در حسرت یکی از آرزوهای تحقق نیافته ی آیت الله هاشمی رفسنجانی ; تحقق «آشتی ملی» با مطالبه ملی

 

ترجمه و تلخیص:‌حبیب اله قربانی

کارشناس ارشد مطالعات جهان

در روند تغییرات و تکامل جوامع معاصر، «آشتی ملی» یکی از موضوعاتی است که به صورت متناوب از سوی گروه ها و جناح های سیاسی مطرح می شود. آشتی ملی در حقیقت مرحله ی دوم از فرایندی است که پس از انقلابات از سوی مردم مطالبه می شود.  تدوین یا تغییر قانون اساسی کشورها مرحله نخست تغییرات یک جامعه است. آشتی ملی به معنای اتحاد گروه های سیاسی حول محور قانون اساسی صورت می گیرد. تحقق اهداف جامعه بدون وفاق ملی با چالش مواجه می شود. در ایران آشتی ملی از طرف برخی جناح های سیاسی به عنوان یک تاکتیک و زمانی طرح می شود که خود را در موضع ضعف احساس می کند. البته افراد و گروه هایی هم هستند که با توجه به مشی سیاسی خود آشتی ملی را به عنوان یک اصل عقلانی پذیرفته  و عمل می کنند. برای تشخیص این افراد معیارهایی وجود دارد. قانون گرایی و رعایت اخلاق از شاخصه های است که می توان به صداقت مردان سیاست در راه تحقق آشتی ملی پی برد.

در تحقق آشتی ملی جناح سیاسی حاکم نقش مهمی دارد. بدون درک اهمیت آشتی ملی از سوی گروه هایی که در موضع قدرت هستند، نمی توان به اتحاد و یگانگی ملی امیدوار بود. با این وجود نقش مردم در نظام های سیاسی معاصر قابل انکار نیست. مردم در انتخابات مشخص می کنند که کدام گروه ها شایسته اعتماد و برخورداری از مزیت قدرت هستند. اگر آشتی ملی دغدغه ی اصلی مردم باشد، می توانند با حمایت از افراد و گروه هایی که اخلاق را رعایت می کنند و برای خود در اجرای قانون نسبت به دیگران تمایزی قایل نیستند، به این مهم دست یابند.

در شکل گیری جوامع جدید، قانون اساسی همچون پیمان و میثاقی است که با رای اکثریت مردم رسمیت یافته و چارچوب زندگی اجتماعی را مشخص می کند. در قرن بیستم، پس از فروپاشی حکومت های استبدادی، نخستین اولویت انقلابیون، تدوین معیارهایی برای سامان و نظم دادن به زندگی جمعی بود. چون بر خلاف گذشته در جوامع جدید مردم منشاء قدرت و صاحب حق حاکمیت بر خود هستند، نمایندگانی را برای تدوین قانون اساسی تعیین می کنند. با همه پرسی و تصویب قانون اساسی مشخص می کنند که مزایای اجتماعی قدرت برای اداره جامعه، ثروت برای تامین نیازهای مادی و احترام، چگونه و بر اساس چه معیارهایی توزیع شوند. قانون در زندگی اجتماعی امروز فصل الخطاب اختلاف ها و تعارض ها است.

بعد از انقلابات و تدوین یا تغییر قانون اساسی، موضوع آشتی ملی مطرح می شود. البته این واژه بعد تر و پس از شکل گیری بحرانهای سیاسی، در ادبیات سیاستمداران بارها تکرار می شود. برخی اعتقاد دارند «آشتی ملی» واژه ای مبهم و گنگ است که  گروه های سیاسی تفاسیر منفعت طلبانه از آن ارائه می دهند. در انگلیسی کلمه ای که برای این مفهوم به کار برده می شود به معنی «دوستی دوباره» یا نو کردن دوستی ها است. در علوم سیاسی اصطلاح آشتی ملی، به دیدگاهی اشاره می کند که گروه ها و احزاب با باورها و ارزش های گوناگون، بر سر منافع دراز مدت ملی حول محور قانون اساسی به توافق رسیده و با قبول تفاوت ها با هم همکاری می کنند. در واقع طرح کنندگان رهیافت آشتی ملی، وجود اختلاف و تفاوت را بین گرو ه ها می پذیرند اما به جای تهدید آن را فرصتی میدانند که می تواند با محوریت قانون اساسی، موتور محرک خلاقیت، ابتکار و پیشرفت جامعه باشد.

آشتی ملی شرط عقلانی برای رشد و توسعه ی جامعه است. فهم این واقعیت که خداوند انسان ها را یکسان نیافریده و هر کس با توجه به هوش و توانایی های خود درک متفاوتی از دنیا می تواند داشته باشد و از طرف دیگر همه در مقابل او از حقوق طبیعی یکسانی برخوردارند، به ما اجازه می دهد با وجود اختلاف با دیگران بر سر منافع ملی و مشترک به تفاهم برسیم. آشتی ملی شرایط را برای بهره مندی از توان تمامی گروه ها برای پیشبرد اهداف کشور فراهم می کند. علاوه براین باعث می شود دشمن یا کشورهای رقیب، نتوانند از نیروهای به حاشیه رفته در جهت ضربه زدن به منافع ملی سوء استفاده کنند. در کشورهای توسعه یافته دنیا، با تقویت نظام مردم سالاری و انتخابات، توانسته اند ضمن احترام به حقوق مخالفین، به عقل و روح جمعی اجتماع خود دست پیدا کنند. با دست یابی به عقل جمعی، معجزه ی مردم سالاری رخ داده و آشتی ملی و به تبع آن رشد و توسعه ی جامعه محقق می شود.

آشتی ملی موضوعی است که بارها از سوی دو جناح سیاسی ایران مطرح شده است. متاسفانه برخی سیاستمداران از واژه ی آشتی ملی به عنوان یک تاکتیک بهره می برند. برخی افراد و گروه ها، هر گاه موقعیت خود را در جامعه و نزد افکار عمومی متزلزل می بینند بر طبل آشتی و اتحاد می کوبند. در بحران های مختلف شنیده شده که باید تمام گروه ها با هم متحد شوند. حتی در هنگام انتخابات هم برخی به عنوان شعار از آین واژه استفاده میکنند. اما در عمل و هنگام عبور از مرز بحران، تفسیر خود از آشتی ملی را، که چیزی جز منافع گروهی شان نیست اولویت می بخشند.

در کنار این گروه ها، تعدادی از افراد و جریانات سیاسی، آشتی ملی را به عنوان یک اصل عقلانی برای رشد و توسعه کشور پذیرفته  اند. آیت الله هاشمی رفسنجانی از معدود افرادی بود که در ایران با فرا جناحی عمل کردن و توجه به رای اکثریت مردم، در راستای شکل گیری آشتی ملی کوشید ولی در حسرت تحقق آن چشم از حیات فر بست. ایشان با توجه به اذعان دوستان و دشمنان خود، بر این باور بود که بدون دخالت همه ی گروه ها و جناح های سیاسی درون حاکمیت، نمی توان به آرمان های انقلاب جمهوری اسلامی ایران دست یافت. گفته می شود با وجود اختلاف با دولت نهم و دهم و انتقادات جدی که با آنها داشت، از همکاری با آنها بر سر تحقق منافع ملی خود داری نمی کرد.

علاوه براین رئیس دولت اصلاحات نیز اخیرا در ارتباط با لزوم شکل گیری آشتی ملی، مطالبی را عنوان کرده اند. آشتی ملی از این منظر نه به عنوان یک تاکتیک که به عنوان یک ضرورت طرح شده است. همه ی آحاد جامعه جزو سرمایه ای اجتماعی اند و از آنها باید در جهت پیشرفت اجتماع استفاده کرد. در واقع شرایط امروز ایران ایجاب می کند گروه های سیاسی، فارغ از منافع فردی و جناحی، بر سر منافع اکثریت مردم به اتحاد و همدلی دست یابند. آشتی ملی می تواند امید و نشاط همه گروه ها اعم از سن، جنس، نژاد و مذهب را به جامعه ی ایران باز گرداند و منشاء تحولات مثبت ملی شود. همدلی و انسجام مسئولان ارشد نظام باعث می شود تا در سطوح خرد تر نیز وفاق و همدلی شکل گیرد.

با توجه به بحران ها و آسیب های اجتماعی پیش رو آشتی ملی ضرورت انکار ناپذیر امروز جامعه ی ایران است. تا کنون برخی از تند روی ها باعث شده است تا از منظر آسیب های اجتماعی وضعیت مطلوبی نداشته باشیم. ریشه ی مشکلات امروز ایران رعایت نکردن اخلاق و قانون از سوی برخی از به اصطلاح سخنوران و مدیرانی است که هنگام سخنرانی و طرح ادعاها و توهین های خود، چشمان خود را بر واقعیت خواست اکثریت مردم ایران می بندند.

بدون مطالبه ی ملی، دست یابی به «آشتی ملی» امکان پذیر نیست. مردم به عنوان منشاء قدرت حاکمان در جمهوری اسلامی ایران می توانند با انتخاب سیاستمداران همسو با این ضرورت، در تحقق آرمان های انقلاب سهیم شوند. برای شناخت کسانی که آشتی ملی را به عنوان یک ضرورت می پندارند تا یک تاکتیک گول زننده ی سیاسی، هیچ معیاری بهتر از قانون گرایی و اخلاق وجود ندارد. توهین و افترا زنندگان، منفعت طلبان و قانون گریزان نمی توانند آشتی ملی را تحقق بخشند. شناخت این افراد نباید کار سختی باشد. ثروت های کلان، برخورداری از امتیازهای خاص و احساس خود حق پنداری از ویژگی های بارز این افراد است.

 

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.