ریاضیات و موسیقی

«بدان،که علم موسیقی یکی از اصول حکمت ریاضی است که علم به احوال نغم و اختلاف آن و حال ابعاد و انتقالات و ارتفاع و کیفیت تالیف الحان است.و این علم،از تالیف و وضع حکماست که روح را از  آن لذتی و فرحی است نه جسم را» بحرالالحان_فرصت شیرازی

ابو نصر فارابی در احصاءالعلوم خود،ریاضیات را به هفت شاخه تقسیم می کند؛حساب،هندسه،نور،اختر شناسی،موسیقی،زیبا شناسی و بالاخره دانش مربوط به استادی و مهارت؛ و ابن سینا موسیقی را قسمت اصلی از اقسام چهار گانه حکمت ریاضی می دانسته است،به اعتقاد ابن سینا،ریاضیات عبارت بوده است از دانش موسیقی،عدد،هندسه و اختر شناسی.

امروز،کم تر کسی است که بتواند این گمان را به خود راه دهد که بتوان موسیقی را به عنوان شاخه ای از ریاضیات توضیح داد، زیرا در طول زمان و با گذشت سده های بسیارنوعی رو به رویی و تقابل بین دانش و هنر پدید آمده است.

ولی دوران ما را،علاوه بر نام ها و عنوان های دیگری که به خود اختصاص داده است،می توان گفت که بیش از هر چیز،دوران به هم پیوستن دانش های مختلف و ضمنا دوران به هم پیوستن دانش و هنر است و نمونه این وضع را در زمان ما می توان به طور روشن در مورد ریاضیات و موسیقی درک کرد.امروز دیگر نمی توان هنر را جدا از دانش و یا دانش را جدا از هنر تکامل داد. هنر کاملا انسانی است و هیچ جنبه غیر انسانی ندارد. به قول مرحوم محسن هشترودی،هنرمند ریاضیدان:

((…..مایه هنر،احساس هنرمند است.احساسی که با سیر وقفه ناپذیر زمان به هم آمیخته،گویی با گذشت مدام عمر در جدال است  و می کوشد به هر قسم که باشد،عمرکوتاه آدمی را جاویدان ساخته و درآغوش ابدیت زمان پایدارسازد.موسیقی،بهترین نماینده ی این کوشش و کشش است.می توان این کشش هنرمند را در اعماق هر اثر هنری یافت….چرا موسیقی و معماری،نسبت به سایر هنرها زودتر تکامل یافته است))

ریاضیات قدیمی ترین دانش ها و موسیقی کهن ترین هنرهاست و قدمت هر دوبه دورترین دوره های پیش از تاریخ می رسد.آدمی به هر دوی این ها نیاز داشت و همان گونه که آتش را احترام می گذاشت و از اجاقی به اجاق دیگر و از نسلی به نسل دیگر منتقل می کرد، به روش های محاسبه ای و الحان موسیقی هم ارج می گذاشت و ازخاطره ای به خاطره ی دیگری می رساند و سنت آن ها را زنده نگه می داشت. ابو نصر فارابی بیش ازهزارسال پیش درکتاب((موسیقی الکبیر)) خود نوشت:((….انسان نباید به قضاوت شخصی خود قناعت ورزد و باید عقاید دیگران را نیز مورد دقت قرار دهد…در موسیقی،مانند نجوم،اصولی قابل قبول است که متکی به شهادت عموم باشد و این شهادت عموم برای پژوهشگر امروزی،عبارتست از بهره گیری ازهمه ی امکان هایی که ازگذشته به یادگارمانده است.یادداشت کردن موسیقی،به مراتب دشوارتر از یادداشت اندیشه و سخن است.صوت موسیقی،دارای ارتفاع،طول و نیرو است و به همین مناسبت ثبت و ترسیم آن ها،با دشواری های زیادی همراه می شود ولی،تصویرهای جالبی از بومیان آمریکای شمالی در پایان سده ی گذشته پیدا شده است که در آن ها،تلاشی برای ثبت زبان موسیقی دیده می شود.

 

تصویری بر یو صخره در کوه های مالوتی در باسوتولند(درلوتو)

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.