در حاشیه ی تجمع معلمان و دانش آموزان شهرک امام در مجتمع کشاورزی: قطع «درخت های انقلاب» در نیشابور

 

خطر-قطع-درختان-و-کاهش-تنوع-زیستی-1شهرک امام واقع در بخش میان جلگه؛ بر خلاف بسیاری از روستاهای نیشابور، کهنسال نیست. عمر این مجموعه ی کشاورزی و دامپروری به سال های اولیه انقلاب برمی گردد که پیر انقلاب در این شهر با نظر کارشناسان کشاورزی و آب؛ با هدف ایجاد اشتغال و تولید، مبادرت به تشکیل یک شرکت تعاونی با سرمایه های مردم نمود، از این رو شاید بی راه نباشد که درختان این شهرک را درختان انقلاب بنامیم؛ درختانی که اغلب عمری به درازای عمر ۳۷ ساله انقلاب دارند. اما در کوران حوادث پس از انقلاب و «مرده باد و زنده بادها!» این مجموعه ی مدرن نیز از گزند بدور نماند و نشستگان بر سفره ی انقلاب در نیشابور، بخش کشاورزی شهرک امام را مصادره نمودند. با این همه روستای شهرک امام و مجموعه ی کشاورزی آن امروز جزو مناطق آباد بخش میان جلگه به حساب می آید.

بر خلاف بسیاری از روستاها؛ سالیانی است خیابان های روستا آسفالت و دارای اماکن عمومی و میدان های معین است. بخش کشاورزی آن نیز دارای زمین های یکپارچه همراه با خیابان کشی ها و درختانی، منظم کاشته شده دارند. اما در هفته های اخیر خبر قطع برخی درختان این مجتمع، اعتراض مردم  و اهمیتی که خیام نامه برای حفظ محیط زیست قائل است وادارم کرد تا مسیر ۲۵ کیلومتری را طی و گزارشی تهیه کنم…

ما اعتراض داریم؟!

خبر ابتدا تکان دهنده است: «مسئولان مجتمع کشاورزی بینالود به دلایل نامعلومی صدها اصله از درختان این مجتمع را قطع نموده اند؛ خبرهای دریافتی حکایت از این داشت که گویا مسئولان این شرکت برای صرفه جویی در مصرف آب اقدام به قطع درختان نموده اند».

وقتی به مجتمع رسیدم تعداد زیادی از معلمان و دانش آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه ی شهرک امام را دیدم که در محل قتل عام درختان حاضر شده بودند و با در دست داشتن پلاکاردهایی یک صدا شعار« ما اعتراض داریم» سر می دادند. هر چند در نگاه اولیه از قطع حجم انبوهی از درختان عصبانی بودم اما خشم، اعتراض و شعارهای دانش آموزان برایم مبارک بود و با خود گفتم ای کاش جامعه ی بحران زده ی ایرانی که از مشکلات گوناگون رنج می برد حداقل به مانند این نونهالان؛ کمی به بحران های محیط زیستی و کمبود و غارت آب های زیر زمینی می اندیشید تا شاید در آینده نام ایران بر صفحه ی روزگار بماند.

در گفتگو با برخی از اعضای شورا و مردم که آن ها نیز در محل حاضر بودند دریافتم که آنان علاوه بر اعتراض به قطع درختان نسبت به برخی اقدامات و تصمیمات مدیریتی مجموعه نیز ناراضی بودند: عدم استفاده از نیروی کار روستا، دپوی فضولات حیوانی، ایجاد خاکریزهای مرتفع در مرز روستا با مجتمع کشاورزی و پدید آمدن برخی مشکلات برای ساکنان از جمله گلایه های این عزیزان بود.

معلمان روستا نیز از بی توجهی مدیران مجتمع به مسائل فرهنگی و دانش آموزان گله داشتند. آن ها اعتقاد داشتند مجتمعی با این وسعت و درآمد باید نسبت به فرهنگ و آموزش در این روستای محروم نگاه حمایتی داشته باشد که متاسفانه این گونه نیست. سلیمانیان مدیر دبیرستان هم ضمن ابراز تاسف از قطع این درختان به گفتگوی روز گذشته ی خود با برخی مسئولان مجتمع اشاره می کند که گویا با پاسخ سرد آنان مواجه شده است.

هدف قطع درختان نیست؛ اصلاح آن هاست!

پس از دیدن درختان قطع شده و شنیدن اعتراضات؛ سراغ مدیر مجتمع کشاورزی و دامپروری رفتم. مهندس درویش،  زاده ی تهران است و دو سالی هست که به عنوان مدیر این مجتمع مشغول به کار شده است. او با متانت دعوتم را برای گفتگو می پذیرد و در همان ابتدا گفت: ای کاش معترضین که از حساسیت شان نسبت به محیط زیست خوشحالم؛ سراغ من هم می آمدند تا در خصوص قطع درختان توضیح دهم.

مدیر مجتمع ابتدا معرفی کوتاهی از آن دارد: این مجتمع کشاورزی و دامپروری؛ ۱۲۰۰ هکتار وسعت دارد و ۱۲ حلقه چاه عمیق نیاز آن با آب را تامین می کند. علاوه بر کشت محصولات کشاورزی؛ مجتمع دارای یکصد هکتار باغ پسته نیز هست. وی تعداد افراد شاغل را ۵۰ نفر اعلام می کند که در بخش های مختلف فعالیت می نمایند و درویش بر خلاف نظر اهالی مدعی است بیشتر نیروی کار مورد نیاز از شهرک امام و روستاهای اطراف هستند.

مدیر مجتمع در خصوص چرایی قطع درختان می گوید: با توجه به بادخیز بودن منطقه وجود این درختان که نقش بادشکن و حافظ محصولات کشاورزی را دارند ضروری است. اما واقعیت این است که در طول دهه های گذشته درختانی که در مسیر خیابان های مجتمع غرس شده اند به دلیل عمر زیاد دچار آفت، فرسودگی و مساعد شدن برای آتش سوزی شده اند به همین سبب برای جلوگیری از گسترش آفت و خطر آتش سوزی، علی رغم صرف هزینه های بسیار مبادرت به اصلاح و جوان سازی درختان نموده ایم. درویش برای اثبات ادعای خود از من خواست تا به اتفاق بازدید میدانی از مجتمع داشته باشیم.

در اولین گام سراغ درخت های بریده شده رفتیم که وی توضیحاتی در خصوص نحوه ی هرس نمودن ارایه نمود. پس از آن سراغ بخش هایی رفتیم که هرس نشده بود. انبوه شاخ و برگ های خشک و آماده ی اشتعال، درختانی که تنه شان از داخل آفت زده بود، درختانی که خشک شده بودند و شاخ و برگ هایی که در اثر وزش باد از حالت نرمال خارج شده بودند؛ از جمله ی مشاهداتم بود که به نظر توضیحات ایشان را قانع کننده می نمود.

جدای از این مسائل و نیازی که برای حفاظت از محصولات در برابر بادهای فراوان منطقه؛ از مهمترین دلایلی که به نظر من حکایت از برنامه ی مجتمع برای حفظ و گسترش درختان و درختکاری داشت می توان به احداث نهالستان در محل مجتمع و جایگزینی۴۵۰۰ اصله درخت در خیابان هایی که درختان آن در سالیان گذشته از بین رفته بودند؛ اشاره نمود. در پایان از درویش پور خواستم به دغدغه های روستاییان از جمله در به کارگیری نیروی کار محلی و به ویژه در صورت امکان کمک به مدارس روستا، اهتمام ورزد که وی قول مساعد داد و خواستار ارتباط نزدیک تر اعضای شورا با مجتمع برای حل سوء تفاهمات شد.

کارشناسان چه می گویند؟

برای جمع بندی موضوع، سراغ یکی از کارشناسان کشاورزی، که کارشناس رسمی دادگستری نیز هست، رفتم:

مهندس دشتی در این گفتگو ضمن اشاره به نیاز درختان برای هرس شدن و حذف شاخ و برگ های اضافی گفت: اگر چنانچه درختی دچار آفت شده باشد باید نسبت به اصلاح آن اقدام نمود تا از وقوع حوادث بعدی از جمله سقوط درختان و آتش سوزی جلوگیری نمود. این کارشناس باغداری اهتمام مدیران مجموعه برای کاشت درختان جدید را دلیلی مهم بر دغدغه ی مدیران برای حفظ  و حراست از درختان دانست و این اقدام ایشان را صحیح دانست.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.