حکم جلب و آثار حقوقی آن

محسن متقیان

وکیل دادگستری

22147_416حکم جلب عبارتی عامیانه است که در علم حقوق، به آن «قرار جلب» یا «دستور جلب» گفته می شود، زیرا در عرف حقوقی و قضایی حکم، به معنای رای دادگاه است، در صورتی که دستور جلب، رای محسوب نمی شود و فقط نوعی دستور است. قرار جلب، در امور کیفری دستوری است که قاضی پرونده در مراحل مختلف برای دستگیری افراد صادر می کند تا آنان را به محضر دادگاه بیاورند.

بنابراین قرار جلب در دو حالت صادر می شود: گاهی قاضی دادگاه در روند اجرای حکم، برای مجبور کردن فرد به اجرای حکم، قرار جلب صادر می کند و گاهی نیز زمانی که هنوز فرد متهم نشده، قاضی برای رسیدگی به حکم و انجام تحقیقات بیشتر، دستور جلب کسی را که از او شکایت شده است، صادر می کند. البته در مورد دوم هنوز معلوم نیست که فرد متهم است یا خیرر و فقط اتهام به وی متوجه است و به این علت که دلایلی برای متهم بودن وجود دارد، قاضی این قرار را صادر می کند. در این حالت ابتدا، متهم را به دادگاه دعوت می کنند و در صورتی که وی در دادگاه حاضر نشود، برای رسیدگی به پرونده، او را جلب می کنند.

در دعاوی حقوقی نیز زمانی می توان به دستور جلب رسید که یا نتوانیم در زمان اجرای حکم، مالی از بدهکار معرفی کنیم یا خود بدهکار، مالی را برای ادای دینش معرفی نکند. بنابراین قاضی پرونده با اعمال ماده ۲ «قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی» حکم جلب او را صادر می کند.

هر قاضی فقط در حوزه قضایی خود می تواند دستور جلب صادر کند؛ مثلا کل استان تهران یک حوزه قضایی محسوب می شود و قاضی تهران فقط اجازه صدور دستور جلب در حوزه استان تهران را دارد و اگر شخصی که قرار است برایش دستور جلب صادر شود، در خارج از حوزه قضایی باشد، باید به حوزه قضایی دیگر «نیابت» داده شود.

دستور جلب نیز به دو روش اجرا می شود: گاهی ممکن است قاضی پرونده دستور جلب را به یک کلانتری خاص ابلاغ کند که به این نوع «قرار جلب عادی» می گویند، اما اگر دستور جلب به حوزه همه کلانتری های حوزه داده شود، به آن «جلب سیار» گفته می شود. استفاده از هریک از این دو روش  جلب به اعلام شما به عنوان شاکی بستگی دارد، به این صورت که اگر در دادگاه اعلام کنید نشانی محل زندگی فردی را که از او شکایت دارید می دانید، دستور جلب عادی برای او صادر می شود، اما اگر نشانی او را نمی دانید یا بدهکار متواری شده است ، باید این موضوع را در دادگاه اعلام کنید تا دستور جلب سیار برایش صادر شود. به کمک این دستور مدت دار، می توانید هرجا که مجرم بودن متهم برای بازپرس احراز شود، قرار مجرمیت صادر می شود. بازپرس در ادامه، پرونده را به دادستان ارجاع می دهد تا وی کیفر خواست صادر کند.

گاهی بازپرس پس از رسیدگی به موضوع، برای متهم قرار منع پیگرد  یا منع تعقیب صادر می کند؛ یعنی اعلام می کند که متهم یا به دلیل کافی نبودن دلایل یا به دلیل جرم نبودن عملی که به او نسبت داده شده است، قابل تعقیب نیست و باید رها شود. در این موارد، شاکی و دادستان حق تجدید نظر خواهی و اعتراض به این قرار را دارند.

وقتی که دادستان یا شاکی از این قرار تقاضای تجدید نظر و به آن اعتراض کنند، برای رسیدگی به این اعتراض، پرونده به دادگاه خواهد رفت و دادگاه موارد را بررسی می کند و چنانچه به این نتیجه برسند که متهم قابل تعقیب است و قرار بازپرس را نقض می کند و « قرار جلب به رسیدگی» صادر می شود. جلب به رسیدگی یا جلب به دادرسی یعنی اینکه دادگاه تشخیص می دهد که این پرونده باید دارای قرار مجرمیت و کیفر خواست باشد و قابل طرح در دادگاه است.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.