دعوای زن و شوهر نمک زندگی است ; آموزش مهارت های زندگی، نیاز امروز ما ( دیدار با همشهری )

 

گفت و گو: سیدهاشم مداح
یک مثل قدیمی می گوید دعوای زن و شوهر نمک زندگی است؛ در یک ازدواج عواملی همچون مسایل مالی، استرس ، فشار های کاری، تغییر خلق و خو و… می تواند باعث ناسازگاری و مشاجره و تنش در خانواده شود. سئوال اساسی این است که: چه زمانی مشاجرات خانوادگی به مرز بحران می رسد و تاثیر آن بر فرزندان چیست؟

گاهی اوقات اختلافات خانوادگی آنقدر بالا می گیرد که به نظر می رسد پیش بردن یک رابطه غیر ممکن است. اما کارشناسان می گویند حل مشکلات ارتباطی کار چندان دشواری نیست و به مهارت نیاز دارد. برای آگاهی از این مهارت ها به سراغ یک کارشناس و مشاور خانواده رفتیم و علت این مشاجرات را جویا شدیم.

6سمیرا سلیمانی مدرس دانشگاه، مشاور خانواده و دانشجوی دکتری روانشناسی به پرسش های ما پاسخ داد که اینک  خلاصه ی این دیدار پیش روی شماست.

خانم سلیمانی درباره علت اساسی این مشاجرات اظهار داشت: زنان و مردان معمولا به دلیل مسائلی همچون:  پول، روابط جنسی، تقسیم کارها، تصمیم گیری، ارزشمندی مراقبت از تربیت بچه ها و… مشاجره می کنند. اما مساله زمانی به مرز بحران می رسد که زن و شوهر احساس کنند همدیگر را دوست ندارند.

اگر کسی حس کند که مورد عشق و محبت قرار ندارد، به سختی می تواند دیگری را دوست داشته باشد. مردان هنگام تجربه چنین حسی و مواجه شدن با عقیده مخالف از جانب زنان به مبارزه طلبانی سر سخت مبدل می شوند و کار به بحران و درگیری می کشد.

اگر عشق و علاقه از مرد یا زن دریغ شود بدترین چهره او آشکار شده و جزیی ترین اختلاف نظرها به مشاجره ای بزرگ تبدیل می شود. تمام این احساسات و نیازها رنج آور ولی کاملا به جا هستند. اما چون مجال ابراز نیافته و عنوان نمی شوند روی هم انباشته شده و ناگزیر در حین یک مشاجره و با تمام قدرت دوباره ظاهر می شوند.

برای کم کردن تنش، مردان و زنان باید حساسیت های جنس مخالف را شناخته و نحوه ارتباط موثر با آنها را یاد بگیرند. آنها حق ندارند این حساسیت ها را رد کنند. بلکه باید راه بیان آن را به طوری که متناسب با عواطف طرف مقابل باشد یاد بگیرند. تنها در این صورت است که یک مشاجره خصمانه به یک گفتگوی صمیمانه تبدیل شده و اسباب حل اختلاف فراهم می شود.

سمیرا سلیمانی می افزاید: از آنجا که پیشگیری ساده تر از درمان است؛ همان گونه که ما در مقابل بیماری های جسمی خودمان را واکسینه می کنیم باید با آگاهی از نکات روانشناختی و یادگیری مهارتهای اساسی زندگی خودمان را توانمند ساخته ایم تا قدرت رویارویی با مشکلات در ما تقویت شود.

این روان شناس و مشاور خانواده بر اساس تجاربی که از مواجهه با مراجعان کسب کرده، مهارت های اساسی زندگی را این گونه دسته بندی می کند:

خود آگاهی/همدلی  – ارتباط موثر/روابط بین فردی – تصمیم گیری/حل مساله – تفکر خلاق/تفکر انتقادی – مقابله با هیجانات منفی/مقابله با استرس (مدیریت خشم)

او هر یک از این مهارت ها را این گونه تعریف می کند:

مهارت خود آگاهی: به معنی آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود، تصویر خود آگاهانه از خودمان و آگاهی از مسولیت ها و حقوق مان می باشد.

همدلی: شامل مواردی چون تحمل افراد مختلف، علاقه داشتن به دیگران، روابط بین فردی با پرخاشگری کمتر و  احترام قایل شدن برای دیگران است.

ارتباط موثر: شامل ارتباط کلامی و غیر کلامی موثر، ابراز وجود، مذاکره و گوش دادن.

حل مساله: به معنی تشخیص علل و ارزیابی مشکلات، مصالحه، آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات و تشخیص راه حل مشترک برای جامعه.

تفکر خلاق: شامل تفکر مثبت، جستجوی اطلاعات جدید و ابراز خود است.

تفکر انتقادی: به معنی ادراک تاثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزش ها، آگاهی از نابرابری و بی عدالتی، واقف شدن به این مساله که دیگران همیشه درست نمی گویند و آگاهی از نقش یک شهروند مسئول است.

مهارت مقابله با هیجانات: شامل شناخت هیجان های خود و دیگران، ارتباط هیجان ها با احساسات و تفکر و رفتار، مقابله با ناکامی و خشم و بی حوصلگی و  مقابله با هیجان های شدید دیگران می باشد.

تصمیم گیری: این مهارت به ما می آموزد تصمیم گیری با ارزیابی دقیق موقعیت انجام گیرد، تعیین اهداف واقع بینانه باشد و ما مسئولیت اعمال خود را بپذیریم.

و بالاخره؛

مهارت مقابله با استرس: که شامل داشتن استراتژی مقابله با شرایط دشوار، آرام ماندن در شرایط فشار و مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد می باشد.

به گفته این مشاور خانواده، در صورتی که هر فرد این مهارت های ده گانه زندگی را یاد بگیرد و در عمل نیز بکار بندد، روابط خانوادگی موثری خواهد داشت. حال اگر کسی این آگاهی ها را نداشت و به مشاور هم مراجعه نکرد چه باید کرد؟

خانم سلیمانی معتقد است: با شرایط موجود پیشنهاد من این است که مسئولین و ارگان های مربوط برنامه های آموزشی مهارت های زندگی را به صورت مدون برای تمامی شهروندان امکان پذیر نموده و همان گونه که اشخاص پرونده پزشکی دارند، یک پرونده سلامت روانشناختی نیز داشته باشند و حتی در استخدام ها و مصاحبه های شغلی و تحصیلی هم به این مسئله توجه شود، زیرا این امر به بهزیستی و توانمندی و رضایتمندی افراد در جامعه کمک زیادی می کند.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.