خود می سازند سعی در نافرمانی مدنی و ایجاد ناهنجاری اجتماعی دارند که متاسفانه بعضا پایان خوشی ندارند وموجب شوک های خبری تکان دهندهای می شوند.

آیا وقت آن نرسیده است ، که مسئولین آموزش و پرورش با علم بر تاثیرگذار بودن نحوه ی برخورد مدیران مدرسه با دانش آموزان ، تصمیمی درخور برای تغییر مدیران این چنینی بگیرند؟! مدیری که تنها دغدغه اش لاک ناخن و موی سر دانش آموزش آن هم در مدرسه ی کاملا زنانه است! وقتی که با اعتراض من نوعی برای این طرز رفتارش مواجه می شود ، جوابی می دهد که باعث تحیر و تعجب است. او رفتار ضد تربیتی خود را انجام تکلیف و مسئولیتش می داند که به خاطر جوابگو بودن به اداره باید انجام دهد و دیگر ضامن عواقب بعد از آن در خارج از مدرسه و تاثیر منفی آن بر دانش آموز نیست! متاسفانه وقتی موضوع به همکاران اداری منتقل می شود که فلان مدیر چنین نگاه و برخوردی دارد از وی حمایت کرده و او را نیروی لایق، کاردان و ارزشی و جزو مدیران خوب می شمارند! آیا واقعا باید ارزشی بودن را این گونه ترجمه نمود؟! به بهای فدا شدن دختران معصومی که کسی آنها را درک نمی کند.

ریاست محترم اداره آموزش و پرورش آیا چنین نگاهی از مدیر یا معاونین شکل و نگرشی درست از مدیریت است؟ تا کی بایستی چشم بر مشکلات واقعی مدارس ببندیم و خود را درگیر ظواهر آن کنیم؟ مگر دختران سرزمین ماکه همه مانند دختران خودم هستند نباید در مدرسه ای که همه ی دانش آموزان و معلمین آن زن و دختر هستند احساس آزادی و راحتی داشته باشد؟ آیا وقت آن نرسیده که سیستم اجبار و زور را برای نوجوان و جوانی که در برهه ای حساس از زندگی خود یعنی دوران بلوغ به سر می برد کنار گذاشته و راه گفتمان را با فرزندان خود که از ما بسیار جلوترند و بیشتر می فهمند در پیش بگیریم؟ آیا به نظر شما وقت آن نرسیده که آموزش و پرورش هم باید به تکلیف خود در خصوص گزینش درست مدیران واجد شرایط عمل کند؟

در این میان بهتر نیستند مدیرانی که دغدغه شان فقط بالابردن آمار قبولی در دانشگاه و موسسات مختلف است تا

آن را خبر کرده و به روزنامه ها بدهند! و یا بیلبورد کنند و در معابر نصب نمایند! مدیران محترم آموزش و پرورش: رسالت ما بالابردن آمار قبولی و خبری کردن آن به منظور تبلیغات نیست! رسالت معلم و آموزش و پرورش ، تربیت انسان سالم ، مترقی و شهروندی مسئولیت پذیر است. تا کی باید بچه های مردم را پله ترقی خود و مایه ی تبلیغات پوچ و بی ارزش پیشرفت های تحصیلی صرفا آماری کنیم؟! مگر دانش آموزان بازیچه دست ما هستند؟ آیا درس هنر و فرهنگ دادن ، اجتماعی بارآوردن و از همه مهمتر هنر درست و مسئولانه زندگی کردن و از زندگی لذت بردن از رسالت های آموزش و پرورش نیست؟ متاسفانه افراط و تفریط فراوانی دامن گیر آموزش و پرورش ما شده که بایستی با درایت ، دلسوزی و کاردانی مسئولین آموزش و پرورش به تعادل و توازن درست خود برسد.

در پایان یقین دارم که شما مسئولین محترم آموزش و پرورش نیشابور بسیار بیشتر از من به این مشکلات واقف

بوده و هستید و فقط بایستی با اراده قوی ، تدبیری برای کمترشدن این مشکلات بیندیشد. در این راه اول گام ،

انتخاب مدیرانی آگاه ، دلسوز و مهربان است که دانش آموزان را فرزندان خود دانسته ، برای آنها دلسوز بوده و

نگران آینده تک تک آنها باشند.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.