در حاشیه ی اشک های دلواپسان در مجلس: با تهدید و گریه مشکلات ایران حل نخواهد شد!

جامعه مدنی

حبیب الله قربانی

کارشناسی ارشد مطالعات جهان

d38c7f79bed2412b11ee179df94065aaدر حاشیه ی اشک های دلواپسان در مجلس:

با تهدید و گریه مشکلات ایران حل نخواهد شد!

غلبه ی افراط گرایی احساسی بر اداره ی جامعه در دوره ی ریاست جمهوری نهم و دهم و تاکید بر همین شیوه در مجلس هشتم و نهم خسارات جبران ناپذیری به کشور وارد نمود. سکوت در مقابل قانون گریزی خودی ها و جنجال در مقابل کوچکترین رفتار رقیب، مشکلات مردم را نه تنها حل نخواهد کرد بلکه باعث ایجاد مشکلات جدید می شود. در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، مردم آگاهانه به عقلانیت به عنوان تنها راه درست تامین منافع ملی رای دادند ولی بدون حضور دوباره و پر شور مردم در انتخابات اسفند ماه و بدون انتخاب نمایندگانی که درک درستی از منافع ملی دارند، این حضور مثمر ثمر نخواهد بود.

در روزهای اخیر واکنش ها به دست دادن ظریف و اوباما و از طرف دیگر اتفاقات مربوط به تصویب برجام در مجلس از تهدید به مرگ گرفته تا گریه و زاری، باعث شد چهره ی واقعی برخی از کسانی که برای زندگی و آینده ایرانیان تصمیم گیرنده هستند برای مردم آشکار شود. حجم وسیعی از مطالب رسانه ها و پیام های فضای مجازی نیز به مذمت و یا مدح این واکنش ها اختصاص یافت و این روند ادامه دارد. مخالفان دولت، برجام و ظریف فارغ از مشکلات اصلی جامعه، هر یک از ظن خود به تفسیر و تحلیل عملکرد تیم هسته ای می پردازند. برخی بی پروا برای نشان دادن شجاعت و جسارت خود، حرمت شکنی کرده و عمل ظریف را هم سنگ دست دادن با شیطان دانسته اند و بعضی دیگر در خانه ی ملت رئیس سازمان انرژی هسته ای و وزیر خارجه کشور ایران، نه وزیر صهیونیست ها و یا آل سعود، را به شیوه ی جدیدی از قتل و خشونت، تهدید می کنند. این عده موجب شرم ساری اکثریت ایرانیانی شده اند که همواره خواستار نفی خشونت و تصمیم گیری بر پایه منافع ملی و خرد جمعی بوده اند. در واقع طیف مخالف دولت و  برجام می دانند در میان مردم جایگاهی ندارند ولی می خواهند با پشتوانه ای حداکثر ۴ میلیونی برای نزدیک به هشتاد میلیون تصمیم بگیرند و در این راه، تهدید و خشونت و اگر جواب نداد التماس و گریه،  بهترین ابزار خواهد بود.

در حقیقت دولت و دیپلمات های ارشد نظام در بحث توافق هسته ای همواره اعلام کرده اند که از خطوط قرمز عبور نکرده و بر اساس منویات رهبری، در میدان نبرد دیپلماتیک حاضر شده اند. علاوه براین تیم دیپلماتیک کشور در مراحل مختلف مورد تفقد و تایید مسئولان ارشد نظام قرار گرفته اند و در مقابل همجه های ظالمانه نیز مکررا از ایشان دفاع شده است. اما مخالفان گویا به این راحتی حاضر نیستند به رای مردم و خواست قریب به ۸۶ درصد موافقان برجام تمکین کنند.

بنابراین باید دلیل کم لطفی طیف مخالفان افراطی برجام را در جاهای دیگری جستجو کرد. برای فهم بهتر ریشه ی مخالفت ها، می توان کمی به عقب تر برگشت. از احمدی نژاد، در دوران ریاست جمهوری، به دلایل مختلفی حمایت شد. طرفداران احمدی نژاد را تسامحاَ می توان به سه گروه تقسیم کرد. گروه نخست کسانی اند که متحد قسم خورده ی احمدی نژاد و شیوه ای بودند که او در اداره کشور در پیش گرفت. گروه دوم آنهایی بودند که در مبانی و اصول نظری با آنچه احمدی نژاد نشان می داد، وجه مشترک داشتند ولی در اجرا، منتقد سیاست های نادرست او بودند.  آخرین گروه آنهایی اند که به باورها و اعتقادات احمدی نژاد اهمیتی نمی دادند اما از رهگذر روش حکومتی او، می توانستند به ثروت و مزایای بی انتهایی دست یابند. بنابراین به هر شیوه ای که ممکن بود از او حمایت می کردند. این تقسیم بندی را می شود نسبت به مخالفان برجام و دولت یازدهم نیز تعمیم داد و به بررسی علت هجمه ها و تهدید ها علیه کارگزاران دولت پرداخت.

رئیس جمهور دوره نهم و دهم، از دیدگاه روش دست یابی به قدرت، وجه تشابه زیادی با برخی از نمایندگان مجلس هشتم و نهم دارد. این دوره از نظر اصول گرایی دوران «طلایی اصولگرایان» به شمار می آید زیرا در این دوره هم قوه ی مجریه و هم اکثریت اعضای قوه ی مقننه را در اختیار داشتند. افراط گرایی و تاکید بر عواطف و هیجانات یکی از شاخص ترین شیوه های رفتاری این گروه به شمار می رفت. درشت گویی و با تکبر و غرور سخن گفتن یا بر عکس آن نامه نوشتن به قدرت های بزرگ و تبریک به آنها نمونه هایی است که نشان دهنده ی غلبه ی عواطف بر عقلانیت در اداره ی جامعه است. بنابراین مشاهده ی چنین رفتاری از سوی گروه نخست موافقان احمدی نژاد و طیف «پایداری» در مجلس و تهدید و خشونت تیم هسته ای و یا گریه هنگام تصویب برجام، نشان دهنده ی میزان لیاقت و توانایی کسانی است که باید با درایت و عقلانیت به دنبال حل مشکلات واقعی مردم باشند. البته نمایندگانی که در جرگه ی گروه دوم موافقان احمدی نژاد بودند، با آشکار شدن تخلفات او، همبستگی خود را با گروه پایداری گسستند و به برجام رای موافق دادند.

برجام مخالفان دیگری نیز داشت. به اعتقاد نگارنده، کسانی که در همسویی با احمدی نژاد فقط به منافع باندی و گروهی خود می اندیشدند از جمله ی مخالفان برجام هستند. این گروه از روحیه ی قانون گریزی رئیس جمهو نهم و دهم نهایت سود را برده و خسارات جبران ناپذیری بر منافع ملی وارد نمودند. تاخیر در تصویب برجام روزانه یکصد تا یکصد و پنجاه میلیون دلار خسارت به کشور وارد می کرد. یعنی ماهانه نزدیک به هشتصد و پنجاه هزار تومان یک خانواده چهار نفره از رهگذر تحریم زیان می بیند. طبیعی است که این زیان و خسارت مردم به سود کسانی تمام می شود که از طریق رانت و ویژه خواری فقط به تراکم ثروت خود می اندیشند؛  نه به بیکاری جوانان و یا نرخ رو به رشد طلاق و سایر آسیب های اجتماعی.

متاسفانه غلبه ی افراط گرایی در مجلس هشتم و نهم و ریاست جمهوری دوره ی نهم و دهم خسارات جبران ناپذیری به کشور وارد نمود. به گفته ی خباز نماینده ی پیشین مردم کاشمر در مجلس، پانزده سال دیگر کشور به جایی می رسد که احمدی نژاد آن را تحویل گرفت.  خوشبختانه این همسویی، با انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از بین رفت ولی تضاد بین دولت و مجلس در شیوه ی اداره کشور می تواند به همان اندازه آسیب به همراه داشته باشد. بنابراین مردم باید نقش تاریخی خود را در انتخابات اسفند ماه تکمیل کنند. در انتخابات اسفند ماه باید ثابت شود که خشونت و تهدید به قتل یا بر عکس آن گریه و التماس راه اداره کشور و در خور مردم با فرهنگ و متمدن ایران نیست.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.