دعانویسی، شغل کاذب؟!

دعای محبت و ترس می نویسم!
کسب درآمد بدون نظارت و تایید صلاحیت
آزاده مهدیار/ در کوچه ضلع غربی مسجد جامع، چند آقا با فاصله چند متری بر زیراندازی نشسته اند و مقابل هر کدام شان خانمی چمپاتمه زده و با هم گفتگو می کنند، دقیق تر که می شوم می بینم هر کدام از آقایان مذکور، تعدادی کتاب ادعیه کم قطر و قدیمی کنار خود دارد و مشغول نوشتن است، صورتم را با چادر می پوشانم و ضبط م را روشن می کنم و به سراغ یکی از آنان می روم، با مداد مشکی روی کاغذی در حال نوشتن است و خانمی کنارش ایستاده و منتظر است نوشته خاتمه یابد، مقابلش می نشینم و مکالمه آغاز می شود.
-سلام علیک، شما در چه مواردی دعا می نویسید؟
دعای محبت، دعای ترس، دعای زمین، دعای آسمان هر دعایی خواسته باشی می نویسم.
-دستمزدتان چقدر است؟
ده هزار تومان
-برای هر دعایی همین قدر می گیرید؟
نه، دعای محبت ۱۵ تومان، بعضی دعاها بیشتر است.
-دعای محبت یعنی چی؟
یعنی یکی با یکی خوب شود!
-اگر بخواهم کسی با کسی بد بشود هم دعا می نویسید؟
نباید بنویسم ولی می گویم گناهش به گردن خودت و می نویسم.
-بعضی ها می گویند این دعا نوشتن ها خرافات است.
نه، همه مراد گرفته اند، یک بار از من دعا بگیر اگر همیشه پیش من نیامدی! ما با کسی دشمنی نداریم، ما کار کسی را راه می اندازیم.
-دعاهای تان چیست؟
دعای حضرت سلیمان می نویسم بهترین دعا!
-دعا را بعد از اینکه نوشتید، باید بخوانم؟
اگر با مداد بنویسم باید بشوری آبش را بخوری! اگر با خودکار بنویسم همراه داشته باش.
-شما هر روز هستید؟
-بله هر روز هستم.
از ظاهر امر پیداست نظارتی بر چنین کارهایی به عمل نمی آید و امام جمعه شهرستان هم در پاسخ به پرسشی در خصوص اتفاقاتی مثل طومار نویسی در بیرون مسجد جامع گفته بود «امور خارج از مسجد به ما ارتباطی ندارد»، بنابراین از خیر این که بخواهم از مسئول خاصی در مورد نظارت بر این اعمال سئوال کنم، گذشتم، اما استقبال مردم از این دعانویسان و مراجعات مکرری که لااقل در دو مرتبه مراجعه ام به این کوچه داشتم، نشان از رونق کار و کسب آنان دارد، ناگفته پیداست دعا و مددخواستن از معصومین(ص) میانه و مناسبتی با هدف این گزارش ندارد که جهت مخالفت با سوءاستفاده و نقد بر عدم نظارت بر چنین اقداماتی نوشته شده است، «دعانویسی» موافقین و مخالفینی دارد و همچنان افرادی برای گشایش مشکلات شان دست به دامن دعانویسان می شوند.
در همین رابطه به گفتگو با یک کارشناس مذهبی می‌پردازم، حجت‌الاسلام محمد خاکزادی اصل دعا جهت روا شدن حاجت را مورد پذیرش اسلام می‌داند و می‌گوید، دعا با طلب بدی کردن و با نیت شر، شدیدا نهی شده است، از طرفی طبق احادیث دعای پنهانی در حق کسی ۷۰ برابر نسبت به دعای آشکارا ارزشمند است، در عین حال امور به دست خداست و در هیچ شرایطی نباید از رحمت الهی مایوس شد.
خاکزادی اصل دعانویسی را نیز مورد تایید اسلام می‌ داند اما تاکید می کند: بسیار مهم است که دعا به دست چه کسی نوشته می شود و فرد دعانویس باید دارای معنویت و خلوص باشد، همان گونه که نسخه دارو را باید یک پزشک دارای صلاحیت بنویسد، دعانویس هم باید دارای صلاحیت باشد، هرگز نباید دعانویسی به شکل شغل کاذب درآید، برخی دعانویسان خود در رفع نیازهای اولیه شان گرفتارند و تنها راه کسب روزی شان دعانویسی است که نمی تواند مورد پذیرش باشد، اسلام بر اشتغال و کسب درآمد از راه شرافتمندانه تاکید بسیار کرده و اگر اشتغالی منجر به تن پروری و عافیت طلبی شود از طرف اسلام مطرود است حتی اگر با وسیله و نماد دین صورت گیرد.
وی افزود: سحر و جادو از نظر اسلام و طبق آیات قرآن، فی نفسه حرام است.
حبیب اله قربانی، نیز از منظر جامعه شناسی معتقد است: در فرهنگ لغت دهخدا دعا به معنای درخواست حاجت از خدا برای خود و یا دیگری است. گاه دعا کردن از طرف ائمه(س) برای مسلمانان صورت می گیرد و گاه فردی که احساس می کند نزد خداوند قرب و عزتی دارد برای دیگران دست به دعا بر می دارد. رایج ترین نوع دعا، از طرف پدر و مادر برای فرزندان انجام می شود. اما این نوع دعا کردن یا نوشتن، دعایی است که در ازای دریافت پول، غذا و یا چیزهای با ارزش رخ می دهد. این افراد چون در برابر دعا خواندن یا نوشتن مزد می گیرند می توان آنها را دعانویس مزدور نامید. در طول تاریخ عمدتا کسانی به این شغل روی می آورده اند که به دلیل کهولت سن و یا معلولیت توان فعالیت اقتصادی نداشته اند.
گفته می شود ریشه ی دعانویسی یا دعاگویی عنوان یک شغل، به قرون وسطی باز می گردد. وظیفه ی دعاگوی مزدور این بود که در ازای دریافت پول برای شاه یا کشیش مسیحی دارای مقام بالاتر دعا بخواند. همچنین برخی سیاستمداران قدرتمند به دلایل سیاسی و یا ارادت به یک مقام روحانی مسیحی، حاضر می شدند در ازای پرداخت وجه نقد یا هدیه ای گران بها و دریافت نشانه یا نوشته ای از دعانویس، هدایت خود را تضمین کنند. در این دوران در بسیاری از کشورهای اروپایی، شاهان انتظار داشتند در بازگشت از جنگ و یا هنگام بیماری، فاتحه خوان های مزدور برای بهبودی شان دعا کنند. به این ترتیب دعای سفارشی در جوامع رواج یافت.
با پذیرش این شغل توسط حاکمان و افراد با نفوذ، در گذر زمان مردم عادی نیز برای حل مشکلات خود به این افراد مراجعه کردند. به طور فطری انسان ها به دنبال ساده ترین راه حل ها برای حل مشکلات خود هستند. حل علمی و خردمندانه مشکلات، از عهده ی هر کسی بر نمی آید. به قول برتراند راسل، دادن ساده ترین پاسخ به سخت ترین سئولات افراد را وسوسه می کند به سوی دعا نویسان گرایش پیدا کنند. اقبال مردم و پول هایی که به راحتی در این راه پرداخت می شد موجب گردید، دعانویسی، دعا کردن و خواندن، به عنوان یک شغل جذابیت فراوانی بیابد. در نتیجه افراد سالم ولی آسان طلب بسیاری جذب این شغل شدند. حتی عده ای با تهیه ی جایی مخصوص و تعبیه ی دکوراسیون ویژه، به صورت حرفه ای به دعانویسی روی آوردند و در زمان معاصر هم تعداد شان کم نیست.
با این وجود برخی از دعا نویسان این گزارش افراد بی سواد، مستمند، مستاصل و در عین حال باور مندی هستند که گمان می کنند می توانند مشکلات مردم را با نوشتن دعا حل کنند. اما در کنار آنها افراد شیادی هستند که همچون فال گیران می دانند که دارند کلاهبرداری کرده و مردم را با استفاده از باورهای اصیل دینی می فریبند. مشاهده شده که گاه آنچه در این کاغذ ها می نویسند دری وری و غیر قابل فهم است. دوستی نقل می کرد که هنگام گرفتن فال توسط یکی از کولی ها، به دلیل آشنایی با زبان شان، متوجه شدم حین گرفتن فال، دارد ناسزا و دشنام می دهد. پس از پایان فال گیری، به او گفتم من زبان شما را بلدم و فهمیدم که ناسزا می گویی. فالگیر با شرمندگی و به لهجه خودش گفت درد و بلات به جونم، تو که می دونی همه ی این ها دروغه، چرا وقتم رو می گیری!

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.