خیام نامه و بی دقتی در ماجرای فاجعه ی شهرک اندیشه

خیام نامه و بی دقتی در ماجرای فاجعه ی شهرک اندیشه

خیام نامه به عنوان نخستین نشریه ی محلی نیشابور ماجرای فاجعه ی قتل یک خانواده در شهرک اندیشه را منتشر کرد. آن شماره به چاپ دوم رسید و بسیاری از مردم که حسابی ذهنشان درگیر ماجرای این قتل ها شده بود به خواندن شرح ماجرا در این نشریه پرداختند. هفته ی بعد و در شرایطی که بسیاری از مخاطبان نشریه منتظر خبرهای تکمیلی در مورد این ماجرا بودند، خیام نامه هیچ خبری نداشت! اگرچه ظاهرا از منابع رسمی خبری به این نشریه نرسیده بود اما نشریه ای که با تیتر درشت خود، مخاطبان را جذب کرده است نباید آن ها را بی خبر می گذاشت. گفتگو با مسئولان پرونده و پزشکی قانونی اگر ممکن نمی شد می توانست با اعضای فامیل، همسایگان و شاهدان عینی و یا همکاران این زوج فرهنگی اطلاعات تازه ای به مردم بدهد و تا جای ممکن از رواج شایعات بی اساس جلوگیری کند اما چنین نکرد. یکی دو هفته بعد باز تیتر اول خیام نامه به نقل از فرمانده نیروی انتظامی استان، حکایت از وجود فرضیه هایی در مورد این قتل می داد اما وقتی مخاطبی که با دیدن این تیتر، نشریه را خریده بود آن را ورق می زد هیچ فرضیه ای در این مورد نمی یافت. این تنها یک نقل قول بود بدون هیچ توضیح بیشتر! در واقع، مخاطب، فریب خورده بود و این کار از نشریه ی خیام نامه انتظار نمی رفت. دو هفته بعدتر، در این نشریه، خبری درج شده بود مبنی بر این که با تایید قتل توسط پدر خانواده و خودکشی وی، این پرونده مختومه شده است. خبری که بسیار مهم و به نوعی فصل پایانی سریال پرمخاطبی بود که روزها مردم پی گیر آن بودند. خیام نامه این بار که باید تیتر اولش را به این خبر اختصاص می داد و یا دست کم در صفحه ی نخست، این خبر را درج می کرد آن را به عنوان خبری معمولی در صفحه حوادث آورده بود! به نظر می رسد این نشریه که به هرحال مخاطبان زیادی را جذب کرده است و در مقایسه با دیگر نشریات محلی، روند رو به پیشرفتی دارد هنوز نه حرفه ای عمل می کند و نه آن طور که شایسته است به دغدغه های مخاطبان خود پاسخ می دهد.

در حاشیه: اگرچه نیروی انتظامی این پرونده را مختومه اعلام کرده است اما در نزد افکار عمومی، این پرونده همچنان مفتوح است. به فرض هم که ماجرا آن گونه که گفته شده است روی داده باشد جای سوال است که چه شرایطی موجب می شود که یک انسان تحصیل کرده، یک معلم و یک استاد دانشگاه به جایی برسد که چنین ماجرایی را رقم بزند؟ ساده است که به قول فرمانده نیروی انتظامی نیشابور، گناه را به گردن کتاب های ضاله ای بیندازیم که گفته بودند در محل حادثه کشف شده است. شاید دور نباشد که عوامل استکبار و گروه های شیطان پرستی و شبکه های اینترنتی را هم وارد ماجرا کنند. اما باز هم سوال ما به جای خود باقی است که چرا در مملکتی که در و دیوارش رنگ و بوی مذهبی دارد و برای ترویج مذهب، نهادهای بسیاری بودجه های کلان خرج می کنند و بسیاری از مسئولان ما داغ مُهر بر پیشانی دارند یک شهروند به چنین بحران روحی و پریشانی ذهنی برسد و این فاجعه رخ دهد؟ راستی دو روز پیش تر، همین پدر خانواده، مسئول تربیت و تعلیم فرزندان و نسل آینده ی این مملکت بود. آیا کسی به وضع روحی و روانی معلمین توجه می کند؟ آیا همین معلمان افسرده ای که رنج دیده از اوضاع معیشتی شده و کسی به اعتراضشان پاسخ نمی دهد و گاه بر سر دانش آموزان فریاد می کشند و حتی به تنبیه بدنی روی می آورند نمی توانند فردا فاجعه ای دیگر را رقم بزنند؟

خیام نامه: انتظار شما در پی گیری خبر، انتظاری به حق بوده است. اما حساسیت موضوع و محدودیت های اخلاقی در پرداختن بیشتر به خبر در شماره های بعد و همچنین تیتر کردن نتیجه ی نهایی اعلام شده توسط مراجع مسئول، جهت رعایت حال بازماندگان بوده است.

ضمن آن که پوشش «مختومه شدن» پرونده در صفحه حوادث و برجسته نکردن آن در میان تیترهای صفحه اول، با توجه به الزامات حرفه ای، از جمله: در نظر گرفتن ارزش خبری و اهمیت عنوان با توجه به تکراری بودن موضوع صورت گرفته است.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.