ستاره ها در دست , اَدونیس (علی احمد سعید اسبر) شاعر، پژوهنده ، نظریه پرداز و منتقد ادبی

حجت حسن ناظر

 

«کشف ادونیس به ما فرزندان مغرب زمین آموخت که چگونه در درون خود به او گوش فرا دهیم». «ژان ایوماسون»

متولد ژانویه ۱۹۳۰ در روستای قصابین سوریه، در ۱۹۵۴ فارغ التحصیل فلسفه از دانشگاه دمشق، ۱۹۵۶ سفر به لبنان و پذیرش تابعیت این کشور، در ۱۹۵۷ سردبیری و بنیان گذاری مجله ی شعر که اثرگذارترین مجله ی زمان خود بود و سهم مهمی در تثبیت جنبش شعر در خاورمیانه داشت، در ۱۹۷۳ از دانشگاه من ژوزف در بیروت در رشته ی ادبیات دکترای خود را گرفت، تدریس در دانشگاه ژنو به مدت ۶ سال، سفر به ایران در ۲۰۰۵، اقامت در پاریس تا امروز، اشعار ادونیس به زبان های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسه، روسی، اسپانیایی، ایتالیایی و… ترجمه شده است و جوایز ملی و جهانی متعددی احراز نموده است، از جمله جایزه ی دوستان کتاب (لبنان)، جایزه ی همایش جهانی شعر (آمریکا)، جایزه ی بزرگ شعر بین الملل (بلژیک)، جایزه ی ناظم حکمت (ترکیه)، جایزه ی فرهنگی مدیترانه، جایزه ی دیهیم زرین (مقدونیه)، جایزه ی نونینو (ایتالیا) و چندین نوبت نامزد جایزه ی ادبی نوبل، چاپ بیش از ۲۰ مجموعه شعر، بیش از ۱۵ اثر پژوهشی در زمینه های سیاست شعر، تصوف و سوررئالیسم و چشم اندازهای نوشتن و…

«در کودکی به آبگیر تابستان سنگ می انداختم، پیرانه سر، سنگی دیگر مرا نشانه می رود، آیا سنگ انتقام می گیرد؟ »

«دریا را دستی است که جز با ماسه مصافحه نمی کند.»

«مویه کن بیروت، اما اشک خود را با دستار افق پاک کن.»

« تابستان لبخند می زند، لبانش آستانه ندارد، پنجره دارد.»

« تبعیدگاه کشت است نه درو.»

«من می گفتم: شعر همان غیب است در لباس طبیعت، اختلاف نظر ما بزرگ بود با این همه با هم دوست ماندیم.»

ادونیس معتقد است شعر نباید تو را به سوی یقین که به سوی پرسشگری بکشاند، در نگاه او شاعر جهان را به شعر بدل می کند در همان حال که تصویر قدیم جهان را پیش روی دارد و تصویر بکرتر و تازه تری از آن خلق می نماید، شعر از نگاهش ژرف ترین و اصیل ترین اشتغالات انسان است، زیرا معصومانه ترین، فطری ترین و نزدیک ترین دغدغه به درون خویش است، هر سخن موزون را شعر نمی داند و هر نثری را از شعر تهی نمی نگرد، او در شعر می کوشد تا پرده از رخسار پنهان جهان بردارد، «رنه شار شاعر معاصر فرانسوی گفته است: شعر کشف جهانی که تا ابد نیازمند کشف است.»

شعر را متافیزیک وجود انسانی می شمارد، او به ثابت ترین و پردوام ترین پدیده های روزگار خود می پردازد، پدیده هایی که در آینده مصداق خواهد داشت زیرا شعر پرعظمت و انسانی به سوی آینده آغوش واگشوده است، «به قول بودلر معتقد است: شعر همیشه برخلاف حادثه راه سپردن است.»

شعرش شعر واقع گرا نیست، بلکه بر مدار فرا گذشتن و آفرینندگی می چرخد، شعر او شعر جنبش است نه سکون و معیار عظمت شعرش نه میزان، بازتاب یا تصویر اشیای گوناگون، بلکه سهمی بزرگ در نو افزایی در این جهان دارد.

«روزها نامه هایی هستند که زمان به مردم می نویسد اما بی سخن.»

 

به اشتراک بگذارید:


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.