ریاضیات «زیبا شناسی» و کمال انسانی

«زیبا شناسی» به عنوان شاخه ای از فلسفه به تحلیل مفاهیم مربوط به ادراک زیبایی می پردازد.موضوعات ادراک زیبایی در ریاضیات شامل تمامی قضایا،برهان ها و تئوری هایی است که موضوع تجربه زیبا شناختی قرار می گیرند.مفاهیمِ ارزش زیبا شناختی،تجربه زیبا شناختی و تمام مفاهیمی که در فلسفه هنر به کارمی روند در فلسفه زیبا شناسی ریاضیات هم مورد مطالعه هستند.برای شناخت ادراک زیبایی،آن طور که هست تاکید می کنیم،که در این نوشتار منظور از نگاه فلسفی،خلاصه کردن ساختارهای شناختی با کمک زبان فلسفه است.بنابراین،از ایده های فلسفی که به پیچیدگی این ساختار ها می افزایند احراز خواهیم نمود.مثلا این سوال که «آیا نگرش زیبا شناختی و غیر زیبا شناختی معنی دارد» مورد توجه ما نیست.چرا که حس طبیعی زیباشناسانه یک ریاضیدان موضوع موشکافانه ماست نه احساسات زیبا شناسانه یک فیلسوف.زیرا مطالعه احساسات زیباشناسانه یک فیلسوف پیچیدگی هایی غیر طبیعی دارد که در ذهن یک ریاضیدان هرگز یافت نمی شود.

در بررسی زیباشناسانه یک حقیقت ریاضی که به زبان صور هنری بیان شده است،تلاش های ریاضیدان برای کشف یک حقیقت ریاضی و چگونگی فرمول بندی هنرهای زیباشناسی ریاضیات بسیار کارآمد است.یک دسته مهم آن ابعاد زیبا شناختی، ریاضیات است که به مفهوم فضا مربوط می شود و دسته دیگر ابعادی که با مفهوم زمان سر و کار دارد.این دو دسته همان ریاضیات استاتیک و دینامیک است.چندین نوع ارزش مختلف وجود دارد که ریاضیات می تواند به عنوان هنر به ما عرضه کند.ارزش های محسوس در ریاضیات عموما تصویری هستند.ارزش های صوری در تفاوت های ساختاری صور هنری ریاضی معنا می یابند.

برای اینکه یک اثر ریاضی را بتوانیم درست بفهمیم باید با چه چیزهایی از بیرون آن آشنا شویم؟

«مستقل» نگری نظری است که می گوید برای درک و فهم صحیح یک اثر،جز خود آن اثر به چیز دیگری محتاج نیستیم.در برابر این نظر «زمینه» نگری می گوید که باید اثر هنری ریاضی در محیط تام و تمام آن درک شود.مطالعه آثار دیگر خالق تئوری ریاضی یا آثار دیگر ریاضیدانان یا عصری که ریاضیدانان در آن می زیسته و زندگی ریاضی خالق هنری و مقاصد و نیات او اهمیت دارند.

ویژگی های زیبایی که توسط منتقدین آثار هنری به کار می روند،بی اندازه متنوع هستند.اما می توان گفت که به طور کلی از سه قانون عام پیروی می کنند:وحدت،پیچیدگی و شدت .این سه صفت در کنار هم ویژگی های عام موضوعات ادراک زیبا شناختی را به وجود می آورند.یعنی ارزش گذاری اثر هنری،تا جایی که به قوانین عام زیبا شناسی مربوط می شود،وظیفه این سه ویژگی است.

حقیقت،خیر و زیبایی سه مفهوم اصلی هستند که فلسفه در مورد آن ها بحث می کند.آثار هنری،به خصوص با معنی توسعه یافته ای که ما از هنر مد نظر داریم،همه به نوعی با حقیقت ارتباط دارد.در فلسفه زیبا شناسی ریاضی همین ارتباط بین اثر هنری و حقیقت محک اصلی زیبایی ریاضی است.در فلسفه زیبا شناسی به این معتقدیم که خلق اثر هنری ریاضی به تکامل ساختار ادراک ریاضیدان کمک می کند و این همان چیزی است که مقصد اخلاق است یعنی کمال انسانی.

این نکته ما را به شاخه ای جدید از فلسفه زیباشناسی رهنمون می کند و آن زیباشناسی هنرمند است.چرا که زیبایی اثر هنری تجلی زیبایی ساختار ادراک هنرمند است.

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.