در کشور ما متاسفانه نگرش به علم مدیریت، نگرشی تزیینی است

b1-150x150گفتگوی هنری

گفت و گو: سیدهاشم مداح

گفت وگو با دکتر مصطفی بلوکی مدرس رشته مدیریت در دانشگاه

مدیریت در حوزه فرهنگ و هنر در کشور ما با بحران مواجه است دو گانگی در تصمیم گیری ها و اجرا ، تعویض پی در پی مدیران مدیران و…، گوشه ای از این معضلات می باشد. سوال اساسی این است آیا راه حل علمی و متقنی برای اداره این حوزه مهم و اساسی در اجتماع وجود دارد یا نه ؟ و اگر پاسح مثبت است مشکل در کجاست ؟ برای آشنا شدن با دانش مدیریت در فعالیت های فرهنگی و هنری به سراغ دکتر مصطفی بلوکی نویسنده، مدرس دانشگاه و دکترای مدیریت آموزشی رفته ایم تا ازنظریات ایشان دراین حوزه پراهمیت آگاه شویم . با تشکر از ایشان که ما را پذیرفتند و به سوالات ما پاسخ دادند.

لطفا تعریف مختصری از دانش و علم مدیریت برای علاقمندان ارایه بفرمایید؟

مدیریت دانش جدیدی است که حدود صد و شصت سال پیش توسط تیلر آمریکایی به جامعه بشری معرفی گردید.تعریف اولیه مدیریت به فرآیندی گفته می شود که می خواهد امکانات و منابع موجود را برای تحقق اهداف معین به کار گیرد و به نتیجه مورد نظر برسد . این مفاهیم اولین بار توسط تیلر در یک کارخانه ذوب فلزات و در کشور آمریکا به کار گرفته شد. و در طول زمان به تکامل خود ادامه داد و این گونه بود که  مدیریت علمی به جامعه بشری معرفی شد .

آیا تفاوت آشکاری بین مدیریت در حوزه های فرهنگ و هنر با مدیریت صنعتی و خدماتی وجود دارد؟

بله «مدیریت در واحدهای صنعتی و خدماتی به انگیزه تولید کالا یا خدمات صورت می گیرد و خروجی سیستم تولید  کالا یا ارایه خدمات می باشد اما در مدیریت های فرهنگی خروجی انسان می باشد لذا پیچیدگی مدیریت در این حوزه بسیار زیاد بوده و مدیران فرهنگی باید آگاهی و دانش خاصی داشته باشند که بعدا اشاره خواهد شد.

اما در کشور ما انتخاب مدیران فرهنگی بدون رعایت نکات علمی و بدون ضابطه خاصی صورت می گیرد چرا چنین است؟

در کشور ما متاسفانه نگرش به علم مدیریت نگرشی تزیینی است . و مدیریت علمی هنوز جایگاه خود را در جامعه  پیدا نکرده است. به عنوان مثال هر روزه در کشور و حتی شهر خود ما کارهای اجرایی انجام می شود. سوال من از شما این است مستندات علمی این کارهای اجرایی از کجا آمده ست . شما بدون انجام کار پژوهشی چگونه به کار  اجرا یی می رسید .تصمیم گیری های مدیران ما باید بر اساس مستندات و پژوهش های علمی باشد که فعلا این گونه نیست.

مشکل در کجاست مردم مقصرند یا مسئولین؟ برای برون رفت ازاین دور باطل چه باید کرد ؟

هر دو ، در جامعه ما تا قدر و منزلت کارهای پژوهشی و علمی شناحته نشود اوضاع تغییری نخواهد کرد . همه باید دست به دست هم دهیم از دانشگاهی و مردم و مسئولین و این تصمیم همت همگانی لازم دارد تا این که تفکر علمی و سیستماتیک در جامعه ما جا بیفتد

آیا در کشورهای پیشرفته هم مشکلات به همین پیچیدگی است؟

خیر» در کشورهای مترقی ارتباط تنگاتنگی بین مراکز پژوهشی و دانشگاهی و سازمانهای گوناگون وجود دارد و تصمیم گیری ها در سطح بالای مدیریت سازمانی بر اساس یافته های علمی و پژوهشی انجام می شود .

پس در کشو ما چه نوع مدیریتی در سازمانهای فرهنگی و هنری اعمال می شود؟

در کشور ما مدیریت بر اساس سئوال می چرخد و مدیریت علمی در جهان پیشرفته بر اساس مسئله است .بدین معنی که سوال در جایی مطرح می شود که حوزه نا آگاهی فعال است و افراد برای دانستن سئوال می کنند و برای این کار آموزش و آگاهی لازم است اما در طرح مسئله نیاز به کار پژوهش داریم. بنابر این مدیریت در کشور ما در سطح اولیه یعنی رویکرد به  سئوال باقیمانده است. باید مدیران ما آگاهی و دانش خود را آنقدر بالا ببرند تا به فرایند مسئله یعنی نیاز به کار پژوهش و دانش در تصمیم گیریها برسند .

شما به عنوان کسی که در دو سنگر جبهه های  دفاع مقدس و دانشگاه خدمت کرده اید تفاوت مدیریت در این دو سنگر را چگونه دیده اید؟

براساس مدل و نظریه پشنهادی دکتر بلیک و دکتر موتون سازمانهای نظامی مدیریت خود را بر اساس حد اکثر توجه به وظیفه بنا می کنند در حالی که سازمانهای فرهنگی نقطه مقابل ان می باشد و بر پایه حد اکثر توجه به رابطه بین انسانها می باشد . بنا براین با توجه به تفاوت آشکار فضای فعالیت در زمان دفاع مقدس که به صورت مدیریت  دستوری و اعمال وظیفه بود با وضعیت کنونی کشور که فضای سازندگی و توسعه است لاجرم باید کشور با مدیریت فرهنگی اداره شود . در حال حاضر فعالیت جوانان در کارهای پژوهشی و علمی دست کمی از فداکاری ها و مبارزات نسل ما در دوره دفاع مقدس ندارد ، اما پیشنهاد من این است که بهترین تقدیر از آن عزیزان ایجاد و راه اندازی یک موزه ی دایمی جنگ با رویکرد بین المللی در شهرمان می باشد که ضمن گرامی داشت زحمات و فداکاریهای آن مبارزان و انتقال پیام شهیدان دفاع مقدس از جاذبه های گردشگری هم برخوردارخواهد بود .

چرا تصمیمات مدیران در فعالیت های هنری و فرهنگی بعضا دچار دو گانگی است یعنی یک سازمان مجوز می دهد و سازمان دیگر آن را لغو می کند؟

بله متاسفانه این مساله وجود دارد . برای حل این معضل باید حوزه فعالیت سازمانها به صورت شفاف تعریف و جدا شود تا استقرار قانون به شایستگی انجام شود و از موازی کاری جلوگیری شود .به عنوان مثال اگر متولی کتاب فقط اداره ارشاد باشد و پس از ممیزی مجوز نشر  داده شود باید هراعمال نظری خارج از این ممیزی خلاف قانون تلقی شده تا دیگر شاهد به وجود آمدن سازمانهای موازی نباشیم .

با توجه به پیشینه درخشان فرهنگی و تاریخی شهرمان نیشابور اوضاع فعالیتهای فرهنگی و هنری را در حال حاضر چگونه می بینید؟

علیرغم آثار گرانقدر به جای مانده از پیشینیان که در دنیای امروز ارزشمند می باشد نیشابور از سرمایه های انسانی و فکری بسیار با ارزشی بر خوردار می باشد که فعلا بلا استفاده مانده است .با بودن امکاناتی همچون افلاک نما ، پیشنهاد بنده این است که (مرکز علم نیشابور) به عنوان اولین مرکز بین المللی  علم در کشور تاسیس شود این مراکز علم در کشورهایی همچون قطر و امارات راه اندازی شده است اگر به همت مسئولین شهری این کار انجام شود نسل ما دین خود را به این  شهرکهن و تاریخی  ادا خواهد کرد .(لازم به ذکر است که وجود افلاک نما از ملزومات انجام این کار می باشد)

آخرین دستاوردهای بشری در حوزه علم مدیریت چه بوده است؟

هزاره سوم عبور بشر از مدیریت سازمانها به سوی رهبری سازمانی است، بنابراین رهبری از طریق پر رنگ شدن بعد انسانی سازمانها ایفای نقش خواهد کرد .لذا سازمانها مخصوصا سازمانهای فرهنگی و هنری می بایست در اختیار رهبران توانمند حوزه فرهنگ و هنر قرار گیرد.

در خاتمه اگر مطلب نگفته ای هست عنوان بفرمایید

یکی از مسایل مهم و حیاتی  در فعالیتهای فرهنگی و هنری ضروزت پرداختن به مقوله اقتصاد می باشد .برای ایجاد سیستمهای کا رآمد و سازمانهای پویا لازم است اقتصاد فرهنگ و هنر مورد توجه ویژه قرار گیرد تا بتوانیم بخش فرهنگ و هنر را در شهر به شکوفایی و تحرک لازم برسانیم موفق باشید .

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.