رشد و توسعه ی اقتصادی در گرو انتخاب نمایندگانی توانمند؟!

IMAGE634717343085259258نقد حال

حبیب اله قربانی

کارشناس ارشد مطالعات جهان/

بیکاری یکی از مهمترین آسیب هایی است که جامعه ی امروز ایران را تهدید می کند. نقش بیکاری و فقر در سست شدن باورهای دینی غیر قابل انکار است. انسان های فقیر، متاسفانه منزلت مناسبی در جامعه ندارند. به قول دکتر شریعتی: «آدم وقتی فقیر می شه، خوبی ها شم حقیر می شه، اما وقتی که زر داره یا زور داره، عیب هاش رو هنر می بینن…!». در سطح بین المللی نیز کشورهای ثروتمند موقعیت مناسب تری برای تامین منافع ملی خود می یابند.

به همین دلیل عده ای از نامزدهای نمایندگی مجلس، در معرفی خود به مردم، اقتصاد و اشتغال را مهمترین هدف اعلام می کنند و در این راستا تکیه بر اقتصاد مقاومتی را بهترین چاره می دانند. البته این وعده همیشه در تبلیغات نمایندگان قوه ی مجریه و مقننه وجود داشته و حتی برخی بر این باور بودند که با ایجاد دو و نیم میلیون شغل در سال، در سه یا چهار سال ریشه بیکاری را خواهند خشکاند. لیکن همه می دانند که این شعارها به دور از واقعیت است. در حقیقت رشد اقتصادی و افزایش شغل  در یک کشور تحت تاثیر عوامل دیگری است که در این یاد داشت مختصراً  به آن اشاره خواهد شد.

آب و هوا، منابع و معادن، رشد علمی، نظام آموزشی و فرهنگی، نظام سیاسی،سرمایه گذاری داخلی و خارجی عوامل موثر بر رشد اقتصادی ، کاهش بیکاری و افزایش رفاه در یک کشور هستند. ثروت های طبیعی نخستین عامل موثر بر رشد اقتصادی است. کشورها و مناطقی که میزان نزولات آسمانی خوبی دارند و می توانند با تکیه بر کشاورزی، دامداری و صنایع مرتبط نیازهای اولیه کشور خود و حتی سایر کشورها را تامین کنند، نه تنها می توانند بیکاری را کاهش دهند بلکه در نظام بین الملل از منزلت و جایگاه ویژه ای برخوردار می شوند. علاوه براین منابع و ثروت های خدادادی، می تواند نقش بی نظیری در پیشرفت و توسعه ی کشورها داشته باشد. معمولا کشورهای توسعه یافته، از این سرمایه ها برای توسعه و بهبود زیرساخت های اقتصادی خود استفاده می کنند و توانسته اند با این سیاست، نقش غیر قابل انکاری در نظام جهانی ایفا نمایند.

رشد علم و در نتیجه آن رشد تکنولوژی و صنعت، دومین عامل تاثیر گذار بر رشد اقتصادی کشورها است. علم با کشف قوانین حاکم بر طبیعت می تواند به انسان ها قدرت غلبه بر مصائب و مشکلات پیش روی انسان در مواجهه با طبیعت را اعطا کند. امروزه کشورهای پر قدرت جهان، بدون رشد علمی و صنعتی نمی توانند استیلای خود را بر جهان تداوم بخشند. در دوران معاصر، کشورهای بسیاری وجود دارد که ضعف ثروت های طبیعی را توانسته اند با تکیه بر صنعت جبران کنند.

نظام آموزشی و فرهنگی با تربیت نیروی متخصص، توانمند و همچنین ارزش ها و باورهای مناسب و عقلانی، تامین کننده نرم افزار پیشرفت و توسعه ی کشورها است. همسویی نظام آموزشی در تامین نیازهای نظام اقتصادی و تربیت نیروی متخصص یکی از پیش نیازهای اساسی در کاهش بیکاری و فقر است. به همین دلیل در کشورهای توسعه یافته ای نظیر ژاپن، حتی بیش از بودجه ی دفاعی به بودجه نظام آموزش توجه می کنند. این کشورها به مسئله اهمیت نیروی انسانی در ترکیب عوامل تولید و پیشرفت واقف هستند و در این راه از هیچ سرمایه گذاری دریغ نمی کنند.

اما در بین عوامل مختلف رشد بیکاری و فقر، نقش نظام سیاسی در جهان معاصر، یگانه است. بسیارند کشورهایی که بهترین آب و هوا، معادن و منابع را دارند ولی مردم آن ها هر روز بیشتر از روز قبل در فقر و بیکاری غوطه می خورند. جامعه شناسان از این آسیب با عنوان «مصیبت منابع و معادن» یاد می کنند. یعنی منابع و ذخایر این کشورها به جای اینکه در بهبود  وضعیت زندگی مردم تاثیر مثبتی داشته باشد، نقش منفی بازی می کند. در حقیقت، وظیفه و تکلیف سیاست مداران در جوامع ایجاد تعادل و حفظ امنیت است اما در جوامع کمتر توسعه یافته سیاست مداران، هدف شان از فعالیت سیاسی و دسترسی به قدرت، رسیدن به منابع ثروت می باشد. برعکس، در کشورهای توسعه یافته، قوانین به گونه ای است که راه ورود سیاست مداران به عرصه ثروت اندوزی به شدت مهار شده است.  در این جوامع کسی برای دسترسی به ثروت به میدان سیاست وارد نمی شود. به همین خاطر است که وقتی آقای سریع القلم، وزیر اقتصاد یک کشور توسعه یافته را به تنهایی در صف سوار شدن به هواپیما می بیند تعجب می کند.

به هر حال، انتخاب نمایندگان قوه ی مقننه در پیش است. می دانیم که مجلس شورای اسلامی برای جامعه ی ما نقش مغز را برای بدن ایفا می کند. به عبارت دیگر، بخش عمده تصمیم گیری ها در ارتباط با نحوه ی اداره ی جامعه در مجلس شورای اسلامی اتخاذ می شود. تصمیمات و قوانین مصوب این مجلس به طور مستقیم بر زندگی تک تک ایرانیان تاثیر می گذارد. رشد و توسعه ی جامعه به تصمیمات نمایندگان در مجلس مربوط می شود نه به دخالت آنها در نظام اقتصادی و تاسیس کارخانه یا شرکت بازرگانی. بنابراین تصمیم به شرکت در انتخابات امری عقلانی است. انفعال در انتخاب به هیچ وجه منطقی به نظر نمی رسد. اما برای این تصمیم باید برنامه داشت. نباید و نمی توان نسبت به آن بی توجه بود.

انتخاب نمایندگانی که هدف شان از دست یابی به قدرت نمایندگی، تامین منافع حداکثری و اصلاح منافذ سوء استفاده از این قدرت برای دست یابی به ثروت است؛ در اولویت قرار می گیرد. مشکل بزرگ کشور ما در سطح کلان وابستگی نظام سیاسی به نفت است. تا نفت به عنوان منبع ثروت دولت باشد، سیاست مداران به مردم پاسخگو نخواهند بود. چون به مردم برای تامین بودجه، احساس نیاز نمی کنند. نفت و منابع کشور ثروتی ملی است. باید برای بهبود زیرساخت ها( راه ها، فرودگاه ها، صنایع سنگین، نیروگاه ها و …) استفاده شود تا بتوان با تکیه بر آن، صنایع را گسترش داده و مشکل بیکاری را حل کرد.

افزون بر این برنامه نامزدها برای نظام آموزشی اهمیت ویژه ای دارد. نمایندگانی که نسبت به جایگاه نظام آموزشی در رشد و توسعه بی اطلاع هستند و از نظام آموزشی فقط مدرک گرایی آن را ارج می نهند، نمی توانند تصمیم گیران خوبی برای اداره ی جامعه باشند. نکته آخر اینکه، نماینده وظیفه ی اصلی اش تصویب قوانین مناسب  و نظارت بر اجرای قوانین مصوب مجلس است تا جلو رانت خواری و فساد در جامعه گرفته شود، حال اگر نامزدی هدف اصلی اش تجارت باشد یا با رانت بخواهد رای کسب کند و با ناجوانمردی به قدرت نمایندگی دست یابد، آیا می تواند به عنوان وکیل مردم از حقوق آنها دفاع کند؟

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.