دعا، عامل تلطیف روح آدمی

خدایابه من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم.

دعا، عامل تلطیف روح آدمی

نیایش و پرستش نه تنها در طول تاریخ بارقه ی عشق را در فرهنگ و عمق فطرت انسانی تجلی داده و همواره مشتعل و فروزان نگه می داشته، بلکه به عنوان یکی از بزرگترین عوامل تربیتی، موجب تلطیف دائمی روح انسان می شده است.

در یکی از شماره های قبل ، به بخش هایی از کتاب «امام سجاد، زیباترین روح پرستنده» پرداخته و حالاتی از دعا و ثواب از نظر دکتر علی شریعتی را بررسی کردیم. اکنون ادامه ی مطلب را با دو نوع دیگر از دعاهای مطرح شده پی می گیریم.

نوع دیگر، دعایی است که به عنوان جبران مسئولیت هائی که برعهده داریم،یا داشتیم و انجام ندادیم به کار می بریم و آنچه را که باید با اندیشیدن، با تصمیم گرفتن، درست عمل کردن، فداکاری، وحدت، شهامت و صبر به دست آوریم، به جای آن به دعا متوسل می شویم. برای پول درآوردن نیز به جای کار کردن و تکنولوژی داشتن و آموزش فنی و نیروی انسانی و سرمایه گذاری و سختی و زحمت و استخراج معادن و مبارزه با تراست ها و کارتل ها و استعمار اقتصادی جهان و امثال اینها، خوب آدم دعا می خواند پول درمیآورد. برای بیماری همین جور به جای این همه کوشش ها، این همه زحمت‌ها، برای اینکه سرطان کشف بشود برای اینکه فلان بیماری علاج شود، دعا می خوانیم… و این دعایی است که جانشین همه ی مسئولیت هایی است که مذهب و انسانیت و عقل و اخلاق اجتماعی و زندگی فردی برعهده انسان گذاشته است.

یک نوع دیگر، نوع مترقی و علیم و حقیقی دعاست که درحقیقت جلوه ای از دعا در تشیع علوی و در اسلام است و آن دعایی است که جانشین تفکر، علم، مسئولیت، اراده، رنج، کار و زحمت نمی شود، بلکه خودش در ردیف این مسئولیت ها برای کسب آن چیزی است که انسان به آن احتیاج دارد. در این نوع دعا، از خداوند چیزی می خواهد که قبلاً شرایط گوناگون این خواهش و همه وظایفی را که برای به دست آوردن آن لازم بوده است انجام داده است؛ شبیه آنچه در زندگی پیشوایان خود ما وجود دارد. پیغمبر(ص)، علی(ع) و خود حسین دعا هم می کردند، معلوم هم هست که اینها چکاره هستند. کارشان در رفتن از مسئولیت و در گوشه ای نشستن و دعا کردن نبوده و این چیزی استکه هم اسلام بدان معتقد است و هم علم.

متأسفانه ما در دورهبدی هستیم چنان که آنچه در ذهنمان درمورد دعا تداعی می شود، مانع فهمیدن معنی درست دعا می‌گردد و نتیجه اینکه عمل نمی کنیم اما دعا می کنیمکه خدا ما را موفق بدارد، خدا سعادت دنیا و آخرت را به ما عطا کند، نعمت دنیا را بدهد، نعمت عافیت را بدهد و چون از این همه هم، هیچ چیزش را نداریم، بعد می گوییم پس این چه دعائی است؟ درحالی که ما زیباترین چهره ها را ندیده ایم که در اوج شعور، اوج آگاهی، درحال انجام مسئولیت، درحال فداکاری و قبول مرگ، تا قله ی شهادت رفتندو در همان حال که الهام بخش شهامت، دلیری، صبر، شمشیر زدن و شمشیر خوردن و در اوج نبوغ و شعور بودند، عاجزانه و خاشعانه به خاک افتادند و در برابر معبود، نیایش کردند. ما این گونه چهره ها را ندیده ایم تا بفهمیم که خضوع و خشوع دعا و پرستش، در چهره ی سری که به دنیا و عُقبافرودنمیآید،چقدرزیباست. ماهمیشه آدم های عاجز را دردنیادیدهایمکهدعامیکنند،ودرقیافه ی آدم عاجز هیچ چیز زیبا نیست، دعا در چهره ی مردانی مثل «علی(ع)» زیباست، که از شمشیرش مرگ می باردو از زبانش، ناله عاجزانه و از چشمش اشک، این زیباست.

اساساً دعا غیر از اینکه وسیله کسب موارد احتیاج برای دعا کننده می شود، نفس آن یعنی نفس نیایش و پرستش، عامل تربیتی و تربیت کننده روح و ذات نیایشگر است.

اگر دعا را از چنگ آدم های عاجز، آدم هایی که از زیر بار مسئولیت فرار می کنند، آدم هایی که همه عقده ها و عجزها و لذت ها و ضعف هایشان را به وسیله دعا، و تظاهر به دعا، می خواهند اشباع کنند، درآوریدو دعا را در متن اسلام و در متن چهره های بزرگی مثل امام سجاد، مثل امام علی، مثل پسرانش و خانواده این ها که آن قدرت عظیم را در تاریخ و آن انقلاب عظیم را در بشریت به وجود آوردند ببینید و بهترین و عاشقانه ترین سخن های نیایشگرانه و زیباترین متن های دعا و گدازان ترین متون نیایش را که خلق کرده اند دقت کنید،آن وقت پی می برید که « نیایش ، یک عامل بزرگ تلطیف روح آدمی است…

نوشته شده توسرضا شیرمحمدی

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.