دانش و دانشگاه پدیده ای جهانی است ; شهرت تاریخی این شهر مرهون نهادهای آموزشی از جمله نظامیه است

 

گفت و گو: مریم عارفی پور

ضرورت دانشگاه در شهرهای مختلف چیست؟ دانشگاه در جوامع بومی و برای مردمان بومی به زبان ساده چه دردی را دوا می کند؟ چرا در مورد روستاها کم و بیش بحث می شود که فلان روستا بیشترین آدم با سواد را دارد یا حتی آدم بی سواد ندارد اما در مورد شهرها چنین اطلاعات و بحثی گویا کلا در میان نیست؟ آموزش عالی با آموزش متوسطه چه تفاوتی دارد؟ آیا انواع آموزش در امتداد هم هستند؟ و سئوال های بسیاری این دست موجب شد که با یکی از اساتید دانشگاه نیشابور به گفتگو بنشینیم.

عمران گاراژیان؛ دارای دکترای باستان شناسی از دانشگاه تهران است، که از سال ۱۳۸۹ عضو هیئت علمی دانشگاه نیشابور  شده است و از بومیان منطقه است.

چه معرفی ساده ای از دانشگاه دارید؟ دانشگاه را نهادی، آموزشی قلمداد کنیم؟ آن را نهادی پژوهشی بدانیم؟ فرهنگی قلمداد کنیم، یا مثلا نهادی پایه برای توسعه، خصوصا توسعه فرهنگی بشماریم؟

گاراژیان: سخن را با کتابی که در جلسه ی معارفه ام به عنوان معاون اداری مالی دانشگاه نیشابور معرفی کردم، آغاز می کنم: با معرفی کتاب «ایده ی دانشگاه» اثر «کارل یاسپرس» به این جلسه رفتم. این کتاب به موضوعات خوبی می پردازد و علت انتخاب آن، این بود که این کتاب به ما می گوید دانشگاه ها بر اساس چه ایده هایی به وجود آمده اند، چه نقشی در توسعه داشته و چه ارتباطی با بومیت ها برقرار می کنند که من نام آن را مولفه های بومی می گذارم که مردم در بلند مدت با آن زیست می کردند.

در کتاب ایده ی دانشگاه، اصلی ترین رکن نهاد دانشگاه، پژوهش است. یاسپرس، فیسلوف پس از جنگ جهانی دوم که به شدت تحت فشار افکار فاشیستی بوده، مهم ترین رکن در دانشگاه را پژوهش می داند. دانشگاه جایی برای تولید شغل، سرگرمی، دادن مهارت و… نیست، در واقع کار دانشگاه آموختن پژوهش، برای زندگی بهتر و مرفه تر انسان هاست.

می توان از زاویه ی دیگری به موضوع نگاه کرد که در شهری مانند نیشابور، اگر دانشگاه نباشد چه اتفاقی می افتد؟ و با وجود دانشگاه چه کارهایی می توان انجام داد؟

در جایی که دانشگاه وجود دارد، مدخلی برای ارتباط با جهانیان، دانش و دانستن در مقیاس جهانی ایجاد می شود و تحت تاثیر بومیت است. در واقع یک دانشگاه در چند سطح با بومیت خود در ارتباط است و درگاهی برای ارتباط این بوم با جهانیان است. در حال حاضر دانشگاه ها در کشور ما، از همه ی شهرها دانشجو می پذیرند و همین باعث ارتباط بومیت های مختلف با یکدیگر و آشنایی آنها با هم است و کسی که از شهر دیگری وارد دانشگاه می شود، اصلا نمی خواهد تا آخر عمر در آن زندگی کند بلکه پس از ۲ یا ۴ سال دوران تحصیلش، محل را ترک می کند، و تا پایان عمرش، این چند سال و آموخته هایش را از خاطر نخواهد برد.

می توان این گونه برداشت کرد که: روابط بین بومیت هایی که به نحوی در انزوا قرار گرفته اند، از طریق دانشگاه ها امکان پذیر است. در نمونه تاریخی اش، نظامیه ها مانند دانشگاه های امروزی همچون دانشگاه امام صادق (ع) بودند که تعدادی نخبه را جذب می کنند و کارمندان دولتی، خروجی آن است. اما دانشگاه های امروزی اصلا اینگونه نیست، و با وجود اینکه فارغ التحصیلان پس از تحصیل، وارد حاکمیت و دولت می شوند اما رسما برای تربیت نیروی دولتی و حاکمیتی تاسیس نشده بلکه برای پژوهش و کسب دانش، بدون دغدغه های دیگر است.

اگر به نظامیه ی نیشابور نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که در منابع تاریخی اطلاعات اندکی از آن وجود دارد و در حد یکی دو صفحه مطالب بی طرفانه نمی توان پیدا کرد. اما علمای بسیاری داریم که در سابقه ی خود، تحصیل در نظامیه ی نیشابور را دارند، یعنی در یک برهه ای مانند دانشگاه امروزی از شمال آفریقا، اسپانیا، اروپا، عراق، ترکیه تا هند و… دانشجو پذیرفته و ارتباط فرهنگی بوم خود را با دیگر نقاط برقرار کردند. بخش عمده ای از شهرت تاریخی این شهر مدیون نهادهای آموزشی آن از جمله نظامیه است.  در واقع ما در پیشینه ی خود، نوعی دانشگاه مانند دانشگاه های خاص و گزینشی علوم انسانی امروز داشته ایم، که توانسته ارتباط فرهنگی خود را با دیگر نقاط جهان از طریق تحصیلات عالیه، برقرار کند.

از میان این مدارس و نظامیه های آن زمان، شخصیتی مانند خیام شکل می گیرد که با دانش حکمی خود که مبتنی بر نجوم، ریاضیات، فلسفه و… است طغیان می کند و به نوعی در مقابل چارچوب های خشک و متحجرانه ی این نظامیه ها می ایستد.

تفاوت دانشگاه ها با این نظامیه ها و مدارس این است که چه وقفی باشد و چه دولتی، زیر تیغ کسی نمی رود و آزادی آکادمیک به وجود می آورد که ما این آزادی را در فرهنگ خود و به صورت قانونی داریم. و قانون می گوید: ورود نیروی انتظامی در دانشگاه ممنوع است و به طور قانونی نیروی انتظامی، حق ورود به دانشگاه را ندارد. در نتیجه ما یک شبه آزادی آکادمیک برای کسانی در دانشگاه هستند، قائل شده ایم. در واقع با ایجاد دانشگاه، ما یک فضای آزادی آکادمیک و مکانی برای تضارب آراء فراهم کرده ایم و این موضوع بر خلاف تفکری است که می گوید دانشگاه باید ساختمان های خیلی خاص و شیک و یا سر درهای عظیم و حیرت افکن داشته باشد.

چه مشخصات شاخص و متمایزی برای دانشگاه در مقایسه با دیگر نهادهای آموزشی و آموزش عالی قائل هستید؟

دانشگاه بر اساس کتاب ایده ی دانشگاه و تفکرات غربی،  یک تفاوت اصلی که با مدارس علوم دینی دارد، این است که خط قرمزی ندارد و نمی توان برای آن محدودیت تعیین کرد.

اما دانشگاه به شیوه ی خاور نزدیکی به گونه ی دیگری است. ، دانشگاه در فرهنگ ما، یک ایده و کالای وارداتی است که عمدتا در معرض اتهام تفکر ایده آل گرایانه است. در همه جای دنیا دانشگاه جایی است که به دنبال ایده ی بهتر و زندگی ایده آل بدون محدودیت خاص است. اما در خاورنزدیک دانشگاه متهم به غیراجرایی و غیرحاکمیتی بودن و طغیان است. شاید به همین سبب هم عموما زیر ذره بین است.

علت پذیرش این تفکر طغیان گری دانشگاه در خاورنزدیک این است که ما نمی توانیم کسی را پیدا کنیم که تفکرات ایده آلی داشته و به دنبال زندگی بهتر و مرفه تر باشد اما برای دستیابی به تفکرات خودش، آنها را محدود و بسته کند.

اگر بخواهیم وضعیت دانشگاه نیشابور را بررسی کنیم، خواهیم دید که اکثریتی از مردم نیشابور، هنوز اطلاع ندارند که نیشابور دانشگاه ملی دارد و تعدادی دانشجو در آن به تحصیل مشغولند.

تفکر دانشگاهی هنوز در نیشابور بین عوام مردم، به خاطر کم سابقه بودن دانشگاه شکل نگرفته است. در نیشابور اسم دانشگاه، سردر آن و ایده های دانشگاهی را به هیچ عنوان نمی بینیم. یک دانشگاه با علما و اساتید آن شناخته می شود و در نیشابور کسی که به عنوان استاد دانشگاه نیشابور تدریس کند و شناخته شده باشد، نداریم.

این در حالی است که در نظامیه های قدیم افراد بسیاری را داریم که عنوان علما، پیشوا و امام را با خود از نیشابور همراه دارند.

این موضوع را با مثالی می توان راحت تر بیان کرد. در وزارت علوم، عده ی زیادی تفکر بسیار ایده آلی از دانشگاه نیشابور داشتند و آن را با بیرجند و سبزوار مقایسه می کردند و تفکرشان درباره ی دانشگاه نیشابور، چیزی بزرگتر و وسیع تر از وضع کنونی آن بود و من هرچه تلاش می کردم با اعداد و ارقام، تعداد دانشجو و اساتید، موضوع را برای شان روشن کنم، موفق نمی شدم تا اینکه آن ها را به دانشگاه دعوت کردم و منتظر دیدن چندین ساختمان بزرگ، دانشجویان زیاد در رشته های متنوع و اساتید برجسته بودند که با ورود به دانشگاه متوجه واقعیت امر شدند.

مهم ترین سرمایه دانشگاه که به آن اعتبار می بخشد، سطح علمی آن است نه ساختمان ها و تعداد کارمندان، اینکه در دانشگاه، اساتید با تفکرات مختلف وجود داشته باشند و تضارب آراء در دانشگاه ایجاد شود، می تواند اعتبار آن را افزایش دهد. عموما دانشگاه ها به اعتبار اعضای هیئت علمی شان و تنوع و تکثر آنها اعتبار می یابند.

علل عقب ماندگی دانشگاه نیشابور از سایر شهرها به نظر شما چیست؟

از دوران صفوی به بعد تشیع در راس حاکمیت قرار می گیرد و مبنای حاکمیت از دوره صفوی به بعد است. این امر قطعا بر نیشابور و اطرافش تاثیر داشته است. شهر ما در کنار یکی از مراکز بزرگ مذهبی در شرق خاورنزدیک واقع شده است.

پس از حاکمیت تشیع و تخریب چندباره ی نیشابور بر اثر عوامل مختلف،  این شهر در مقابل رقیب سرسخت خود، توس و مشهد که در حال حاضر اصلا هم سنگ آن نیستیم، در موضع ضعف قرار می گیرد.

با رسمیت یافتن تشیع و وجود ثامن الائمه (ع) در مشهد، نیشابور به انزوا رفت، گرچه در قرن سوم و چهارم نیشابور بسیار تاثیرگذار بوده و از نظر زیست بومی و ارتباط با فلات مرکزی و آسیای مرکزی مطرح بوده و جایگاه خاصی دارد، اما پس از صفوی، از مشهد عقب می ماند و تا هم اکنون شاهد هستیم که مشهد بر شهرهای اطرافش سیطره دارد و نیشابور تا کنون به عنوان حاشیه ی مشهد دارد جای خودش را تثبیت می کند. این امر موجب می شود که از سوی حاکمیت بالا، احساس نیاز به دانشگاه در نزدیکی مشهد با وجود دانشگاهی مانند فردوسی، نباشد.

هر چه محلی به مرکز نزدیک تر باشد، احتمال پیشرفت آن کمتر است و هر چه دورتر از مرکز باشد، احتمال مرکز شدنش بیشتر است. این موضوع در مورد سبزوار صدق می کند و می بینیم که به علت بعد مسافتی اش از مشهد، پیشرفت بیشتری داشته است.

البته ده ها عامل دیگر در این امر دخیل است، به طور مثال عدم انسجام و همگرایی بین بومیان و مسئولین در نیشابور.

یکی دیگر از علل این امر، عوامل زیست بومی است، بوم نسبتا مستعد نیشابور برای کشاورزی و شرایط آب و هوایی نسبتا مساعد آن، باعث شده در خط و مشی توسعه، آموزش عالی کلان، اولویت نداشته باشد و در انزوا قرار بگیرد.

وضعیت کنونی دانشگاه نیشابور را چگونه ارزیابی می کنید؟ هرچه ما به معاصر می پردازیم شما راهتان را به گذشته و تاریخ باز می کنید.

در برهه ای از زمان، بدون در نظر گرفتن شرایط استاندارد و اصولی و همچنین تعداد اعضا هیئت علمی، تعداد دانشگاه ها افزایش یافت و حتی ردیف های بودجه ی آن دچار مشکل بود.

در زمان روی کارآمدن دولت نهم، حدودا بین ۷۰ تا ۸۰ دانشگاه دولتی در سطح کشور وجود داشت و پس از پایان یافتن دولت دهم به بیش از ۱۷۳ دانشگاه رسید و همگی بنای لازم و هیئت علمی کافی را نداشتند و تنها چیزی که اندکی دولت یازدهم را در این باره تبرئه می کند این است که تعداد زیادی متقاضی تحصیل داشتند و البته همین توسعه ی یک باره موجب افت کیفیت شد.

دانشگاه استاندارد، مهم تر از همه مسائل، کتابخانه ی خوب و بزرگ دارد، به اطلاعات جهانی و اینترنت پرسرعت دسترسی دارد، اعضای هیئت علمی رتبه بالا و دارای ایده های مشخص در حوزه خودشان دارد، در رشته های هنری دارای کارگاه هستند.

زیرساخت های دانشگاه، در نیشابور فراهم نیست و همین امر موجب کاهش علاقه ی دانشجویان به تحصیل در دانشگاه نیشابور می شود و کاملا طبیعی است.

توسعه ی دانشگاه نیازمند همگرایی همه ی نهاد ها و ارگان ها ست و این امر در نیشابور وجود ندارد. شهرداری ها و شهرداران، فرمانداری و ارگان های سیاسی به علت معرفی نشدن دانشگاه در شهر، تصور می کنند دانشگاه اداره ای است مانند دیگر ادارات، در صورتی که دانشگاه اداره نیست!

یکی از ویژگی های یک فرد دانشگاهی، رفتار متناسب با موقعیت اش است که نباید در مقابل انتقاد زود رنج باشد و به سرعت عصبانی شود، در واقع انتقاد پذیر بوده و جنبه ی بالایی داشته باشد. یکی از مواردی که می تواند به رفع مشکل کمک کند، پذیرفتن واقعیت هاست و به نوعی باید از مشکل رونمایی شود تا بتوان آن را حل کرد و سرپوش گذاشتن بر روی آن کاری را از پیش نمی برد. برای حل مسئله طرح مسئله لازم است نه پاک کردم صورت مسئله!

چه پیشنهاداتی برای رهایی از وضع موجود دارید؟

یکی از مهم تریم مسائلی که دانشگاه های خاورنزدیکی می تواند باشد، این است که به شدت وابسته و متناسب با بومیت های فرهنگی و پتانسیل های بومی باشند. حتی انتخاب رشته و پذیرش دانشجو بر اساس بومیت های فرهنگی باشد. یکی از مسائل دانشگاه نیشابور این است که بتواند ارزیابی دقیقی از پتانسیل های منطقه داشته باشد و بر اساس آن اقدام به جذب دانشجو نماید.

در حال حاضر، شکاف بسیار عمیقی بین دانشگاه نیشابور و شهر وجود دارد. سوال اینجاست که اگر همین دانشگاه به جای حاشیه شمال غربی نیشابور، در شاهرود، سمنان، دامغان و…تاسیس می شد، چه تفاوتی می کرد؟

هر شهری دارای پتانسیل های مخصوص به خود است، در نیشابور، فیروزه، کشاورزی و ارتباطات فرهنگی از پتانسیل های منطقه است و این پنانسیل ها در هر شهری متفاوت و متناسب با آن موقعیت است و زمینه را برای شکوفایی فراهم می کند.

در واقع ما یک سری پتانسل ها داریم که وقتی آموزش در مقیاس جهانی را با آن هماهنگ کنیم، مقرون به صرف تر عمل کرده ایم ،  درنتیجه دارای متقاضیان و اعتبار بیشتر در سطح جهانی خواهیم شد.

دانشگاه نیشابور، شاید توانسته  باشد تا حدودی ارتباط با خارج از خود را برقرار کند، اما این ارتباط نتیجه بخش نبوده است. فرهنگ سازی و زمان لازم است تا همه بخش های دانشگاه با منطقه و شهرستان ارتباطات سازنده و نتیجه بخش داشته باشند. در عین حتما در نظر داشته باشید دانشگاه و علم و دانش پدیده ای بومی و بومی گرایانه نیست، پدیده ای جهانی است. علوم پدیده ای روز آمد و جهانی است.

چرا این قدر به دانشگاه خاورنزدیکی تاکید می کنید، دانشگاه خاورنزدیکی چه خصوصیات متمایزی از دانشگاه های غربی دارد؟

دانشگاه خاورنزدیکی ، واراداتی است.  فرایند ورود فناوری و دانش ساده تر از علوم انسانی است. علوم انسانی با بومیت فرهنگی سرکار دارد و با مسائل نسبی انسانی در ارتباط است. ببینید می خواهم موضوعی را بیان کنم تا اهمیت دانشگاه و دانشکده های علوم انسانی و دید انسانی که در جامعه ترویج می کنند، روشن شود. بززگترین آفت فرهنگی خاورنزدیک  در دوره ی معاصر قبول می کنید، که داعش و طالبان است. ؟ اگر این مقدمه را بپذیرد حالا باور می کنید در بین نیروهای این گروه های تند رو هیچ دانش اموخته علوم انسانی نیست. یعنی با این همه کسانی اند که تحصیلات دانشگاهی دارند و به داعش پیوسته اند تا جایی که من می دانم هیچ انسان علوم انسانی خوانده ای نیست. این نکته مهمی است که بسیار جای تامل دارد. بهتر است، من  و شما و خواننده مان در این مورد تامل کنیم که نتایج تحصیل در دانشگاه های خاور نزدیک و حتی اروپایی چه می شود. فارغ التحصیلان ما سر از کجا می اورند؟ از یاد نبردید دانش و دانشگاه پدیده ای جهانی است خوب . برای این مسئله ی جهانی ، جهانی تامل کنیم و براساس واقعیت ها نظری داشته باشیم.

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.