داستان اتوبوس ( روز مبادا )

فروغ خراشادی

ببین چی بهت میگم: اگه محسن بیاد، دیگه حتی نگاه ت نمی کنم،

چی فک کردی؟ تازه دیروز دو تا خواستگار اومدن؛ یکی ش بچه هم داشت. زنش مرده بود. اون یکی هم”قلعگی”! اما فک نکنی بابام راضی میشه زن هر کی هر کی بشم؛ نه! بابام خیلی رو من حساسه؛ بیشتر از اون یکی خواهرم. خلاصه بگم اگر نیای، کلاه ت پس معرکه ست.

تو نه، یکی دیگه! محسن که نمرده؛ خیسوندمش واسه روز مبادا

آرام بر می گردم. دختر جوانی بی خیال دیگران، بلند بلند با مخاطب «خاص» حرف می زد. نگاهم را سریع می دزدم و چون نزدیک ایستگاه است، بر می خیزم. او هم بلند می شود. وسایلش را جمع و جور می کند. چادر مچاله ای از کیفش در می آورد و سر می کند.

پیاده می شویم و به فاصله ی کمی از هم راه می رویم. قدم هایش را تندتر می کند و وارد کوچه می شود. از کنار خانمی که بساط زیره دارد و عطرش، از بوی دود اتوبوس می کاهد، عبور می کنم. شاید سال ها از همین جا که رد می شوم، عطر زیره، قدم هایم را آرام تر می کند. نمی دانم همیشه یک نفر آنجاست یا افرادی شیفتی آن جا می نشینند؟ یادم باشد دفعه ی بعد نگاهش کنم

کارهایم را انجام می دهم و به سمت ایستگاهی دیگر می روم. ازدحام جمعیت باعث می شود از خیر اتوبوس اولی بگذرم. دومی بعد از ده دقیقه می رسد. سوارم می شوم. کنار خانمی می نشینم. می گوید می شود برایم کارت بزنی؟ نگاهش می کنم. سر تکان می دهم یعنی بله و بلند می شوم. دوباره می آیم و کنارش می نشینم. می گوید: کار سراغ داری؟ هر چی باشه؛ با هر حقوقی! فقط بیمه کنن. چرا از من چنین سوالی پرسیده؟ آن هم توی اتوبوس!

می گویم: فعلا که نه اما می سپرم. شماره تلفنش را می گیرم اگرچه زیاد خوش بین نیستم. شماره اش را می دهد. خوشحال می شود. ته دلم عذاب وجدان می گیرم. شاید به او امید واهی داده باشم؛ اما کار از کار گذشته است. باید خط عوض کنم. ایستگاه پیاده می شوم. حس می کنم از تمنای نگاهش خلاص شده ام. چند ثانیه نگذشته، خانمی به سمتم می آید. خوشرو و مهربان است. سلام می کند و می گوید : می شناسم ت. اما من یادم نمی آید. خاطره ای از انتخابات ریاست جمهوری می گوید؛ شک ندارم با یکی دیگر اشتباه گرفته است، اما به رویش نمی آورم. سر ظهر است و هم صحبتی با او، انتظار برای اتوبوس را کوتاهتر می کند و احساس امنیت را در این ایستگاه خلوت، بیشتر ! می نشینیم. گپ می زنیم تا اتوبوس بیاید.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.