خانه ای در خیابان چهل و یکم

فروغ خراشادی
خانه ای درخیابان چهل و یکم عنوان فیلمی است ایرانی که حمید رضا قربانی کارگردانی کرده است. فیلم نامه را آزیتا ایرایی نوشته که از یک داستان واقعی الهام گرفته است. این فیلم محصول سال ۱۳۹۴ است و برای بخش نگاه نو سی و چهارمین جشنواره ی فیلم فجر انتخاب شد.
شکوه خانم، مادر خانواده، پسرش را پیدا می کند و برای معرفی به کلانتری می برد. پسری که آن دیگری را کشته است .
صورت شکوه خانم خشک و بی روح است. خطوط چهره روی صورت استخوانی ماسیده است. نه اشکی، نه اخمی و نه لبخندی ؛ سکوت و سکون روی لب ها و دهانی که به دو سوی فک کشیده می شود تا تجسم دردکشیدگی را نمایان تر کند، توصیفاتی برای میمیک صورت هنرپیشه ی زن « سهیلا رضوی « است .
او با دو عروسش؛ فروغ و حمیده در یک ساختمان و در سه طبقه ی مجزا زندگی می کند. حیاط تنها پیوند بی واسطه ی همه ی افراد خانواده است؛ به خصوص بچه ها! قصه ی فیلم، قصه ی برادر کشی است اما ماجرا فقط همین نیست. برادر کشی رشته ی ارتباط وقایع دیگری است. اتفاقاتی که بیش از اینکه در فضای بیرون رخ دهد، در عالم درون انسان ها شکل می گیرد.
شکوه خانم طبقه ی زیرین ساختمان سکونت دارد، همانطور که سنگ زیرین آسیاب هم هست؛ در کشمکش میان عروس ها که یکی خونخواه شوهر است و دیگری درصدد رضایت گرفتن از «صاحب خون». او هم خونخواه است و هم ولی دم. هم زیر بار مادر قاتل بودن است و هم زیر اندوه مادر مقتول بودن. فیلم دشواری وظیفه را یادآور می شود: زنی مخیر به انتخاب بخشش یا قصاص !
اما او خونخواهی می کند؛ نه که طالب قصاص باشد، از آن رو که برای بازمانده ی پسرش، نوه اش، حق انتخاب قایل است. چگونه می تواند این ریسک بزرگ را بکند: جان فرزندش را در دستان نوه اش بگذارد! اما او امیدوار است، به روابط گذشته و گذشت در آینده…
داستان فیلم را تقابل سه زن پیش می برد: زنی که در آتش انتقام می سوزد اما خودش توان خشونت ورزی ندارد، زنی که در انتظار گذشت است و زنی که الاکنگ زندگی را متوازن می کند.
فیلم نیم نگاهی هم به تاثیر مخرب حوادثی از این دست، بر زندگی کودکان دارد. فرزند قاتل، دختری خردسال است، مورد بی مهری پسر عمویی قرار می گیرد که تا دیروز هم بازی اش بوده است. .نگاه خشم آلود زن عمو را تحمل می کند، حسرت مادربزرگ و اندوه مادر را؛ ترس از پدر را هم که نمی شود با هیچ یک از موارد قبلی قیاس کرد.
پسر نوجوان، پسر مقتول، برادر زاده ی قاتل ! سرگردان است همان جور که عمویش .
نکته ی قابل توجه در این فیلم، پرهیز از خشونت مستقیم است. نه حرف ها بوی خشونت آنچنانی می دهد نه رفتارها؛حتی پرخاش ها هم خشونت آمیز نیست. گویا همه پذیرفته اند که برای حل مساله مرجعی وجود دارد و طرفین نیازی به اقدام خودسرانه نمی بینند. شخصیت مادر هم در این فیلم، به رغم کاستی ها در پرداخت نقش، به لطف بازی رضوی، باور پذیر است. زندگی زنان فیلم به نوعی بیانگر کشمکش درونی ماست در بزنگاه های زندگی . از حشو و زواید فیلم هم که بگذریم، پایان باز اما امیدوارکننده ی آن، هنگام رویارویی قاتل و برادرزاده اش، تاثیرگذار است. برخورد سرسختانه ی برادرزاده بیش از آن که بوی انتقام و کینه جویی بدهد، عطر عاطفه ی سالیان دراز در کنار هم بودن را می پراکند؛ نوعی عقده گشایی و بخشش توامان که نه تنها اشک طرفین دعوا را در می آورد، بلکه مخاطب را نیز همراه می کند.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.