در پای ِ عمارت ِ ویران

در پای ِ عمارت ِ ویران

۱- شهریور ۱۳۸۶؛ منزل استاد دکتر محمّدرضا شفیعی کدکنی. ایرج زبردست رباعی می خواند و استاد از پنجره ای که به قامت یک دیوار است بیرون را می نگرد. من نیز غزلم را می خوانم و مقامی از دوتار شمال خراسان (به گمانم شاختایی) را می نوازم. استاد می گوید از پیرمردان ِ قدیمی ِ اهل ِ فرهنگ ِ نیشابور چه کسانی باقی مانده اند؟ چندتایی را نام می برم. دقیقه ای سکوت می کند. پس از آن سکوت-های ناگهانی ِ همیشگی رو به ما دو نفر می گوید «نیشابور یک وکیل ِ خوب داشت در مجلس. به او گفته بودم این پیرمردها را پیدا کند. داشت کارهایی را انجام می داد. انگار که نگذاشتند دور ِ بعدش هم وکیل بماند…می دانید که؟ ما با آقای مظفّری یک بار سفر حج هم رفته ایم…»

۲- روند ِ عینی توسعه در ایران پس از هشت سال جنگ و مدیریّت شگفت انگیز دولت ِ وقت که زیرساخت ها را حفظ کرده و همدلی مردم را افزایش داده بود، در دوران سازندگی نقاب از چهره برداشت. در هشت سال دولت سازندگی، بنا بر آن بود تا توسعه ی اقتصادی و عمرانی محقق شود. با برآمدن آفتاب ِ دولت ِ اصلاحات، توسعه ی سیاسی و فرهنگی نیز در دستور کار قرار گرفت تا توسعه-ای همه جانبه نصیب مردمانی شود که شگفتی ساز شده و از دوم خرداد، حماسه ای بسازند که بسیاری آرزوی تکرارش را خام اندیشانه از روزگار طلب کنند. از مهم ترین مؤلفاتی که سبب شد دولت سیّد محمّد خاتمی علی رغم نفت ۱۰ دلاری، رشد اقتصادی کشور را برای اولین و آخرین بار دو رقمی کرده، تورم را حدود ۱۳ درصد نگاه داشته و بودجه ی سال ۱۳۸۴ را با صندوق ذخیره ی ۲۰ میلیارد دلاری به دولت بعد تحویل دهد همانا افزایش حس ِ همدلی مردم و به کارگیری نیروهایی کارامد و مردمی در سطوح گوناگون مدیریّت دولت بود. خاتمی به نیکی دریافته بود که شرف المکان بالمکین. هر جایگاه به اعتبار شخصی که به آن تکیه می زند ارج می یابد چنان که مولانا جلال الدّین محمّد بلخی نیز فرمود «شرف ِ هر عاشق به اندازه ی شرف ِ معشوق اوست.»

۳- امروز با صدور حکم محکومیّت ِ معاون اوّل دولت ِ بعد از نهم به جرم تحصیل مال نامشروع و رشوه و سیاهه ای که آیینه ی تمام نمای دولتی است که خود را پاک دست ترین دولت تاریخ می نامید و نیز جملات ِ صریح رئیس دیوان عدالت اداری مبنی بر قانون شکن بود رئیس دولت نهم و بعد از نهم و مطالبه ی محاکمه ی او از سوی نمایندگان شاخص اصول گرا همچون احمد توکّلی، آسان تر می توان به صحّت قضاوت اصلاح طلبان ایمان آورد که از همان سال ۱۳۸۴ آسیب های دولت ِ مهرورز(!) را پیش-بینی می کردند. اگر فرمانداران دولت ِ اصلاحات، آینه ی رئیس دولت ِ خویش بودند، فرمانداران دولت ِ مهرورز نیز این آینه داری را بر عهده داشتند. پیش از این گفتیم شرف المکان بالمکین و با توجّه به سخنان ِ احمدی نژاد همچون «پاره شدن قطعنامه دان» و «بردن ممه توسّط لولو» و «ریختن آب در جایی که سوخته» و «خس و خاشاک نامیدن مردم» چندان غریب و بعید نبود که فرماندار او در نیشابور نیز پشت تریبون فرهنگسرای سیمرغ و در شب یادمان ِ شهدای انفجار قطار به جزئیّات ِ «خیس شدن جای ِ خواب ِ خویش» و فروض مختلف در این باب بپردازد. به گمان من مهم تر از بر باد رفتن پول نفت ۱۰۰ دلاری و تخریب هایی بی سابقه توسّط احمدی نژاد و دوستان که به تأکید و تأید چندباره-ی اسحاق جهانگیری؛ معاون اوّل دولت تدبیر و امید، بزرگترین فساد قرن را پدید آورده است، آسیبی است که به اعتبار ِ جایگاه ها وارد آمده است. حاکمیّت ِ قانون در جایگاه ها و نهادها است که جاری شده و امکان تحقّق می یابد. اگر نهادها و جایگاه هایی مناسب وجود داشته باشد، حاکمیّت ِ قانون نیز به گونه ای مطلوب وجود نخواهد داشت.

۴- بازگشت ِ مهندس مظفّری به فرمانداری نیشابور، در حالی که استانداری استان مرکزی و پیش از این استان قزوین به ایشان پیشنهاد شده بود، فارغ از آن که نشان گر میزان ِ علاقه ی ایشان به نیشابور است، می تواند امیدبخش بازگشت ِ حاکمیّت ِ قانون به فرمانداری و نهادهای تابعه نیز باشد. شهروندان ِ نیشابوری همچون دیگر شهروندان ِ ایرانی پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، خواستار احیای حقوق از دست رفته ی شهروندی خویش اند. حقوق شهروندی اعم از حقوق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی. شهروندان از عالی ترین نماینده ی دولت در شهرستان ِ خویش خواهان شفّافیّتی هستند که سال هاست از آنان دریغ شده. آنان حق دارند بدانند چه کسانی چه نامه ها و حمایت نامه هایی را امضا کرده اند. شهروندان حق دارند و نخستین حقّ آنان حق «بر حق داشتن» است.

نوشته شده توسط : سعید رضادوست

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.