درویش و توانگر

حسین ثنائی نژاد

 عضو هیات علمی و مدرس دانشگاه فردوسی

شاید اگر از همان روز اول، حکومت این اقلیت درویش را به حال خود رها می کرد و نگران راه و گمراهی شان نمی بود و ردای رسالت قهری هدایت اجباری همه آحاد جامعه را بر دوش اش نمی انداحت و اجازه می داد «عیسی به دین خویش باشد و موسی به دین خویش» و به همین امتیاز که تمام ابزارها و دستگاه های عریض و طویل و امکانات مالی و سیاسی و اجتماعی و آموزشی رسمی و غیر رسمی برای تبلیغ مذهب رسمی کشور را دارد بسنده می نمود و قبول می کرد که: «و ما علی الرسول الا البلاغ» و بعد به «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی» هم گوشه چشمی می داشت کار بدین جا نمی کشید.

شاید در آن صورت من و شما حتی نامی از دراویش گنابادی نمی شنیدیم وحتی همین امروز هم اگر آن پیرمرد درویش را زندانی نکرده بودند و اگر کردند همانطور که فرمانده کلانتری وعده داده بود، به سرعت آزاد می کردند، همچنان اگر نام دراویش گنابادی را می شنیدیم آدم های ژولیده ای را در ردایی بلند تصور می کردیم که در خیابان های گناباد دوره می گردند و «یاهو» می کشند! و نه گروهی توانمند که در شمال شهر تهران ساکنند و صاحب نفوذ اقتصادی و اجتماعی.

و نه این که به مرحمت این نارواداری امروز فیلم های آنها دست به دست بچرخند و شهرت این درویشان گوشه گیر جهانی شود و همان شود که همان داعیه داران هدایت قهری از بیم آن دست به محدود سازی این گروه محدود و کم شمار زدند. و باعث شدند تا به قول مولوی:

از قضا سرکنگبین صفرا فزود

روغن بادام خشکی می نمود

بدتر از آن، روش برخورد با موضوعاتی از این دست است که در واقع برای طراحان ش ضد تبلیغ عمل می کند. روشی که تا حادثه ای رخ می دهد، به جای برخورد قضایی عادلانه و یا بررسی پدیده شناسانه علمی و مسئولانه  ماجرا، ابر و باد و مه و خورشید و فلک را به کار می گیرند تا موضوع حادثه را به لجن بکشند و ثابت کنند پلیدتر از همان موضوع خداوند نافریده است! و همین افراط باعث می شود افکار عمومی نسبت به آن موضع بگیرند و حتی اگر سخن حقی هم باشد و عدالتی در برخورد، باورشان نیاید و بی اعتمادی نسبت به حکومت را موجب شود.

بی گمان مدارا و سازش توانگر با درویش بیشتر نشانه توانگری است تا سخت گیری هایی که تجربه های بسیار نشان داده اند نتیجه مطلوبی برنمی آورند. اگر خشونت ورزی و حمله با اتوبوس از یک درویش بد است و مذموم، ‌ناشکیبایی و نارواداری بر اقلیتی ناچیز از حکومتی توانگر نیز بد است و نامقبول.

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.