دولت به هر نماینده نیشابور ۱۰میلیارد تومان داد

بیم و امید های یک خبر

دولت به هر نماینده نیشابور ۱۰میلیارد تومان داد

ادامه از صفحه یک

دوم:خوشحالیم

جای بسی خوشحالی و خوشوقتی است که با مجاهدت! فراوان یکی و یا احتمالا دو نماینده نیشابور و فیروزه، در سفر هیات دولت به خراسان از این گوشت قربانی، احتمالا لقمه ای هم نصیب نیشابور و شاید برخی نیشابوریان شده و یا خواهد شد. جا دارد برای این که متهم به سیاه نمایی و مخالفت با توسعه و پیشرفت نیشابور نشویم از نمایندگان بزرگوار تشکر کنیم. اختصاص ۱۶۰ میلیارد تومان پول برای گازرسانی به ۲۷۰ روستای نیشابور جای خوشحالی فراوان دارد. اما تقدیم ۲۰میلیارد تومان ناقابل، به دو نماینده ی بزرگوار و بلند نظر شهرمان (شما بخوانید باج ۲۰ میلیاردی دولت حسن روحانی به آقایان)، از نگاه من روزنامه نگار به دلایل زیر قجری، بهت آور، محل سوال، فساد انگیز و محل اشکال است، و امیدوارم نماینگان محترم راه چاره ای برای رفع این اشکالات در نظر داشته و نحوه هزینه کرد آن را هم برای اطلاع عموم به صورت شفاف منتشر کنند:

الف: بر خلاف اصل تفکیک قواست

تفکیک قوا و شکل گیری نهادهای حاکمیتی از جمله ویژگی های دولت های جدید به حساب می آید. بر اساس قانون اساسی «اجرا»ی قوانین از جمله قانون بودجه پس از «تصویب» مجلس به تناسب به قوه مجریه و قضائیه سپرده شده و مجلس به عنوان چشم بیدار مردم از جانب موکلان بر حسن اجرای قوانین «نظارت» می کند.

هر چند آقای نماینده در بیان و اعلام خبر تلاش نموده که اجرای پروژه ها را جزو وظایف دستگاه های اجرایی بداند اما بر اساس اظهارات ایشان، وقتی «پول و تعیین مصداق» پروژه در اختیار نماینده است قابل پیش بینی است که در عمل چه اتفاقی می افتد. این وضعیت آدم را یاد دوره ی قجر و رفتارهای دولت نامحمود می اندازد که گونی پول به دست به اینجا و آنجا سرک می کشیدند و پول توزیع می کردند!

ب:فساد انگیز و بر خلاف حقوق موکلان است

بر خلاف آن که آقای مروی تلاش بسیار نموده که نقش «نهادهای نظارتی» را بر مصرف این پول پررنگ نماید تا شائبه هر گونه اشکال از بین برود اما به نظر می رسد ایشان شان نظارتی «مجلس» را به عنوان نماینده ی مردم از یاد برده اند! مجلس باید بر کار مجریان ناظر باشد و وقتی ناظر و مجری یکی می شود اگر نگوییم مفسده انگیز است حداقل خود را در معرض انواع اتهامات قرار می دهند. آیا گدایی موکلان مردم از دولتمردان، سبب چشم پوشی ایشان از حقوق موکلان و ندیدن برخی رفتارهای غلط آنان نمی شود؟ بهای این کور شدن چقدر است؟ آیا این اقدام دادن دُرّ (حق نظارت و دفاع از حقوق موکل) و گرفتن آب نبات(همان امتیازات احتمالی) نیست؟

ج:تبعیض آمیز است

مسلما به دلیل وجود مشکلات ریز و درشت حوزه ی انتخابیه واندک بودن اعتبار مورد نظر، امکان اختصاص اعتبار به همه ی پروژ های نیمه تمام وجود ندارد آقایان چه راهکاری برای تشخیص اولویت پروژه ها به دور از حب و بغض های احتمالی دارند. آیا این امکان وجود ندارد که برخی به دلیل نزدیکی بیشتر به حضرت نماینده از شانس بیشتری برای منتفع شدن برخوردار شوند؟

پ:فرار به جلو آقایان نماینده است

از آنجا که بزرگواران نماینده به جای پاسخگویی به موکلان در طول دوره ی نمایندگی در خصوص اقدامات، مواضع، قیام و قعودها، مخالفت ها و موافقت ها، حب و بغض ها و وضعیت کشور، بیشتر در همان «سال پایانی» دوره، عملا به یاد موکلان می افتند و سعی در دلربایی و رای قاپی دارند، به نظر می رسد این اقدام را باید نوعی فرار به جلو برای رهایی از پاسخگویی و نیز رای قاپی در آینده دانست.

ت: نوچه پروری است

در علم سیاست استفاده از بودجه و امکانات عمومی برای اهداف شخصی و حمایت از پایگاه مشخصی از هواداران، نوچه پروری تعریف شده است. آیا گونی پول به دست گرفتن و به دنبال پروژه ی نیمه تمام گشتن در شهری که غرق در مشکلات است بر خلاف اصول اولیه ی برنامه ریزی و مدیریت منابع نیست؟ آیا شائبه ی ایجاد و حمایت از پایگاه معین و مشخصی نیست؟ آیا تلاش برای تبلیغ زود هنگام آقایان با تکیه بر منابع عمومی برای اهداف شخصی نیست؟

ث: برخلاف اصول اولیه ی نمایندگی است

بر اساس اصول ۶۷ و ۸۴ وقانون اساسی هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است. به نظر می رسد نمایندگان بایستی در تصویب قانون و انجام مسئولیت های نمایندگی، منافع و نیازهای همه ی مردم ایران را در نظر بگیرند. پرداختن به مسائل بومی و محلی علاوه بر دخالت در سایر قوا، آنان را از تصویب قوانین جامع و مانع باز می دارد و دچار روزمرگی می شوند.در این صورت نمایندگان به تعبیر خود آقای مروی به «پادو دولت» تبدیل می شوند

سوم:راه حل چیست؟

الف:دنیای هر کس به وسعت اندیشه ی اوست

رشد دانش و آگاهی انتخاب کنندگان نقش مهمی در افزایش انتظارات و مطالبات آنان از انتخاب شوندگان دارد. اگر مردم از نمایندگان انتظار وضع قانون خوب و دفاع از حقوق مسلم خود را داشته باشند می توان تصور نمود که در فرایندی نه چندان طولانی، با سپردن زمام امور به دست شایستگان، زمینه های گره گشایی از زندگی مردم و سعادتمند زندگی کردن آنها فراهم شده و دیگر نیازی به حاکمیت روش های مبتنی بر نوچه پروری نیست و دیگر کسی جسارت خرید مال از مردم و فروش به مردم را نخواهد داشت.

ب: حزبی شدن انتخابات

هرچند متاسفانه به دلایل گوناگون جامعه ی ما از داشتن احزاب ریشه دار و شناسنامه دار غیردولتی محروم است. اما تجربه بشری به ما می گوید که توسعه و پیشرفت پایدار در غیاب احزاب شدنی نیست. وجود احزاب با برنامه و مسئول در انتخابات نقش مهمی در جلوگیری از غلبه ی رفتارها و تفکرات محلی و پوپولیستی بر رفتار انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان دارد.

پ:استانی شدن انتخابات

از دیگر راه حل ها استانی شدن حوزه های انتخاباتی است. در نتیجه ی این وضعیت هم انتخاب کنندگان و هم انتخاب شوندگان نیازمند سطحی از جامع نگری در اندیشه و رفتار هستند.

ت:شایسته سالاری

ایجاد بسترهای اندیشه ای و قانونی لازم برای نقش آفرینی بیشتر انسانهای توانمند و شایسته و باز شدن دایره انتخاب مردم، سبب منتفع شدن جامعه و مردم از هوش و استعدادخدادادی آنها و حضور کسانی در مصدر امور می شود که منافع عامه را بر مطالبات شخصی مقدم داشته ورشد و توسعه ی پایدار ملک و ملت غایت آنها است.

رضا مهرداد

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.