درست نویسی (۱)

مجید نصر آبادی

سخن گفتن برای کاربران هرزبانی آسان است، چرا که ازکودکی همانی را ادا می کنند که درزبان مادری آموخته اند اما زمانی که بنا باشد آنچه را که می گویند بر روی کاغذ بیاورند، دشواری کار تازه نمایان می شود. حروفی که به یک شکل ادا می شوند اما به دیگرگونه نوشته می شوند و دشوارتر زمانی که واژگان بیگانه نیز به خزانه واژگان یک فرهنگ اضافه می گردد، دشواری نوشتن را فزونتر می کند.

پس مبنای درست و نادرستی واژگان وترکیبات آنها در چیست؟ همان گونه که اولین کاربر زبان، آموزش را به صورت شفاهی و از زبان مادری می آموزد، پس نخستین رکن، زبان شفاهی امروزی است و در گام بعد زبان نوشتار امروزی و متون معتبر کهنی که برجا مانده است.

نگاهی به برخی از واژه نامه ها در درست نویسی  و معنایابی، ما را بیشتر سرگردان می کند. مبنای این گفتار مقاله ی «بگذاریم یا بگزاریم؟ به قلم  روزبه رادمنش» است. برای یافتن شیوه های درست نویسی دو واژه «بگذاریم یا بگزاریم؟» وقتی به واژه نامه های مختلف رجوع می کنیم، بیشتر سرگردان می شویم.

یکی از کتبی که در این زمینه موجود است، « اغلاط مشهوره » اثر محمد حسین رکن زاده آدمیت است. وی در بخش اغلاط مشهوره کلمات فارسی که با «ات» جمع بسته شده است، خود به غلط به جای «گزارشات» که باید «گزارش ها» نوشته شود، «گذارشها» را توصیه می کند.(اغلاط مشهوره، ص۹) البته وی در چند صفحه بعد برای «گزارشاً» واژه ی «گزارش دادن» را پیشنهاد می کند.(همان، ص۱۶) به نظر می رسد که نویسنده باید به همان «گزراش» معتقد باشد اما اشتباه تایپی که یکی از معضلات آیین نگارش شده است، می تواند تداعی کننده یک غلط دیگر باشد، در اثری که داعیه ی درست نویسی دارد.

حسن عمید در کتاب «غلط های فاحش فرهنگ های فارسی»، نیز در ذیل واژه «گذاردن – گزاردن» می آورد: «گذاردن و گذاشتن بمعنی نهادن و قرار دادن چیزی در جائی است، گزاردن به معنی ادا کردن و بجا آوردن «نمازگزار»، «سپاس گزار»، «خدمت گزار» اغلب این کلمات را با ذال می نویسند غلط است.»

ابوالحسن نجفی در کتاب «غلط ننویسیم» می‌نویسد: گذاشتن، در معنای حقیقی کلمه، «قرار دادن به‌طور عینی و مشهود» است، مثلاً لیوان را روی میز می‌گذارم یا کتاب را در قفسه گذاشت. اما گذاشتن مجازاً به‌معنای «قرار کردن، وضع کردن، تأسیس کردن» است، مثلاً قانون‌گذار کسی است که قانون را وضع و بنا می‌کند (و نه فرضاً کسی که قانون را اجرا می‌کند) و باید به همین صورت، یعنی با «ذ»، نوشته شود. گزاردن نیز معانی متعدد دارد، یکی به‌معنی «به جا آوردن» یا «ادا کردن» یا، بر طبق استعمال معاصران،‌ «اجرا کردن» و «انجام دادن»، مثلاً نماز گزاردن یعنی ادا کردن نماز یا قانون‌گزار یعنی کسی که قانون را اجرا می‌کند. معنای دوم گزاردن «برگردان از زبانی به زبان دیگر یا از بیانی به بیان دیگر» یا «تعبیر کردن» و «شرح دادن» است. بنابراین، گزارنده و گزارش به‌معنای «مترجم» و «ترجمه» بوده است و خواب‌گزاری یعنی «تعبیر خواب».

در نوشته‌های داستان‌نویسان معاصر می‌خوانیم: «نزار بره!» یا «چه بزار و برداری می‌کنه برا دامادش!» که غلط‌های املایی‌شان شکل دیگری ازهمان اشتباه است. نزار و بزار درواقع شکل شکسته نگذار و بگذار هستند و تابع املای این واژه‌ها. در گفت‌وگو، همه واژه‌ها شکسته نمی‌شوند و تغییر شکل نمی‌دهند، مثلاً در جمله «پس کارگاه‌تون کجا برگذار شد؟» شکل برگزاری کارگاه تغییری نکرده است که بعضی آن را به‌اشتباه با «ذ» می‌نویسند.

مدخل «برگذار» درفرهنگ فارسی معین،دهخدا و سخن با «برگزار» یکسان انگاشته شده است و در برهان قاطع نیز به این مدخل پرداخته نشده است و در ذیل «گذاشتن» معنی ادا کردن را هم آورده است. البته به نظر می رسد که پیش نهاد نجفی برای حل این مشکل کارگشاتر بوده است تا برابر نهادهایی که برخی از واژه نامه نویسان پیش نهاد داده اند. در ادامه برخی از این ترکیبات را با توجه به پیش نهاد ابوالحسن نجفی می آوریم:

آسان‌گذار [کسی که با مسائل و مشکلات آسان برخورد می‌کند]، آسترگذاری، اثرگذار،  اثرگذاری ،ارزش‌گذاری، اثر‌گذار، اسم‌گذاری، اِعراب‌گذاری، امانت‌گذار [کسی که چیزی را به امانت به کسی بسپرد]، بدعت‌گذار، برنامه‌گذاری، بمب‌گذار، بمب‌گذاری، بنیادگذار، بنیادگذاری، بنیان‌گذار، بنیان‌گذاری، پایه‌گذار، پایه‌گذاری، پِی‌گذار، تأثیرگذار، تأثیرگذاری، تاج‌گذاری، تخم‌گذار، تخم‌گذاری، رسوب‌گذار، رسوب‌گذاری، رمزگذار، رمزگذاری، ره سسسگذر، رِیل‌گذاری، سپرده‌گذار، سپرده‌گذاری، سرمایه‌گذار، سرمایه‌گذاری، سیاست‌گذار، سیاست‌گذاری، شبکه‌گذاری، شماره‌گذاری، صداگذاری، علامت‌گذار، علامت‌گذاری، فاصله‌گذاری، فروگذار [اهمال‌کار]، قال‌گذاری، قانون‌گذار [وضع‌کننده قانون]، قانون‌گذاری، قیمت‌گذار، قیمت‌گذاری، کابل‌گذاری،‌ کُدگذاری، کلاه‌گذار، کلاه‌گذاری، لقب‌گذاری، لوله‌گذاری، مرهم‌گذاری، منت‌گذار، منت‌گذاری، میراث‌گذار، مین‌گذاری، نام‌گذاری، نرخ‌گذاری، نشان‌گذاری، نشانه‌گذاری، نقطه‌گذاری، نمره‌گذاری، واگذار، واگذاری.

امانت‌گزار [کسی که به‌خوبی از عهده امانت‌داری برآید]، باج‌گزار [باج‌دهنده]، برگزار، برگزاری، پیام‌گزار [پیام‌بر، پیام‌رسان]، پیغام‌گزار، تاریخ‌گزار [روایت‌کننده تاریخ]، حج‌گزار، حق‌گزار، خبرگزار، خبرگزاری، خدمت‌گزار، خدمت‌گزاری، خواب‌گزار [تعبیرکننده خواب، معبّر]، خواب‌گزاری [تعبیر خواب]، سپاس‌گزار، سپاس‌گزاری، شکرگزار، شکرگزاری، قانون‌گزار [اجراکننده قانون]، کارگزار، کارگزاری، گزارش، گزارشگر، گزارشگری، گزارش‌نامه، گِله‌گزاری [شکایت نرم و ملایم]، نمازگزار، وام‌گزار [پس‌دهنده وام و بدهی].

منابع:

غلط های فاحش فرهنگ های فارسی، حسن عمید؛ انتشارات گوتنبرگ

اغلاط مشهوره، محمدحسین رکن زاده آدمیت؛ چاپخانه اقبال: ۱۳۲۵؛

ابوالحسن نجفی، غلط ننویسیم: فرهنگ دشواری‌های زبان فارسی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی: ۱۳۷۱٫

سایت دوشنبه؛ مجله شهرکتاب/ روزبه رادمنش، بگذاریم یا بگزاریم؟؛

فرهنگ بزرگ سخن؛ فرهنگ برهان قاطع؛

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.